تعاریف استرس:پایان نامه ارتباط اصول ارگونومی و استرس در شرکت گاز

 تعاریف استرس

بانگاهی به گستره تحقیق در زمینه استرس می­توان گفت گام اول در این راه، ارائه تعریف دقیق از استرس است. البته تعریف واحدی که مورد قبول عام باشد، در دست نیست. در اینجا تعدادی تعاریف ارائه شده تکرار می­شود:

  1. کنون1 (1930) واژه استرس را در اشاره به واکنش فیزیولوژیکی که در اثر ادراک موقعیت­های آزارنده یا تهدید آمیز بروز می­کند، معرفی نمود. (کنون، 1930: 14).
  2. سلیه2 (1983) استرس را به منزله یک پاسخ فیزیولوژیک دانست که منجر به نشانگان عمومی سازگاری می­شود و در همه افراد ایجاد شده و شامل سه مرحله هشدار، مقاومت و تحلیل رفتگی می­باشد.(سلیه،1983: 3).
  3. لازاروس و فلکمن (1984) مقبول­ترین رویکرد را نسبت به استرس عنوان کرده است که رویکردی تعاملی است و نظریه روانشناختی درباره استرس قلمداد می­شود. (لازاروس و فولکمن،1984: 6).

آنها استرس را به عنوان رابطه بین شخص و محیط که توسط شخص به صورت فشارآور و فراتر از توانایی او ارزیابی می­شود و سلامتی او را به خطر می­اندازد، تعریف می­کنند.

  1. آدر و کوهن[1]،(1993) استرس را به هرنوع شرایط طبیعی یا ذهنی که توسط ارگانیزم به صورت تهدید واقعی یا ذهنی قلمداد می­شود، تعریف می­کنند. (آدر و کوهن، 1993: 84)
  2. براوین و کمپل[2](1994) استرس را به صورت محرکی می­دانند که از خارج بر فرد تحمیل می­شود و ناراحتی­های جسمانی و روانی را در پی دارد. (براوین و کمپل، 1994: 22).
  3. کرتیس (2000) معتقد است استرس( تنیدگی ) حالتی است که وقتی رخ می دهد افراد با رویدادهایی روبرو می شوند که آنها را تهدید کننده سلامت جسمی یا روانی خود می یابند. ( کرتیس 2000به نقل از فتحی آشتیانی 1385 : 4).
  4. لوتانز1، (2007) می گوید استرس را می توان پاسخ انطباقی به یک موقعیت خارجی که به خطا های جسمی، روحی ویا رفتاری افراد منجر می شود تعریف نمود. ( لوتانز، 2007 ، 21).
  5. کمنی (2002 ) معتقد است که انسانها به یک واقعه استرس زا ی یکسان براساس چگونگی ارزیابی ان به شیوه های فیزیولوژیک متفاوت پاسخ می دهند. به عقیده او بدن انچه که درمغز اتفاق می افتد پاسخ می دهد نه بر واقعه محیطی. (به نقل سایبان فرد، 1381: 18).
  6. جویس مرلین معتقد است که اکنون دیگر این باور عمومیت یافته است شرکتهایی که بهره وری و کنترل کیفیت را مدنظر قرار داده اند دخالت دادن ارگونومی را در برنامه هایشان بعنوان یک شم تجاری بکار می گیرندو شرکتهای موفق برنامه ارگونومی را با ایمنی, کنترل کیفیت و برنامه های تولیدی جهت دستیابی به حداکثر سود تلفیق نموده اند (طاهری :10:1378).
  7. کاراسک(1979) فرض می کند دو ویژگی محیط کاری برای پیش بینی استرس و فشار کار مهم هستند که شامل تقاضاهای کاری و اختیارات شغلی است. تقاضای شغلی میزان تلاش و توجه مورد نیاز برای انجام کار را در بر می گیرد و بیشتر به بار روانی کار و برانگیختگی مورد نیاز برای انجام کار مرتبط است (کاراسک و نئورل 1390)به نظر کاراسک کارهایی با تقاضاهای بالا و کنترل کمتر بیشتر استرس زا هستند, کارهایی با فشار و تقلای بالا یعنی جاهایی که دارای تقاضای بالا بلا سطح متناسب از کنترل حل نشده باشد استرس زا هستند(کاراسک 1990 :28).
  8. هرزبرگ و همکارانش نتایج بررسی های خود را چنین اعلام کردند : که اصولا دو دسته از عوامل در انگیزش تاثیر دارند اولی عوامل ابقاء (بهداشتی و یا حافظ وضع موجود) دومی عوامل انگیزشی (برانگیزاننده )می باشند (سید جوادین1380 : 186).
  9. تئوری X و Y مک گریکور : اولین بار در سال 1957 میلادی در کتاب خود تحت عنوان جنبه انسانی سازمان ها به بحث بستگی رفتار مدیران با چگونگی ادراک و دید آنها نسبت به اشخاص دیگر پرداخته, مک گریکور در مدل خود افراد را به دو دسته تقسیم و هر دسته را با عنوان تئوری X  (انسان عنصری غیر فعال) و تئوری Y (انسان عنصری فعال) از یکدیگر متمایز ساخته است.(سید جوادین 1380 : 207).

