اهداف مديريت عملكرد//پایان نامه درباره هوش هيجاني و اعتماد

اهداف مديريت عملكرد

هدف از استراتژي مديريت عملكرد، فراهم آوردن ابزار و راه‌هايي است كه از طريق آن نتيجه بهتري از سازمان، گروه‌ها و افراد حاصل شود و اين مهم از طريق درك و مديريت عملكرد در داخل و در راستاي چارچوبي توافق شده از اهداف، استانداردها و نيازهاي شايستگي برنامه‌ريزي شده ميسر و ممكن مي‌گردد. مديريت عملكرد به توسعه‌ي فرآيندهايي براي جلب موفقيت كاركنان و مديران سازمان در خصوص كارهاي لازم الاجرا مي‌پردازد و نگرشي به مديريت و پرورش كاركنان ايجاد مي‌كند كه احتمال موفقيت سازمان را در كوتاه مدت و بلند مدت افزايش مي‌دهد. استراتژي مديريت عملكرد در وهله‌ي نخست به بهبود عملكرد براي حصول به اثربخشي سازماني، گروهي و فردي مي‌پردازد. همان طور كه لاوسن[1] (1995) گفته است، سازمان‌ها بايد بگذارند كارها با موفقيت انجام بشوند. ثانياً استراتژي مديريت عملكرد به توسعه و پرورش كاركنان منجر مي‌شود. سوم آن كه استراتژي مديريت عملكرد بر تامين نيازها و انتظارت تمام گروه‌هاي ذي‌نفع سازمان – مالكان، مديران، كاركنان، مشتريان، عرضه كنندگان و عموم مردم – تاكيد مي‌كند. سرانجام آن كه استراتژي مديريت عملكرد بر ارتباطات و مشاركت كاركنان تاكيد دارد (آرمسترانگ، 1389).

از ديدگاهي ديگر نيز مديريت عملكرد داراي سه هدف عمده است:

  • تضمين تحصيل اهداف و مقاصد؛
  • ارزيابي، كنترل و توسعه ي روش ها و فرآيندها؛
  • مقايسه و ارزيابي عملكرد سازمان هاي مختلف، سيستم ها و افراد (Pitt and Tucker, 2008).

اما مي توان گفت كه به طور كلي هدف مديريت عملكرد بر اين اصل استوار است كه چيزي به نام بهترين راه حل براي حل مشكلات وجود ندارد و مدير بايد از نوعي استراتژي حل مشكل بهره گيرد كه به بهترين نيازهاي پيروان در موقعيت هاي منحصر به فرد پاسخگو باشد (جماليان، 1383).

فرآيند و مراحل مديريت عملكرد در سازمان‌ها

استراتژي مديريت عملكرد بايد روي طراحي فرآيند منعطف و پايدار تمركز كند، فرآيندي كه مديران و آن‌هايي كه مثل شريك مديران هستند را در قالب يك چهارچوب درگير كار مي‌كند و مشاركت مي‌دهد. اين استراتژي بايد مشخص و تعيين كند كه مديران و كاركنان چگونه مي‌توانند براي دست‌يابي به نتايج مورد انتظار با يكديگر همكاري كنند. اين استراتژي بايد بر برنامه‌ريزي عملكرد آينده و بهبود آن تاكيد و تمركز كند تا بر ارزيابي گذشته. مديريت عملكرد، فرآيندي است براي اندازه گيري و ارزيابي و نتايج و بازده‌ي فعاليت‌ها در قالب عملكرد كه با معيار انتظارات تبيين شده به شكل اهداف، مقايسه مي‌شوند. از اين حيث مديريت عملكرد بر اهداف، استانداردها و معيارهاي ارزيابي عملكرد يا شاخص‌هاي ارزيابي، تمركز و تاكيد دارد (آرمسترانگ، 1389).

