بی‌قاعدگی‌های بازار/:پایان نامه درباره آموزش کارآفرینی

دانلود پایان نامه

بی‌نظمی یا بی‌قاعدگی‌های بازار

تعریف نظری: استثناء‌ها یا بی‌قاعدگی‌ها، رویدادها یا وقایعی هستند که نشان از انحراف بازار از قواعد منطقی و عقلایی دارد و نمی‌توان با تئوری غالب آنرا توضیح داد. در علوم طبیعی می‌توان بسیاری از این بی‌قاعدگی‌ها را نام برد، مثلاً تمام فلزات جامد هستند، اما جیوه فلزی است که جامد نیست و مغایر نظر غالب است. در مورد بازار سهام؛ بی‌قاعدگی‌ها در مواجهه با تئوری بازار کارا قرار می‌گیرند؛ به‌طوری‌که در صورت وجود الگوهای از پیش تعیین شده شرایط را جهت استراتژی معامله سهام با بازده‌های اضافی فراهم می‌آورد. (راعی و شیرزادی، 1387)

تعریف عملیاتی:  یکی از خصوصیات بازار کارا، بازدهی یکسان در تمام روزهای سال، اعم از روزهای قبل و بعد از تعطیلات رسمی و سایر روزها می‌باشد. در صورتی که رفتار بازار خلاف این عمل کند، به عنوان یکی از بی‌نظمی‌های بازار شناخته می‌شود. در این تحقیق به بررسی این موضوع در بی‌قاعدگی‌های بازار پرداخته می‌شود.

بی‌قاعدگی که در تئوری بازار کارا بیان شده است، شامل دو دسته بی‌قاعدگی‌های تقویمی و بی‌قاعدگی‌های غیرتقویمی می‌باشند.

2-6-1 بی‌قاعدگی‌های غیرتقویمی[1]

بي‌قاعدگي‌ها و بي‌نظمي‌هايي كه فرضيه بازار كارا را زير سؤال برده و نمي‌توان آنها را درغالب بي‌نظمي‌هاي فصلي طبقه‌بندي كرد، به بي‌قاعدگي‌هاي غيرتقويمي مشهورند. در بي‌قاعدگي‌هاي غيرتقويمي عامل زمان برهم‌زننده فرضيه بازاركارا نيست؛ بلكه عوامل محتوايي بازار اين‌گونه پديده‌هاي ناهماهنگ را شكل مي‌دهد. ازجمله اين بي‌قاعدگي‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره نمود: (راعی و شیرزادی، 1387)

اثر تجزیه سهم: به‌طور منطقي تجزيه سهام يك شركت نبايد اثري بر ارزش شركت فوق بگذارد. ليكن شواهد و مطالعات فراواني حاكي از آن است كه تجزيه سهام يك بنگاه سبب افزايش قيمت سهام هم قبل و هم بعد از انتشار اعلاميه تجزيه سهام مي‌شود.

اثر بازده نقدی: اين اثر بيانگر آن است كه سهامي با سود نقدي بالا داراي عملكردي بالاتر و مناسب‌تر از ميانگين بازار مي‌باشد. اين اثر در شركت‌هاي كوچك به دليل اينكه چنين شركت‌هايي سود نقدي بالاتري براي جبران ريسك اندازه خود پرداخت مي‌نمايند، بيشتر به چشم مي‌خورد و آنها اغلب عملكرد بهتري نسبت به شركت‌هاي بزرگتر از خود نشان می‌دهند.

اثر سهام قیمت پایین: این اثر بیان می‌دارد که سهام قیمت پایین نسبت به سهام قیمت بالا، عملکرد بهتری دارد. از آنجا که با کاهش فروش شرکت، سود نیز به همان میزان کاهش می‌یابد، لذا سهامی که قیمت کمتری دارد، حرکت نزولی کمتری نسبت به کاهش فروش از خود نشان می‌دهد.

اثر شرکت از قلم افتاده[2]: مشاهده شده، شرکت‌هایی که توسط سرمایه‌گذاران نهادی و تحلیل‌گران خبره بازار، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند، اغلب بازده بالاتری نسبت به سایر شرکت‌ها دارند.

اثر اندازه: بنز[3] (1981) با ارائه شواهدی نشان داد که اندازه شرکت‌ها در تعیین بازدهی آنها تأثيرگذار است. بنز دریافت که میانگین بازده‌های سهام شرکت‌های دارای اندازه کوچک بسیار بالاتر از بازده‌ای بود که به‌وسیله بتای بازار پیش‌بینی شده بود و میانگین بازده سهام شرکت‌های دارای اندازه بزرگ بسیار پایین‌‌تر از بازده پیش‌بینی شده توسط بتای بازار بود. شواهد تجربی نشان می‌دهد، شرکت‌های کوچک (شرکت‌های کوچکتر از متوسط سرمایه بازار) به‌طور متوسط نرخ بازدهی بالاتری را نسبت به شاخص کل بازار سهام به‌دست می‌آورند.

اثر شاخص: این اثر عنوان می‌دارد، قیمت سهام شرکت‌هایی که به شاخصی همچون S&P500 اضافه می‌شوند به سرعت افزایش می‌یابد و با لیست شدن در این شاخص، بازده غیرمعمول کسب می‌کند. بنابراین سرمایه‌گذاران باید به سرعت سهامی را که قرار است جزء شاخص S&P500 قرار گیرند بخرند و از خرید سهامی که قرار است از این شاخص جدا شوند، دوری گزینند. (راعی و شیرزادی، 1387)

[1]. Non Calendar Anomalies

[2]. Neglected Firm Effect

[3]. Banz

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.