عوامل مهم در شخصیت/پایان نامه درباره شخصیت و هوش هیجانی

تفسیر اعمال مردان و زنان :

اینکه در یک فرهنگ معین ، مردان و زنان ازنظر شخصیت تفاوتهای آشکاری دارند ، واقعیتی است که با قاطعیت به تایید رسیده و با دقت تحلیل شده است . تفسیر ریشه این تفاوتها کار آسانی نیست . بدیهی است که در مورد بعضی از آنها ، مثلا نیروی بازو ، عوامل زیستی نقش بسیار مهمی بر عهده دارند . در مورد بعضی دیگر ، تمیز سهم عوامل زیستی و نقشهای اجتماعی کار دشواری است . مثلا ، برتری پسر بچه ها بر دختر بچه ها ، در زمینه استعدادهای مکانیکی ، شاید به این علت باشد که در فرهنگ ما  پسربچه ها را از همان دوران خردسالی تشویق می کنند که با اسباب بازیهای مکانیکی بازی کنند ، حال آنکه دختر بچه ها را از بازی کردن با این نوع اسباب بازیها باز می دارند ، در عوض ، دختر بچه ها را تشویق می کنند که عروسک بازی یا مهمان بازی کنند . این نوع ملاحظات را می توان در مورد سیار زمینه های تفاوت نیز مشاهده کرد . در این خصوص ، موضوع روان شناسان امروزی به شرح زیر است : ازنظر تواناییهای جسمی ، ذهنی و ویژگیهای شخصیتی ، بین زن و مرد تفاوتهای آشکاری وجود دارد . این تفاوتها تا اندازه زیادی معلول عوامل محیطی است . با این وجود این ، باید پذیرفت که در اثر عوامل محیطی و دامنه تفاوتهای دو جنس ، تحت کنترل عوامل زیستی است . محیط می تواند تفاوتها را افزایش یا کاهش دهد ، اما هیچ محیطی نمی تواند ، به طور کامل ، مرد را به زن و زن را به مرد تبدیل کند یا تفاوتهای آنها را به طور کلی از بین ببرد .

 ب : سن

ساخت شخصیت هر فرد به همراه افزایش سن او تغییر می یابد. این تغییر ، با اینکه تحت نفوذ مجموعه ساختهای بدنی ، دستگاه غدد درون ریز و دستگاه عصبی است ، بیشتر تحت تاثیر بلوغ زیستی است . در این خصوص ، نقش برخی مراحل اهمیت ویژه دارد ، مراحلی که در آنها بحرانهای زیستی به وجود می آید.

بدون آنکه بخواهیم نقش عوامل زیستی در رشد شخصیت را کم ارزش جلوه دهیم ، لازم است یادآوری کنیم که بحرانهای زیستی و بحرانهای روانی به طور همزمان به وجود می آیند . بلوغ جنسی ،  یعنی عبور از مرحله کودکی به مرحله بزرگسالی ، در فرهنگهای پیشرفته معمولا با دشواری طی می شود. همان طور که در مورد اثر جنس در شخصیت اشاره کردیم ، عوامل زیستی و عوامل محیطی در اینجا نیز دست به دست می دهند و در تغییر شخصیت نوجوان موثر واقع می شوند (گنجی ، 1390).

ج- عوامل عصبی – غددی

در تعیین شخصیت هر فرد ، نقش غدد درون ریز ، که عملکرد آنها را دستگاه عصبی مرکزی هماهنگ            می کند ، از اهمیت خاصی برخوردار است . یکی از علل اصلی تفاوت های جنسی ، تفاوت در ترشح غدد درون ریز است و حتی رشد عمومی فرد را نیز تا اندازه زیادی همین غدد کمترل می کنند . در حیوانات برداشتن بعضی غدد ، در رفتار آنها ، تغییرات کاملا اختصاصی ایجاد می کند . در مورد انسانها نیز اختلال در ترشح غدد درون ریز تغییراتی را در شخصیت به وجود می آورد ( تحریک پذیری کسانی که غده تیروئید آنها ترشح زیادی دارد ، عدم حساسیت کسانی که تیروئید آنها ترشح کمی دارد ، ضعف عصبی افرادی که غده فوق کلیوی آنها ترشح لازم را ندارد) .

برخی مولفان ، سعی کرده اند نشان دهند که غدد درون ریز در تعیین شخیصت نقش بسیار قطعی دارد. تلاشهای این افراد بسیار جالب و درخور توجه است اما هنوز به نظر نمی رسد که یافته های آنها از طرف همه صاحب نظران مورد قبول واقع شود. درست است که نقش عوامل عصبی – غددی در تعیین نوع شخصیت مورد قبول است ، به نظر می رسد که آثار هورمونها در مورد انسانها به مراتب بیشتر از حیوانات است ، زیرا با آثار روانی محیط درهم می آمیزد و پیچیده تر می شود(گنجی ، 1390) .

 

د- عوامل اجتماعی شخصیت :

عوامل اجتماعی موثر در شکل گیری شخصیت ، ساختهایی را در بر می گیرند که از عناصر زیر تشکیل        می شوند : محیط خانواده ، گروهی از خانواده به آن تعلق دارد و فرهنگی که گروه به آن وابسته است .

عوامل اجتماعی معمولا تحت عنوان عوامل نهادی به کار می روند و منظور از نهادی بودن آنها این است که به طور ارادی وارد عمل می شوند و استمرار دارند (گنجی ، 1390).

ذ: تعلیم و تربیت

مجموعه اقداماتی که گروه اجتماعی اتخاذ می کند تا کودک با برخی موقعیتها روبرو شود و به کمک یادگیری، شخصیت او شکل بگیرد ، اصطلاحا تعلیم و تربیت در معنای وسیع کلمه نامیده می شود . در اکثر فرهنگها ، تعلیم و تربیت نشانه های سنتی دارد و از طرف کسانی که آن را به کار می برند کاملا پذیرفته شده است ؛ بنابراین نیاز ندارد که با بررسیهای علمی توجیه شود . در اجتماع پیشرفته امروزی ، از بین رفتن این قسمت از فرهنگ سنتی ، موجب شده است که تحقیقاتی در زمینه اصول تعلیم و تربیت علمی ، یعنی روشهایی که می توان مفید بودن اثر آنها در شکل گیری شخصیت را به طور آزمایشی نشان داد  ،انجام گیرد . اما نباید فراموش کرد که آثار نوع  تعلیم و تربیت خاص را فقط می توان پس از گذشت یک زمان طولانی مطالعه کرد . مثلا ، اگر بخواهیم نتایج شیوه از شیر گرفتن کودک در شخصیت او بدانیم ، دست کم باید بیست سال صبر کنیم ، زیرا از نیم قرن پیش توصیه هایی که در این خصوص پیشنهاد شده ، براساس فرضیه ها به عمل آمده است نه براساس نتایج عینی و چون اکثر آنها با یکدیگر تناقض دارند ما را در حالت عدم اطمینان نسبی نگه می دارند (گنجی ، 1390).

 

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.