مديريت نوين عملكرد فرآيند راهبردي است كه ارزيابي عملكرد را نيز در خود جاي داده است كه مراحل اين فرآيند شامل: تعريف اهداف سازمان، تعيين مقاصد فردي يا گروهي، ايجاد و هماهنگي ميان طرح‌هاي بهبود و طرح‌هاي آموزشي، اجراي ارزيابي عملكرد، دريافت منظم بازخورد، اختصاص پاداش و انجام برنامه‌ريزي خدمتي براي افراد است. در همين راستا فرآيندهاي دست‌يابي به اهداف به گونه‌اي منظم و رسمي مورد بازبيني قرار مي‌گيرد و يك سيستم بازبيني جهت شناسايي نتايج  فعاليت‌هاي بهبود و نيز براي آموزش و پاداش وجود دارند و نيز كل سيستم خود را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد و بازخوردهاي لازم در مورد تغييرات و بهبود را فراهم مي‌آورد. چنين سيستمي داراي سه ويژگي بسيار مهم است:

  • دارا بودن فرآيند هدف‌گذاري و تعريف اهداف عملكرد؛
  • دارا بودن رسمي ارزيابي عملكرد به گونه‌اي منظم؛
  • وجود رابطه ميان الزام‌هاي عملكردي و پرداخت (يزدچي، 1383).

براي استقرار نظام مديريت عملكرد در سازمان‌ها طي مراحل مختلفي نياز است كه به صورت خلاصه مي‌توان مراحل مربوطه را به شرح زير بيان كرد:

  1. بررسي پيش نيازهاي نظام مديريت عملكرد: به طور كلي پيش نيازهاي اصلي نظام مديريت عملكرد كه در عمل تجربه شده و مورد نياز است را مي‌توان به شرح زير دانست:
  • وجود نمودار و ساختار سازماني مناسب و متعادل در سازمان؛
  • وجود احساس نياز به نظام مديريت عملكرد (ارزيابي عملكرد در سازمان)؛
  • حمايت مديران ارشد سازمان از نظام مديريت عملكرد؛
  • بومي سازي نظام مديريت عملكرد در سازمان؛
  • تمايز قائل شدن بين نظام مديريت عملكرد و نظام پاداش‌دهي در سازمان؛
  • پذيرفتن اين اصل كه با استقرار مديريت عملكرد همه‌ي مشكلات سازمان را نمي‌توان يك جا حل كرد.
  1. مرحله انتخاب مدل مناسب مديريت عملكرد براي سازمان: براي استقرار نظام مديريت عملكرد يك چهارچوب نظري و مدل مناسب به عنوان زيربناي كار مورد نياز است. در اين راستا براي انتخاب مدل مناسب عملكرد براي هر سازمان ضروري است. براي اين كار، مدل‌هاي موجود مورد بررسي قرار گرفته و متناسب با شرايط فرهنگي، توليدي، منابع انساني و … سازمان، مدلي مناسب انتخاب و معرفي مي‌گردد.
  2. مرحله بومي كردن مديريت عملكرد در سازمان: منظور از بومي كردن مدل اين است كه ابعاد مدل با شرايط مختلف انساني، فرهنگي، اجتماعي و … در سازمان سازگار شده و سازمان آن را بپذيرد. براي بومي كردن يك مدل مراحل زير بايد طي شود:
  • توجيه مقدماتي نظام مديريت عملكرد؛
  • نظرخواهي در مورد كليات طرح مديريت عملكرد.
  1. مرحله شروع طراحي و پياده سازي: در اين مرحله با توجه به جمع آوري اطلاعات در مراحل قبلي كار طراحي و تدوين بنيادهاي نظام مديريت عملكرد شروع مي‌شود. مرحله طراحي نيازمند بررسي دقيق و همه جانبه‌ي كارشناسي دارد كه بتوان اطلاعات و داده‌هاي جمع‌آوري شده را خوب پردازش كرد و آن‌ها را با همديگر تركيب و به نحو مطلوبي از آن‌ها ايده گرفت.

[1] . Lawson

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.