تعریف عزت نفس:”پایان نامه درباره آموزش جرأت ورزی در رابطان بهداشت”

دانلود پایان نامه

تعریف عزت نفس

عزت­نفس[1] از جمله مفاهيمي است که در چند دهه اخير مورد توجه بسياري از روان­شناسان و پژوهش­گران قرار گرفته است. اما از نظر قدمت تاريخي، اين موضوع در مباحثي که علما و فلافسه تعليم و تربيت در گذشته داشته­اند نيز به چشم مي­خورد. منظور از عزت­نفس احساس و تصويري است که فرد به مرور زمان نسبت به خويشتن در ذهن مي­پروراند. به عبارت ساده­تر، عزت نفس يعني ارزيابي فرد از خودش. حال همه افراد صرف نظر از سن، جنسيت، زمينه فرهنگي، جهت و نوع کاري که در زندگي دارند، نيازمند عزت­نفس هستند(کلمز[2] و همکاران(؟)؛ ترجمه علي پور، 1373: 75). عزت­نفس به این اشاره می­کند که فرد خود را قبول دارد، به خود احترام می­گذارد و خود را یک شخص باارزش در نظر می­گیرد. با افزایش عزت­نفس، سطح استرس کاهش می­یابد(شمیزو، 2004). در طول سده­های گذشته، دیدگاه­های فلاسفه و شاعران بسیاری دیگر از دیدگاه­ها مؤید این اصل بوده است که انسان نیاز دارد خود را خوب، منطقی و اخلاقی جلوه دهد. در صد سال گذشته بسیاری از روان­شناسان پذیرفته­اند که انسان دارای نیاز به عزت­نفس است. برای انسان هیچ حکم ارزشی، مهم­تر از داوری او در مورد نفس خویش نیست. ارزشیابی شخصی از خویشتن، قطعی­ترین عامل در رشد روانی اوست. این ارزشیابی به صورت احساسی است که انتزاع و شناسایی آن دشوار است؛ زیرا پیوسته تجربه می­شود و جزئی از هر احساس و دخیل در هر واکنش احساساتی انسان است. بنابراین تصوری که یک فرد از خویشتن دارد به طور ضمنی در همه واکنش­های ارزشی او تجلی می­کند(حسینی­نسب و وجدان پرست، 1381).

در بررسی عزت­نفس اولین بار توسط ویلیام جیمز[3](1890) انجام شده است. وی به توضیح تمیز بین خود شناخته و خود شناسانده پرداخت و آن را به سه عنصر مادی(بدن، خانواده و خانه)، اجتماعی(فرد در عین داشتن سطوح مختلف اجتماعی برای سایر افراد قابل شناخت است) و روحانی(حالت هوشیاری و تمایلات) تقسیم کرد. او معتقد بود که تصور فرد از خود در حین تعاملات اجتماعی، یعنی زمانی که متولد شده و مورد شناسایی دیگران قرار دارد شکل می­گیرد(بابایی، 1385). به عبارت دیگر، وی عزت­نفس را تابع كسري از موفقيت­ها بر انتظارات خود مي­داند، به طوري كه هر چه موفقيت­هاي شخص بيشتر از انتظاراتش باشد، عزت­نفس او نيز بيشتر خواهد بود و در صورتي كه عكس آن صادق باشد، عزت­نفس كمتري خواهد داشت(اسلامي نسب، 1373: 58).

واژه عزت نفس تعاریف مختلفی دارد، به عقیده برخی محققان عزت­نفس عبارت است از ارزشی که خصوصیات و صفات روانی خودپنداره برای فرد دارد که از اعتقادات فرد در مورد تمام چیزهایی که در او وجود دارد ناشی می­شود(باقرزاده و همکاران، 1384). عزت­نفس به معنی پذیرش و ارزشمندی است که شخص نسبت به خویشتن احساس می­کند، شخصی که از عزت­نفس برخوردار است خود را به گونه مثبتی ارزیابی نموده و برخورد مناسبی نسبت به خود و دیگران دارد(انصاری و همکاران، 1380). سيف(1368)، در تعريف عزت­نفس چنين آورده است: «نياز به احترام به خود، به عبارت ديگر عزت­نفس عبارت است از نياز به كسب موفقيت و تأييد يا نياز به ايجاد تصور مثبت درباره خود، ديگران و اينكه ديگران او را فردي قابل احترام بدانند»(ستوده، 1380: 124). به نظر”کوپراسمیت”[4](1967)، به طور كلي ارزيابي­هايي كه فرد از خود مي­كند عزت­نفس او را تشكيل مي­دهد. هم چنين عزت­نفس درجه­ي تصويب، تأييد و ارزشمندي است كه شخص نسبت به خود احساس مي­كند(بیابانگرد، 1382: 35). مزلو[5] عزت­نفس را عبارت از شایستگی، توانمندی، کفایت، اطمینان، استقلال و آزادی می­داند که اگر ارضا شود، افراد احساس ارزشمند بودن، توانا بودن، ثمربخش بودن و اعتماد به نفس و در غیر این صورت احساس حقارت، درماندگی و ضعف می­کند(گیج و برلانیر[6]، 1374: 65).

عزت­نفس در هر فرد بر اساس ترکيبي از اطلاعات عيني در مورد خودش و ارزش­هاي ذهني که براي آن اطلاعات قائل است بنا نهاده مي­شود. نحوه شکل­گيري عزت­نفس را از طريق تفکر در مورد ‌خود ادراک شده و ‌خود ايده­آل مي­توان بررسي کرد خود ادراک شده همان خود پنداره مي­باشد؛ يعني ديدگاه عيني فرد در مورد مهارت­ها صفات و ويژگي­هايي که در خود مي­بيند يا فاقد آن است. خود ايده­آل عبارت است از اينکه هر فرد دوست دارد خود داشته باشد زماني که خود ادراک شده و خود ايده­آل با هم همتراز باشند. فرد از عزت­نفس بالايي برخوردار است(بیابانگرد، 1382: 23). وجود شکاف و فاصله بين خود ادراک شده و خود ايده­آل عاملي است که مشکلات مربوط به عزت نفس را بوجود مي­آورد. خود پنداره و به تبع آن عزت­نفس بر اساس ترکيبي از مسائل و موضوعاتي که در زندگي براي ما اهميت دارند ساخته شده است. اگر فرد زمينه­هايي را که در آن­ها فعاليت داشته است باارزش بداند، عزت­نفس کلي او بالا خواهد بود. در حالي که اگر وي آن زمينه­ها را بي­ارزش بداند عقايد منفي در مورد خودش خواهد داشت. نقش والدين در تحول عزت نفس در کودک بسيار مهم است همچنين ميزان عزت­نفس و شايستگي خود والدين حائز اهميت است. چرا که کودکان نظاره­گر و چگونگي درگيري رويارويي با دشواري­ها و ميزان شايستگي آن­ها هستند(حسینی، 1380).

[1] – self – esteem

[2] – klamz

[3]– William James

2- Cooper Smith

1- Maslow

[6]– Gij & Berlanir

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.