«عشق بی قید و شرط» مفهومی ایده آله. یعنی یکی بیاد که در روبرو شدن با ما خود رو از یاد ببره و هر لحظه جواب گوی تموم نیازای ما باشه؛ اینجور اَبَرانسانی پیدا میشه؟ فرضا اگه هم پیدا شه، اینجور عشقی سالمه؟ اصلا رابطه سالم چه خصوصیاتی داره؟ همراه ما باشین تا جواب تک تک این سؤالات رو برایتون بگیم.

 

۱. حد انتظار

واسه داشتن رابطه ای بالغانه باید بتونیم تعریف درستی از «دوست داشتن» داشته باشیم. دوست داشتن یعنی فاصله بین خودمون و بقیه رو رعایت کنیم و هم زمان به احساسات و خواستهای اونا احترام بذاریم و خود رو با اونا هماهنگ کنیم؛ دوست داشتن یعنی با آرامش و شناخت خودمون، پذیرای نیازها و خواستهای بقیه باشیم.

چالشی که هر رابطه سالمی با اون روبه رو می شه، اینه که هر دو طرف رابطه باید علاوه بر توجه و اهمیت به نیازای شریک زندگی خود، به دنبال برآوردن نیازها و خواستهای خود هم باشن؛ این به اون معناست که با ایجاد احترام در رابطه، حدومرزهایی به وجود میاد.

ما همیشه مجبور به قبول کردن بی چون وچرای خواستهای معشوق خود نیستیم، اما رد خواسته اونا هم باید با احترام و توجه باشه و به دسته ای باهم رفت و امد کنیم که خواستهای هر دوی ما برآورده شه.

۲. بازی با آتیش

عشق به حضوری فعال و کامل نیاز داره. بی توجهی و کوچیک شمردن نیازای معشوق، آتیش عشق رو خاموش می کنه. بخشی از پیوند عاشقانه باید به دسته ای باشه که بدونیم و مطمئن باشیم که معشوق ما به اندازه ای قوی و بالغه که با رد درخواستش از طرف ما، ناامید نخواهد شد و راستی ما به رابطه آسیب نخواهد رساند.

مطلب مرتبط :   موسیقی روی حال و هوای ما اثر می ذاره؟

رابطه سالم به معنی درآمیختن و یکی شدن نیس. در یک رابطه سالم، در دو طرف رابطه، فردی با فرقای قابل احترام قرار داره. در عشق بی قید و شرط اهمیت تحمل ناامیدی ندیده گرفته می شه. اگه بتونیم از نگاه احساسی قوی باشیم و در برابر ناامیدیا مقاومت نشون دهیم، روابط محکم تری داریم.

در عشق نه میشه خواستهای معشوق رو ندیده گرفت و نه میشه واسه اینکه مدال عشق بی قید و شرط رو به سینه بیاویزیم، از خواستهای خود بگذریم. واسه همین، رفاقت مثل بازی با آتشه. درواقع هنر درست عشق ورزیدن، ایجاد تعادل بین نیازها و خواسته هامون در رابطه.

۳. با خودمون روراست باشیم

واسه شکوفایی عشق، باید شجاعانه به خودآگاهی برسیم و با خود روراست باشیم. مخالفتامون با خواستهای بقیه برآمده از صدمات روحیِ ماست؟ می خواهیم قدرت خود رو به رخ طرف مقابل مون بکشیم؟ مخالفتامون نشأت گرفته از دلخوریا و نارضایتی ماست که در رفتارمان بروز پیدا کرده؟

واسه داشتن یک رابطه سالم باید احساسات، انگیزها و محدود کردنای خودمون رو خوب بشناسیم. شناخت خود واقعی مون دردناکه؟ دوست داریم شریک زندگی مون بدونه در گذشته چه صدماتی متحمل شده ایم؟

بزرگ ترین هدیه ای که می تونیم به شریک زندگی خود بدیم اینه که از نگاه شخصیتی رشد کنیم. هرچه بیشتر خود رو بشناسیم و واسه ایجاد رابطه با تجربیات داخلی مون، شجاع باشیم و مهارت کافی داشته باشیم، بیشتر می تونیم به شکوفاییِ عشق و اعتماد در رابطه مون کمک کنیم.

مطلب مرتبط :   آلمانی

۴. عشق دوطرفه

اینجا دو تعریف واسه عشق بی قید و شرط هست:

در تعریف اول، بی درنظر گرفتن رفتارهای خراب کردن کننده شریک زندگی مون، به اون عشق می ورزیم و به هر قیمتی می خواهیم با اون بمونیم. اینجور رابطه ای نه عاقلانهه و نه ممکن.

در تعریف دوم، عشق بی قید و شرط به عشق بالغانه تعبیر می شه، یعنی با درنظر گرفتن شرایط زیر، با تموم وجود نقش خود رو در رابطه اجرا کنیم:

  • رابطه ما باید شفاف، رو راست و خالی از خشونت باشه.
  • حضور ما در رابطه باید مطمئن باشه، حریم شخصی شریک زندگی مون رو حفظ کنیم، شنونده خوبی باشیم و هم زمان با رفع نیازای خود، خواستهای طرف مقابل مون رو جدی بگیریم.
  • با عشق و توجه رشد می کنیم نه با وظیفه و زور.
  • عشق دلخوریای کوچیکی رو که در هر رابطه به وجود میاد، از بین می بره. باید فرق هامون رو قبول کنیم و هنرمندانه با اونا کنار بیاییم.
  • در رابطه تقسیم قدرت هست و باید بعضی وقتا به نفع شریک مون عقب بشینیم؛ پس همیشه چیزی که خواستارش هستیم، محقق نمی شه.

عشق بی قید و شرط دست یافتنی نیس. آدمی نیاز داره که هم دوست بدارد و هم دوست داشته شه. پس به جای گشتن به دنبال یک عشق ایده آل و رویایی باید راهی رو انتخاب کنیم که در اون، هم به بقیه عشق بورزیم و هم به نیازها و خواستهای خودمون توجه کنیم.



 



4000تومن

دسته بندی : Uncategorized

دیدگاهتان را بنویسید