تاریخجه آموزش/پایان نامه آموزش ضمن خدمت و رضایت شغلی

دانلود پایان نامه

تاریخجه آموزش کارکنان در ایران

در ایران نیز آموزش های سنتی به روش استاد-شاگردی انجام می شد و هر کس تمایل به آموختن حرفه ای را داشت نزد استادان آن فن شاگردی می نمود وآن حرفه را می آموخت اما به تدریج، با ایجاد تشکیلات وسازمان های رسمی برای بخش صنعتی، اداری وخدمات کشور آموزش کارکنان نیز ضرورت یافت. برای اولین بار کلاس هایی برای آموزش کارکنان گمرک و وزارت دارایی تشکیل گردید وسپس آموزشگاههایی در زمینه آموزش به فعالیت پرداختند. از سال 1327 برنامه های آموزش کارکنان جزء طرح های دولت قرار گرفت و دوره های آموزشی چندی به اجرا درآمد. وزارتخانه های مختلف با توجه به نیازهای خود اقدام به اجرای دوره های آموزشی گوناگون نمودند تا آنکه برای هماهنگی دوره های آموزشی کارکنان در بخش دولت، قانون استخدام کشوری در سال 1345 وزارتخانه ها و موسسات دولتی را مکلف نمود تا با رعایت مقررات مذکور ادامه واجرای برنامه های آموزش و یا کار آموزی و مستخدمین خود را به تصویب سازمان امور اداری و استخدامی برسانند. در سال 1349 طبق قوانین کار، صندوق کارآموزی برای آموزش کارگران ایجاد گردید که تحت نظارت وزارت کار و امور اجتماعی به آموزش در بخش صنعت پرداخت پس از آن در طرح های طبقه بندی و مشاغل اعم از دولتی و یا خصوصی به گذراندن دوره های آموزشی توجه بیشتری شد و ارتقای کارمندان منوط به گذراندن دوره های آموزشی گردید. بنابراین می بینیم که با گذشت زمان و با توسعه و گسترش  سازمان های اداری و دولتی، لزوم آموزش کارکنان در بخش اداری وخدمات نیز ملموس گردیده و مدارس ومراکزی هم برای این نوع آموزش ها بوجود آمد. در خدمات دولتی، گذراندن دوره های خاص آموزش، ضروری اعلام گردید و احراز پاره ای از مشاغل مستلزم گذراندن دوره های آموزش خاص شد. بدین ترتیب آموزش فنون و روش ها وشیوه های فنی و اداری از آموختن به شیوه استاد-شاگردی به شیوه های رسمی و منظم تبدیل گردیده و حیطه وسیعی را دربرگرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به لحاظ تحولات عظیم در نظام سیاسی–اجتماعی وفرهنگی آموزش کارکنان چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی در جمیع ابعاد بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت (علوی، 1391، ص 203).

2-1-15- ماهیت آموزش ضمن خدمت

آموزش یکی از ابزارهای اساسی مدیریت می باشد. مشروط بر اینکه برنامه های آموزشی در جهت تغییر و اصلاح کارکنان برای رسیدن به هدف های سازمان طرح ریزی شده باشد. مسلماً مدیران با بوجود آمدن تغییرات روزافزون در ابزار و وسایل تولید و استفاده از روش های جدید باید فکر افزایش کارایی خود باشند. بخش عظیمی از افزایش کارایی مستقیماً در رابطه نزدیک با آموزش ضمن خدمت می باشد، در این راستا علاوه بر توجه به آموزش باید در نظر داشت که این مقوله به تنهایی راه گشای مسائل ومشکلات سازمان نمی باشد. شتاب گرفتن رخدادها، دامنه وسیع تغییرات، پیچیدگی روز افزون پدیده ها، خروج سریع روند حوادث از مسیر ومدار مطلوب وعدم توانایی تصحیح سیر این حوادث نامطلوب در صورت تاخیر در عمل و در نتیجه گسترش بحران، همه وهم ما را بر این می دارد که بیش از پیش بر آینده تسلط پیدا کنیم. برای آن باید آموخت که چگونه برآن مسلط شویم وآنرا اداره کنیم؟ ما در عصری زندگی می کنیم که در آن به علت شتاب رخدادها، آینده درازمدت به ما نزدیک می شود و فرصت عمل را کوتاهتر می کند؟

