روش‌هاي فن حيثيت:/پایان نامه درباره تبلیغات و جذب گردشگر

روش‌هاي فن حيثيت:

  • توصيه و سفارش توسط شخص مورد علاقه مردم كه اقتدار و نفوذ كلام داشته باشد. اين نوع تبليغات در ميان مردم محروم و نيازمند به خاطر پرستش شخصيت، اغلب مؤثر است.
  • وانمود كردن همسويي منافع تبليغات‌گر با منافع مردم. در اينجا تبليغات‌گر تظاهر به شباهت و نزديكي با مردم مي‌كند.
  • توسل به گرايش مردم به دنباله روي اين خصوصيت كه هميشه مي‌خواهند در اكثريت باشند نه در اقليت. براي اين كار تبليغات چنين وانمود مي‌كند كه هميشه مردم با ما هستند و از ما پشتيباني مي‌كنند.
  • استفاده از كلمات و واژه‌هاي جاذب و پرطرفدار مثل آزادي، عدالت، رفاه و… اين گونه كلمات هستند كه مردم دوست دارند بشنوند و واكنش آن‌ها نسبت به اين واژه‌ها غالباً عاطفي است تا منطقي.(همان منبع، 35)

فن تحريف:

دنياي واقعيت براي همه مردم يكسان نيست.آنچه ما آن را واقعي يا تحريف شده مي‌دانيم به تجربه‌هاي گذشته ما و خواست‌هاي كنوني و اميدهاي آينده‌ بستگي دارد. ما غالباً نظرات و برداشت‌هاي گروه‌هايي را كه با آن‌ها مخالفيم تحريف شده مي‌دانيم. ظاهراً تا زماني كه تفاوتي در حرف‌هاي مبلغ نبينيم يا نقطه نظرهاي مخالف را نشنيده باشيم متوجه نمي‌شويم. (بنابراين شايد مهم‌ترين زمينه‌اي كه تحريف را امكان‌پذير مي‌كند، عدم اطلاع مخاطبان از جنبه‌هاي مختلف موضوع باشد.) فنون تحريف، طيف وسيعي از دروغ تا كتمان حقايق را در بر مي‌گيرد.

روش‌ها و شيوه‌هاي تحريف:

  • مخدوش كردن اطلاعات غيرآماري
  • حذف برخي از اطلاعات، به طوري كه اطلاعات داده شده يك سويه و به سود مبلغ باشد.
  • پرت كردن حواس مخاطب و يا جلب توجه او به مسائل ديگر
  • ساده كردن بيش از حد مسائل پيچيده (همان منبع، 36-35)

فن ناايمني:

افراد زماني كه شكست مي‌خورند يا موفقيت آن‌ها به خطر مي‌افتد يا به مقصود خود نمي‌رسند، دچار ناايمني مي‌شوند. متخصصان تبليغات در مواردي كه افراد دستخوش ناايمني هستند مي‌دانند كه آن‌ها نسبت به برخي از تبليغات بيشتر حساس بوده و‌آماده پذيرش آن مي‌باشند.

تبليغات مي‌داند كه افراد در چنين شرايطي قادر به حل مشكلات خود از راه‌هاي مرسوم نيستند؛ در نتيجه مي‌تواند وانمود کند که آن‌ها را در حل مشكلات خود ياري ‌دهد و از اين بن‌بست بيرون آورد..

عوامل ناايمني:

اين عوامل در زندگي زياد مي‌باشند؛ هرچند كه برحسب سن، جنس، شكل، فرهنگ و اعتقادات مذهبي، نوع و ميزان درآمد، وابستگي به جريان‌ها و احزاب سياسي، باشگاه‌هاي ورزشي و… افراد متفاوت هستند. (همان منبع، 37-36)

 

 

 

 

2-1-7 الگوهاي تبليغ

الگوهاي تبليغ را مي‌توان به دو دسته ضعيف و قوي تقسيم كرد. تفاوت اين دو در ميزان تأثير اقناعي آن‌ها نيست بلكه در خصلت كنش متقابل ميان مبلغ و پيام‌گيران است.

در الگوي ضعيف، پيام‌هاي يكسان، باعث مي‌شود كه افراد به تدريج تحت تأثير قرار گيرند. بدين ترتيب كه نخست، آن گروهي كه آمادگي بيش‌تري براي پذيرش دارند جذب شده و از بقيه مجزا مي‌گردند. الگوي ضعيف تبليغ، شبيه ماهيگيري است كه براي به دام انداختن ماهي از طعمه استفاده مي‌كند. در اين الگو، مبلغ بيشتر دنباله رو سليقه و ذائقه و يا جو فكري و رواني جامعه است.

در الگوي قوي، جريان همسان پيام به صورتي ديگر عمل مي‌كند. آثار تراكم‌پذير ناشي از اين پيام‌هاي تبليغاتي، خصلت گزينشي ندارد بلكه تبليغ، با پاسخ موافق جمع (مردم) مواجه مي‌شود. اين الگو را مي‌توان به دستگاه خودكاري تشبيه كرد كه بدون توجه به محتواي پاكت‌ها بر همه آن‌ها مهر واحدي مي‌زند. در اين روش مبلغ عمدتاً چيزي را ديكته مي‌كند. البته الگوي قوي مانع از آن نمي‌شود كه برخي از افراد با اشتياق به آن پاسخ دهند و عده‌اي هم با آن مخالفت كنند

تشخيص موارد استفاده از الگوي قوي، نيازمند مطالعات تجربي است. اگر پاسخ‌هاي موافق برحسب گروه‌بندي سياسي ـ اجتماعي (مثلاً برحسب شغل، درآمد، تحصيلات، مذهب و غيره) خيلي با هم تفاوت داشته باشد احتمالاً الگوي ضعيف مناسب‌تر است ولي،وقتي تفاوتي در توزيع پاسخ‌ها در گروه‌هاي اجتماعي وجود نداشت الگوي قوي مناسب‌تر به نظر مي‌رسد. (همان منبع، 92)

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.