رفتار ضد شهروندی سازمانی-پایان نامه رفتار شهروندی سازمانی

رفتار ضد شهروندی سازمانی:

يكي از معضلات سازمانهاي امروزي وجود رفتارهايي همچون كم كاري، پرخاشگري، قلدري، لجبازي، ارعاب، وكينه توزي است. اين رفتارها هم بر عملكرد سازمانها و هم بر روابط بين شخصي و روحيه همكاري كاركنان تأثير مي گذارند. بروز چنين رفتارهايي به عنوان رفتارهاي ضدشهروندي، برخلاف رفتارهاي شهروندي سازماني، می تواند منجر به کاهش عملکرد سازمان، کاهش درآمد، و یا خدشه دار شدن اعتبار سازمان شده و تبعاتی را نیز برای سازمان در پی داشته باشد (قلی پور و همکاران، 1386: 2).  افزايش زيانهاي مالي سازمانها به دليل رفتارهاي ضد شهروندي، توجه محققان و متخصصان را در سالهاي اخير به خود جلب كرده است. رفتارهاي ضد شهروندي، به نوعي بدرفتاري كارمند اطلاق مي شوند كه از بازده كار او مي كاهند. اين رفتارها شامل رفتارهاي ضد اجتماعي ، غير كاركردي ، غير مولّد ، منحرف، ناكارآمد، بزهكاري، انتقام جويي، و كينه توزي است كه ممكن است طيف گسترده اي از واكنشها، نظير خرابكاري، دزدي، نزاع ، پرخاشگري و حتي شوخيهاي غير متعارف را در برگيرند. همچنين رفتارهايي از قبيل لجبازي و خودسري، طفره رفتن، مقاومت در برابر اقتدار يا فرار از كار، نمونه هاي ديگري از اين نوع رفتارها در سازمانها به شمار مي روند (زینالی صومعه و پور عزت، 1390: 3).

يكي از كامل ترين مفهوم سازيها از رفتارهاي ضد شهروندي، توسط جلينك و آهرن (2006) و با اقتباس از نيومن و بارون (1998) و اسكارليكي و فولگر (1997) ارائه شده است. اين مفاهيم كه به مثابه ابعاد رفتارهاي ضدشهروندي در اين پژوهش مورد استفاده قرار گرفته اند شامل مفاهيمي نظير لجبازي و خودسري، طفره رفتن از كار، كينه توزي، پرخاشگري و نظاير آنند (قلی پور و همکاران، 1386: 7).

  • لجبازي و خودسري: منظور از اين نوع رفتار ضد شهروندي، هر رفتار آشكار كارمند است كه مستقيما مغاير سياستها و انتظارات سازمان باشد. چنين رفتاري به شكلي مداوم و در معرض عموم، مدعيانه و دشمنانه ابراز مي شود؛ براي مثال در يك سازمان تجاري، فروشندگان خودسر تلاش مي كنند تا به صورتي آشكار توجه ديگران را به نا خرسندي خود جلب كرده، بر عدم موافقت خود با سازمان ، اعضا و سياستهاي آن تاكيد كنند؛ مانند انكار صريح مقررات و روش فروش شركت، امتناع از به اشتراك گذاشتن اطلاعات مربوط به مشتري با سازمان و مديريت فروش، و اعلام آشكار عدم موافقت خود با سازمان فروش (قلی پور و همکاران، 1386: 7).
  • مقاومت در برابر اقتدار: برخلاف لجبازي و خودسري كه مستقيم و آشكارا ابراز مي شود، اين بعد از رفتار ضدشهروندي به طور كلي دروني تر و بدون اعتراض علني، انجام مي شود. افرادي كه در برابر اقتدار سازمان و مديريت آن مقاومت نشان مي دهند، به مثابه يك نيروي مخالف و با عقيده اي متفاوت ، تلقي شده، اغلب به صورت نهان و مانند آتش زير خاكسترند؛ مانند جبهه گيري عمومي در برابر سازمان و عدم رعايت حريم خصوصي، كوشش هاي يك سويه براي به دست گرفتن امور مربوط به گروه و دور زدن و يا كنار گذاشتن مديران (قلی پور و همکاران، 1386: 7).
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.