بنابراین مفهوم استرس به صورت­های مختلف مدنظر گرفته شده است. عده­ای از محققان، استرس را به عنوان شرایط محیطی تعریف می­کنند. (به طور مثال استرس شغلی، استرس مربوط به رقابت و یا استرس پرورش دادن فرزندان). طبق این دیدگاه، استرس از طریق تعامل فرد یا گروه با نیروهای خارجی به وجود می­آیند. دیدگاه­های دیگر، استرس را پاسخ فرد در موقعیت­های چالش برانگیز و تهدید آمیز در نظر می­گیرد. طبق این دیدگاه استرس واکنش فیزیکی و روانشناختی فرد یا گروه به موقعیت چالش برانگیز است. (مایکنبام2،1985: 44).

در این رویکرد استرس تنها به عنوان محرک و یا پاسخ در نظر گرفته نمی­شود، بلکه استرس به عنوان نتیجه تبادل و تأثیر متقابل فرد و محیط در نظر گرفته می­شود. بنابراین رویکرد تقابلی3، استرس را به عنوان مفهوم ارتباطی مداخله­ای ادراکی تعریف می­کند. این تعریف منعکس کننده رابطه بین فرد و محیط می­باشد که این رابطه توسط فرد به عنوان خطری برای سلامتی­اش یا زیاده­روی و تجاوز در منابعش ارزیابی می­شود.

طبق گفته فولکمن ، استرس مختص فرد و یا محیط نیست و نیز استرس یک محرک یا پاسخ نیست. بلکه استرس یک رابطه پویای خاص (تغییرات دائمی و دو طرفه) بین فرد و محیط است که در آن هر دو بر روی هم تأثیر می­گذارند. لازاروس1 اظهار داشته است که افراد به خودی خود قربانی استرس نیستند بلکه چگونگی ارزیابی موقعیت استرس­انگیز (ارزیابی اولیه) و چگونگی ارزیابی توانایی خود در مقابل با آن و حل آن (ارزیابی ثانویه)، تعیین کننده ماهیت استرس است. روند ارزیابی فرد، بر رابطه پویا و متقابل بین فرد و محیط اجتماعی تأثیر می­گذارد. (لازاروس و فولکمن،  1984، به نقل از مایکنبام، 1985: 11).

در زندگی همه افرادی که دارای شغلی هستند، استرس‏ وجود دارد و به گونه‏های مختلف بر آنها فشار روانی وارد می‏کند.تحولات شغلی مانند تغییرات سازمانی،تغییر حقوق و دستمزد،ترفیعات شغلی،کاهش یا افزایش‏ نیروی انسانی و دگرگونیهای اجتماعی موضوع‏هایی‏ هستند که به شکلی بر فرد فشار آورده و او را دچار آشفتگی،نگرانی،تشویق و اضطراب می‏نمایند (رابینز3:1374[3]).این نگرانی‏ها و تشویش‏ها در پیشه‏های گوناگون متفاوت است.

