بنگاه های کوچک و متوسط//پایان نامه به کارگیری بازار الکترونیکی

بنگاه های کوچک و متوسط[1]:

سازمان­هاي كوچك و متوسط نيروي تاثير­گذاري در فرآيند توسعه اقتصادي كشورها مي­باشند كه به علت نداشتن متولي و سازماني كه بصورت جدي، مطالبه­گر توجه به جايگاه اين سازمان­ها در برنامه­ريزي كلان كشور گردد، از ايفاي رسالت خود در توسعه اقتصادي كشور بازماند­ه­اند. شركت­ها و سازمان­هاي كوچك و متوسط بر اساس معيارهاي مختلفي تعريف مي­شوند. برخي از اين معيارها عبارتند از: حجم اشتغال، حجم سرمايه، حجم توليد، نوع تكنولوژي و صادراتي بودن توليدات، ميزان گردش مالي و… (سمیع زاده و چهارسوقی،1387).

تحولات پيچيده و سريع تكنولوژي و فناوري اطلاعات[2] چند دهه اخير و نيز شتاب­گيري روند جهاني شدن موجب شده است تا جوامع تلاش كنند تا بيش از پيش خود را براي پذيرش تغييرات و تحول آماده كنند. آنچه كه تا چند دهه پيش به عنوان يك امتياز اقتصادي تلقي مي­شد عبارت بود از برپايي و فعال نگه داشتن شركت­هاي بزرگ و چنين استدلال مي­شد كه هر چه اين شركت­ها بزرگتر باشند اقتصاد پويا­تر و قدرتمند­تر مي­گردد. اگر چه اين تفكر طي چندين دهه رونق گرفت و بر پايه آن شركت­هاي غول پيكري هم پديدار شدند، ولي تحولات اخير و به ويژه فناوري اطلاعات و ارتباطات پيچيده­تر شدن فرايندهاي مديريتي و تصميم­گيري، نياز به تصميم­گيري­هاي آني و ضروري و تجارب حاصل از فعاليت­هاي بنگاه­هاي کوچک و متوسط اهميت اين بنگاه­ها را نمايان ساخته است (لعلی،1382).

واژه «سازمان­های کوچک و متوسط» در تعداد کمی از کشورها به صورت استاندارد تعریف شده است. به عنوان مثال، قبلاًً هریک از اعضای اتحادیه اروپا به طور سنتی، تعریفی از آن را ارائه می کرد. مثلاً آلمان سازمان­هایی که تعداد کارکنان آن500 نفر و بلژیک سازمان­هایی که تعداد کارکنان آن 100نفر باشد را کوچک و متوسط می­دانست. پس از ارائه يك تعريف اوليه در سال 1996میلادی، اتحادیه اروپا در سال2003 این مفهوم را استاندارد كرد و در تعريفي كه هم­اكنون در اتحاديه اروپا مورد اجراست. کمیسیون اروپا در سال 2003تركيبي از تعداد كاركنان، گردش مالي سالانه و يا ترازنامه سالانه را  مبنا قرار داد. در تعریف ارائه شده، سازمان­هایی با تعداد كاركنان کمتر از 50نفر را “کوچک” و سازمانهای با کمتر از 250نفر را “متوسط” نامیده اند، ضمن آنكه بنگاه­هايی با تعداد كاركنان كمتر از 10 نفر را خيلي كوچك (ميكرو) می­نامند. اکثر کشورها همین تعریف را مورد اجرا قرار می­دهند (معاونت برنامه­ریزی و امور اقتصادی،1388).

گردش مالي سالانه 50، 10و2 ميليون يورو و تراز سالانه 43 ،10 و2 ميليون يورو نيز به عنوان حدود تعريف شده براي سه نوع بنگاه متوسط، كوچك و خيلي كوچك پيش بيني شده است. آلمان از سال 2005میلادی از تعریف اتحادیه اروپا استفاده کرد. در مقابل امریکا، صنایع با کمتر از 100نفر را کوچک و صنایع با کمتر از 500 نفر را متوسط می نامد. شایان ذکر است که به گزارش کمیسیون اروپا (2005)، ميزان اشتغال متوسط كل بنگاه­ها در اتحاديه اروپا 6 نفر است و 99درصد شرکت­های اتحادیه اروپا را بنگاه­های کوچک و متوسط تشکیل می دهند که تعداد کارکنان آن در مجموع حدود 75 میلیون نفر است (موحدی،1390). به نقل از ویکی پدیا[3]، در برخی کشورهای اروپایی و نیز آمريكا، بنگاه­هاي با تعداد كمتر از 10 نفر را دفاتر كوچك ناميده و براي آنها محدوده خاصي در حوزه بنگاه­هاي كوچك و متوسط در نظر مي­گيرند.