در حقیقت به منظور استفاده صحیح از تکنولوژی نوین وهماهنگ نمودن کارکنان با پیشرفت های علمی، ضرورت آموزش مداوم آشکار می گردد. آموزش نمی تواند صرفاً به آنچه در ابتدای کار به کارمند آموخته می شود محدود گردد و باید امری مداوم و مستمر باشد (Orangi, Gholtash, 2013, p 97).

آنچه که دانش نوین را از تعلیم و تربیت سنتی جدا می کند، تعبیر فکر تربیت اولیه ( آموزش در محدوده زمانی خاص) به آموزش مدوام در طول زندگی است. امروزه آموزش وپرورش به تعلیماتی که در ابتدای کار به افراد داده می شود محدود نبوده و پیشرفت وشکفتگی تمام امکانات موجود بشری را مد نظر دارد. آموزش صرفاً انجام دادن بعضی مقاصد و تحقق برخی آرزوها نیست بلکه مجموعه ای است از حرفه های دشوار وفرآیندهایی که بر فنون مخصوصی استوار هستند. ما باید به دنبال یک آموزش مستمر وفراگیر باشیم. بدین معنی که در یک مجموعه تولیدی همه زیر پوشش آموزش باشند، اعم از کارگر، کارمند، مدیر وغیره وکسی فکر نکند کارش اهمیت ندارد یک عضو مجموعه تولیدی هر که می خواهد باشد باید در جریان مستمر آموزش قرار گیرد وپس از یک دوره آموزشی رها نشود.کنت تی بایرز؛ آموزش را جزئی جدایی ناپذیر از زندگی انسانها می داند، وی در این باره می گوید :

قرن ها زندگی بشر تا به امروز، همراه با دگرگونی هایی بوده، این دگرگونی ها گاه تند وشتاب آمیز جلوه کرده است. شتاب و خشونت برخی از تحولات احتمالی آنچنان بوده که انقلاب نام گرفته، اما پرسش مهم این است که قرن حاضر را چه باید نامید؟ آنچه که در این قرن ما رخ داده است می توان گفت که قرن سرعت است یا قرن تکنولوژی یا قرن فضا وقرن کامپیوتر. به هر حال این همان دنیای جدید ماست که می توان گفت دنیای انفجار اطلاعات وآگاهی هاست ودر عین حال دنیای با موقعیتی بس وخیم، از کمبودهای منابع مادی ومالی است. در یک چنین شرایطی است که انسان به عنوان عمده ترین عامل برای کسب بیشترین بازده از کمترین هزینه مطرح می شود. اگر بپذیریم که مهمترین ثروت یک سازمان و تشکیلات انسانهاهستند و اگر این مطلب واقعیت داشته باشد که کارکنان در هر سازمان تعیین کننده ترین عامل برای بقا وادامه حیات آن سازمان هستند پس باید گفت که خلق بهترین شرایط از بیشترین بهره دهی سازمان در گرو گسترش توانایی ها و پرورش کامل استعدادهای درونی نیروی انسانی حتی در شرایط محدودیت منابع مالی است. ضمن آنکه آموزش کارکنان تنها راه پیشرفت سازمان نیست، اما یکی از مطمئن ترین و اساسی ترین مسیرهایی که مدیریت می پیماید و باید به خاطر احتراز از تلف شدن منابع مالی و مادی سازمان همواره در نظر داشته باشد، این است که امر آموزش باید مستمر باشد. از بالاترین مسئول تا پایین ترین مقام، نه فقط به افزایش مهارت های شغلی کمک کنند بلکه موجبات کسب دانش و معلومات جدید را فراهم آورند (اصغری، جلیلیان، 1393، صص 62-61).

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.