هر چند برخی از پیشه‏ها دارای استرس بیشتر و برخی‏ کمتر است،با وجود این کمتر اطلاعات معتبر و قابل‏ اعتمادی در مورد میزان تنش به هنگام کار یا درباره‏ جمعیت شاغلی که از نشانه‏های تنش شدید رنج می‏برند در دست است.انجمن پزشکان خانوادگی آمریکا،برآورد نموده‏اند که حدود 2/3 کسانی که در محل کار یا دفتر خود مورد معاینه قرار می‏گیرند دارای نشانه‏هایی از تنش یا استرس هستند.بررسی تیپ گوس[4]‏ (1977،به نقل از عطار،1374: 86) نشان داد که 65%از مدیران در آمریکا بر این باورند که مشاغل آنها بیش از مشاغل عادی‏ تنش‏زاست.کرنز[5] (1973،به نقل از همان جا)به برخی‏ از عوامل استرس‏زا مانند مسافرت زیاد،ساعات طولانی‏ کار،رویارویی با تغییرات و مشکلات کاری و جبران‏ هزینه‏های مربوط به اشتباهات و خطاهای کاری اشاره‏ کرده است.کورون هازر[6] (1970،به نقل از همان جا)بین‏ شرایط نامطلوب کاری،تند کار کردن،کار زیاد و طولانی و کاهش سلامت روان و خشنودی شغلی رابطه معنی‏داری‏ پیدا کرد.همچنین کیفیت ذهنی پرکاری با سیگار کشیدن‏ که خود خطر ابتلاء به بیماری‏های قلبی و بیماریهای‏ روان‏نژندی را به همراه دارد در ارتباط دیده شده است. افرادی که ناگزیرند زیاد با تلفن صحبت کنند،کارمندان‏ دفتری و افرادی که ناگزیرند در جلسات طولانی شرکت‏ کنند بیشتر از دیگران سیگار می‏کشند.

مارگولیس[7]‏ (1974)نشان داد که استرس ناشی از میزان کار زیاد با نشانه‏های استرس و بیماریهای روان‏ نژندی ارتباط دارد.نشانه‏هایی چون غیبت از کار، می‏بارگی،بی‏تفاوتی در کار و کاهش انگیزش کاری در این‏ افراد بیشتر از سایرین است. ابهام نقش و تعارض نقش از دیگر عوامل استرس شغلی است. ابهام نقش هنگامی روی‏ می‏دهد که شخص درباره کاری که انجام دهد اطلاعات‏ کافی نداشته باشد.تعارض نقش هنگامی بروز می‏کند که‏ فرد در محیط کار خود با وظایف و درخواستهایی روبرو شود که به آنها علاقه ندارد(کوپر،1987: 23)  ابهام نقش‏ باعث ناخشنودی شغلی و کاهش سلامت بدنی و روانی‏ افراد شده، فشار خون و تپش ققلب را افزایش می‏دهد و نشانه‏های روان نژندی را پدید می‏آورد. مارگولیس و کروز[8] (1975،به نقل از عطار،1374: 64) بین نشانه‏های‏ افسردگی،پایین بودن اعتماد به نفس،ناخشنودی از زندگی‏ و ترک کار رابطه معنی‏داری را نشان دادند(بیر[9]،1985؛ ایوانویچ‏ و ماتسون‏[10]،1980 به نقل از عطار،1374: 33) دریافتند که ابهام نقش با شکایت‏های بدنی و نشانه‏های‏ روانی کارکنان ارتباط دارد.

میزان مسئولیت افراد و شیوه ارتباط فرد با همکاران و سرپرستان خود،سر و صدا،میزان نور و نوبت کاری نیز از عواملی هستند که بر سلامت روان افراد و خشنودی‏ شغلی آنها تأثیر می‏گذارد(کوپر،1373: 52).

شناخت اثرات زیانبار مشکلات روانی بر کیفیت و میزان کار کارکنان،بررسی استرسهای شغلی در کارکنان‏

و شناخت روشهای رویارویی با استرس‏ها می‏تواند به افراد برای رویارویی با استرس کمک‏ نماید(ملکوتی و همکاران،1373: 12).

1 .Cannon,W.

2 . Selye.M.

[1] . Ader

[2] . Brown and Campbell

1 Luthans, Youssef & Avolio

2 Michenbaum

3 .Transactional

1 . Lazarus

[3] robins

[4] tipgose

[5] kearns

[6] dronhouser

[7] margolis

[8] krose

[9] beehr

[10] lvanovich

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.