استاندارد ISO/TS 16949 بر شاخص های کیفیت:سیر تحولات کیفیت

تاریخچه و سیر تحولات کیفیت

مدیریت کیفیت تا کنون تحولات گوناگونی را پشت سر گذاشته است در حقیقت دامنه این تحولات

از زمانی که انسان براي اولین بار وسیله اي را ساخت شروع شده وامروزه با مفاهیمی نظیر TQM همچنان به سیر خود ادامه می دهد.

2-3-1- عصر بازرسی محصول[1]  

تا قبل از قرن نوزدهم میلادي تولیدات صنعتی معمولا در حجمی کم صورت می گرفت.هر قطعه پس از ساخته شدن،توسط سازنده مورد بازرسی قرار می گرفت و اگر ایرادی داشت بر طرف می گردید تا در مرحله مونتاژ سازنده را دچار زحمت نکند.سالهاي 1800 به بعد مقارن تخصصی تر شدن کارها و تولید انبوه محصولات بود. دراین سالها بازرسی محصولات براي یافتن نمونه هاي معیوب و جدا کردن محصول خوب از بد مورد توجه جدي تر قرار گرفت.در سال1992شخصی به نام رادفورد[2] مفهوم کیفیت را به گونه اي امروزي بیان کرد: (فارسيجاني،1386)

«كیفیت یعنی تطابق با خواسته هاي از پیش تعیین شده».در این دوران بازرسی وظیفه اي مستقل به شمار می آمد اما هیچ گاه از بازرسان خواسته نشد که به دنبال ریشه و علل بروز عیب بگردند.همراه با بلوغ سیستم تولید امریکایی، ابزار اندازه گیري، دقیق تر شده و بازرسی، مهم تر می شد. در اوایل دهه 1900میلادي، فردریک دبلیو تیلور[3]، پدر مدیریت علمی، بازرسی را از طریق تفکیک و تخصيص آن به عنوان یکی از 8 وظیفه ضروري هر سرپرست براي اعمال مدیریت اثربخش کارگاهی، قانونمند کرد:

«بازرس،مسئول کیفیت کار است و کارکنان و رؤسا باید مراقب باشند که کار تمام شده را بازرسی كنند»

2-3-2- عصر کنترل کیفیت آماري[4]

سال 1931، نقطه عطفی براي جنبش هاي کیفیت بود.آقاي شوارت[5] با انتشار کتابی به نام «کنترل اقتصادي کیفیت محصولات تولیدي» تعریفی دقیق و قابل اندازه گیري، از کنترل تولید ارائه کرده و

تکنیک هاي قدرتمندي براي پایش و ارزشیابی تولیدات روزانه معرفی کرد. وي روش هاي متنوعی

براي بهبود کیفیت پیشنهاد کرد.شوارت، در واقع عضوي از گروه بزرگ تري در لابراتوارهاي تلفن بل بود که افراد دیگري نظیر هارولد داچ[6]، دمینگ و جوران نیز در آن عضو بودند. این گروه، در ایجاد کنترل کیفیت آماري نقشی ویژه، ایفا کرد.(فارسيجاني،1386)

جنگ جهانی دوم تأثیر بسزایی در توسعه SQC گذاشت.در دسامبر1940 ، کمیته اي توسط دپارتمان جنگ امریکا تشکیل شد تا استانداردهاي کیفیت را بنویسند.این استانداردها که تمرکز اولیه آن ها برتوسعه و استفاده از چارت هاي کنترلی[7] بود،در سال هاي1941و 942منتشر شد.همان زمان، دپارتمان اردنانس[8] ارتش امریکا با مشکل نحوه تحویل تسلیحات و مهمات جنگی از عرضه کنندگان متنوع روبه رو بود.به منظور حصول اطمینان از دستیابی به سطح قابل قبولی از کیفیت، دو راه حل را دردستور کار قرار داد:

1-آزمون هاي فشرده پیمانکاران براي استفاده از نمودارهاي کنترل فرآیند

2-توسعه سیستم قابل قبول نمونه گیري و استفاده از آن توسط بازرسان دولتی

راه حل دوم، بسیار مؤثر افتاد به نحوي که درسال 1942، بخش کنترل کیفیت در دپارتمان جنگ ایجاد شد.

این گروه که از آماردانان بودند جدول هاي جدید نمونه گیري را مبتنی بر مفهوم سطح قابل قبول

کیفیت[9] (AQL) توسعه دادند.سطح قابل قبول کیفیت ضعیف ترین کیفیت قابل قبول یا به عبارتی، حداکثر درصد معیوبی قابل قبول از یک عرضه کننده می باشد.مبتنی بر این رویکرد دو نوع بازرسی مرسوم شد:

1- بازرسی نرمال براي محصولاتی که نرخ معیوبی آن ها پایین تر از AQL باشد.

2- بازرسی بسیار سخت براي محصولاتی که نرخ معیوبی آن ها بیش از AQLباشد.

[1] The Inspection Era

[2] G.S.Radford

[3] Frederick Winslow Taylor

[4] The Statiscal Quality Control Era (SQC)

[5]  Shuart

[6] Harvald Dutch

[7] Gannt Charts

[8] American Army Ordnance Department

[9] Accepted Quality Level

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.