تعریف سبک و تفکر/پایان نامه درباره سبک‌های تفکر مدیران

دانلود پایان نامه

تعریف سبک، تفکر و سبک تفکر

2- 2- 1. سبک

واژة سبک[1] در زبان و ادبیات فارسی به شیوه، روش، سبک نگارش، سلیقه، سبک متداول و قلم ترجمه کرده‌اند (آریان پور، 1367). اصطلاح تخصصی، سبک‌شناسی شیوه‌ای است که فرد اطلاعات را پردازش می‌کند و گویا نخستین بار این اصطلاح را روانشناسانی که در زمینة توانایی‌های حسی- حرکتی تحقیق می‌کرده‌اند، توسعه داده‌اند. سبک شیوه‌ای برای تفکر است، اصطلاح سبک مترادف با توانایی نیست بلکه شیوه‌ای برای به‌کارگیری توانایی‌های بالقوه است. توانایی به این اشاره دارد که یک فرد چقدر خوب می‌تواند کاری را انجام دهد، اما سبک به این امر اشاره دارد که فرد دوست دارد کار را چگونه انجام دهد (استرنبرگ،1381). در دوران رنسانس نخستین کسی که تعریفی علمی و دقیق از سبک به دست داده است بوفن[2] (1753) طبیعی‌دان فرانسوی است. وی سبک را عبارت می‌داند از «نظم و تحرکی که مردم در اندیشه‌های خود پدید می‌آورند». بسیاری از سخنانی که پس از بوفن درباره‌ی سبک گفته‌شده است، تعبیرهای دیگری است از سخنان او. آرتور شو[3] (1832) سبک را «سیمای فکر انسان» می‌داند و آن را راهی مطمئن برای شناخت خلق‌وخوی انسان می‌شناسد. ابن خلدون خود یکی از معدود دانشمندان مشرق زمین است که در کتاب خود، بحثی را به سبک اختصاص داده است وی گفته است «اسلوب همچون نوردی است که ترکیب‌ها را بر آن می‌بافند یا مانند قالبی است که سخن را در آن قالب‌ریزی می‌کنند»(غلامرضایی،1377).

سبک در هنر نیز این‌چنین بیان‌شده است: «شخصیت بیانی مخصوص و مربوط به گروهی از هنرمندان در برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و شیوۀ اجرایی آن‌ها». هنگامی یک سبک شکل می‌گیرد که عناصر و عوامل زیبایی‌شناختی در زمان و مکانی خاص به‌صورت قالب مورداستفاده قرار گیرد. دربارۀ گرافیک کلمه سبک نشانه ارجحیت دادن هنرمند در استفاده از تصویری مخصوص یا خانواده‌ای از همان تصویر یا مشابه آن بارنگ‌های نزدیک به هم می‌باشد تا نوع برخورد کاربردی یا تزئینی او را به موضوعات روشن آشکار سازد (هلر و پومری[4]، 1387).

2- 2- 2. تفکر

واژة تفکر[5] را می‌توان اندیشیدن، فکر کردن، تخیّل، گمان کردن و مورد تأمل قرار دادن معنا کرد. به‌طورکلی تفکر شامل هر نوع فعالیت ذهنی است که به تدوین یا حل یک مسئله، تصمیم‌گیری، یا فهم مطلب کمک می‌کند، یک فعالیت آگاهانه است که از فرایندهای ناآگاهانه نیز تأثیر می‌پذیرد و باوجود شخصی و خصوصی بودن، نه در انزوا، بلکه باواسطه گری دیگران انجام می‌پذیرد (فیشر، 1385). درواقع از طریق اندیشیدن است که ما به حیات فردی و اجتماعی خویش معنا می‌بخشیم؛ بنابراین تفکر فرایندی است که در سرتاسر زندگی ما حضور دارد و به علت نقش کلیدی و تعیین‌کننده‌ای که دارد، بر تمام جنبه‌ها و خصوصیات درون فردی و میان فردی ما تأثیر می‌گذارد. لذا عاملی است که باید موردتوجه و تأکید بسیار قرار گیرد تا از طریق آن بتوان فرد و جامعه را به‌سوی پیشرفت، موفقیت و سلامت رهنمون کرد. اقتضای رسیدن به این مهم، انجام پژوهش‌ها و بررسی‌های متعدد در زمینه‌های گوناگون مرتبط با تفکر است. تفکر عبارت است از فعالیت‌های جهت‌دار ذهن، برای حل مسئله، یا به‌عبارت‌دیگر اندیشیدن و تفکر به آن نوع فعالیت یا رفتار ذهنی گفته می‌شود که به حل مسئله‌ای متوجه باشد (شعبانی، 1375). شریعتمداری (1382) در کتاب روانشناسی تربیتی خود تفکر را، جریانی که در آن فرد کوشش می‌کند مشکلی را که با آن روبه‌رو شده مشخص سازد و با استفاده از تجربیات قبلی خویش به حل آن اقدام نماید  تعریف می‌کند. در جریان تفکر برای تغییر، معمولاً فرد می‌خواهد مشکل یا مسئله‌ای را که مانع رسیدن به هدف است از میان بردارد و خود را به هدف نزدیک کند. محرک اساسی فرد در جریان تفکر هدف مشخصی است که می‌خواهد به آن برسد (شریعتمداری،1377). جان دیویی[6] در کتاب چگونه فکر می‌کنیم درباره‌ی مفهوم تفکر می‌گوید: علمی است که در آن موقعیت موجود، موجب تأیید یا تولید واقعیت‌های دیگر می‌شود، یا روشی است که در آن باورهای آینده بر اساس باورهای گذشته پایه‌گذاری می‌گردد (به نقل از: شعبانی، 1382).

ازنظر سولسو[7] (1990) تفکر فرایندی است که از طریق آن، یک بازنمایی ذهنی جدید به‌وسیله تبدیل اطلاعات و تعامل بین خصوصیات ذهنی، قضاوت، انتزاع، استدلال و حل مسئله ایجاد می‌گردد. ویناک[8] در کتاب روان‌شناسی تفکر،‌ تفکر را چنین تعریف می‌کند: تفکر سازمان دادن و تجدید سازمان در یادگیری گذشته جهت استفاده در موقعیت فعلی است. به بیانی ساده‌تر ویناک عقیده دارد تفکر، به اندوخته‌های ذهن در شاخه‌ای که فکر در آن لحظه روی آن متمرکزشده رجوع می‌کند و با انجام فرایندهای مختلف آن را سازمان یا تجدید سازمان می‌بخشد تا به هدف و نتیجه‌ی مطلوبی دست پیدا کند. ایسون[9] تفکر را فرایندی رمزی و درونی می‌داند که منجر به یک حوزه شناختی می‌گردد که نظام شناختی شخص متفکر را تغییر می‌دهد، به عبارتی ایسون تفکر را ابزاری برای تشکیل یک حوزه‌ی شناختی معرفی می‌کند که توسط آن فرد قادر خواهد بود به ابعاد مختلف شناختی دیگری درباره‌ی آنچه به آن فکر می‌کند دست پیدا کند که نهایتاً منجر به شناخت بهتر موضوع مربوطه خواهد شد (شریعتمداری، 1382).

[1]– Style

[2]– Buffen

[3]– Arthur Scho

[4]– Heler & Pumry

[5]– Think

[6]– John Dewey

[7]– Solsu

[8]– winac

[9]– Isun

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.