در اتحاديه اروپا، بنگاه­هاي با تعداد كمتر از10 نفر را بنگاه­هاي خيلي كوچك (ميكرو) مي­­نامند. در برخي از كشورها، بنگاه­هاي با تعداد كاركنان 30 تا 199 نفر را كوچك و 200تا 999 نفر را متوسط ناميده­اند. در خصوص تعريف و توصيف بنگاه­هاي كوچك و متوسط در ايران اتفاق نظر قطعي وجود ندارد. وزارتخانه­ها و مؤسسات مختلف دسته بندي­هاي متفاوتي براي اين بنگاه­ها دارند. با توجه به تعريف برخي وزارتخانه­ها (چون جهاد كشاورزي)، بنگاه­هاي كوچك و متوسط روستايي، بنگاه­هاي صنعتي و خدماتي با كمتر از 50 نفر تلقي می­شود، درحالي­كه برخي وزارتخانه­هاي ديگر(چون تعاون)، تعريف ديگري دارند. تقسيم­بندي کارگاه­های صنعتی در ایران حاوي نوعي شباهت با توصيف اتحاديه اروپاست (مرکز آمار ایران، 1387).

با توجه به اهمیت بنگاه­های کوچک و متوسط و نقشی که در توسعه صنعتی کشور و واکنش سریع به تغییرات و نیازهای متنوع بازار جهانی و توسعه صادرات ایفا می­کنند، هماهنگی آن­ها با شرایط و خواسته­های بازار، ازجمله به­کارگیری امکانات تجارت الکترونیکی، یک ضرورت ناگزیر است (موحدی،1390). بنگاه­های کوچک و متوسط، در اکثر کشورها به عنوان عناصر مهم در پیشرفت­های اقتصادی-اجتماعی شناخته شده­اند. این بنگاه­ها خصوصاً در ایجاد فرصت­های شغلی با سرمایه­گذاری­های پائین، توسعه­های منطقه­ای، توسعه­های سازمانی شرکت­های متکی بر اصول تکنولوژی، نوآوری محصولات و ایجاد روش­های نوین، اهمیت بسزایی دارند (تولایی و علیرضایی،1387).

نگاهی به نظام اقتصادی-اجتماعی در بسیاری از کشورهای پیشرفته و نو توسعه یافته­ی جهان نشان می­دهد که ایجاد و حمایت از بنگاه­های کوچک و متوسط یکی از اولویت­های اساسی در برنامه­های توسعه اقتصادی این کشورها است. این بنگاه های اقتصادی علی رغم آنکه به سرمایه گذاری کمتری نیاز دارند، بازدهی بیشتری داشته و درایجاد اشتغال، ایجاد بستر مناسب برای نوآوری و اختراعات و افزایش صادرات این کشورها، نقش مهمی دارند. در بسیاری از کشورها این بنگاه­ها، تامین­کنندگان اصلی اشتغال جدید، مهد تحول و نوآوری و پیشرو در ابداع فناوری­های جدید بوده­اند. از سوی دیگر این صنایع به دلیل ویژگی­های منحصر به فرد خود می تواند از جاذبه­های فراوانی برای بخش خصوصی برخوردار باشد، که این امر بسته به شرایط داخلی اقتصادی کشورها قوانین و سیاست­های حمایتی در کشورهای مختلف به عنوان الگویی موفق برای توانمند­سازی علمی و صنعتی معرفی شده است (تولایی و علیرضایی،1387).

شركت­هاي متوسط و كوچك در بيشتر كشورهاي توسعه يافته به دلايل مختلف مورد توجه و حمايت ويژه دولت­ها قرار دارند. كه از جمله آنها مي­توان به توانايي­هاي لازم جهت جذب سرمايه­هاي محدود و پراكندة موجود در جامعه و هدايت آنها در فعالي­ هاي توليدي و صنعتي اشاره نمود. با توجه به توضيحات فوق ارائه راهكارهايي به منظور تسهيل حضور فعال سازمان­هاي كوچك و متوسط در چرخه اقتصادي كشور مي­تواند به توسعه و شكوفايي اين سازمان­ها منجر شود. در اين ميان با توجه به رشد روزافزون كسب­وكارهاي الكترونيكي كه موج عظيم آن در سال­هاي اخير اقتصاد جهان را متحول نموده است، بررسي اين پديده نوظهور در سازمان­هاي متوسط و كوچك مي­تواند از اهميت بالايي برخوردار باشد (سمیع زاده و چهارسوقی،1387).

[1]  Small & Medium Enterprises

[2]  InformationTechnology

[3]  Wikipedia

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.