عوامل موفقیت منابع سازمانی-پایان نامه درباره برنامه ریزی منابع سازمانی

در نامگذاری طبقات جهت شناسایی آن­ها، سعی شده است تا نام انتخاب شده به خواننده امکان تشخیص مرجع آن را بدهد. اکثر نام­های انتخابی، نسبت به مرجع خود خلاصه می­شوند. این نام­ها گاهی ترکیبی از مفاهیم هستند و گاهی از واژه­های فنی پرکاربرد در ادبیات اقتباس می­شوند. در ادامه نیز توضیح مختصری در خصوص هر یک از این عوامل ارائه شده است.

چشم انداز و برنامه ریزی: برنامه ریزی و چشم انداز[3] نیازمند ارائه تفصیلی یک چشم انداز برای سازمان، تعیین دقیق اهداف بلند مدت و کوتاه مدت و ایجاد یک ارتباط واضح بین اهداف کسب و کار و استراتژی سیستم اطلاعات است. همچنین برنامه ریزی باید قابل اندازه گیری باشند (المشاری[4] و همکاران، 2003، 166)، درجه­ای از ریسک و مدیریت کیفیت را با هم ترکیب کند (مندال و گوناسکاران[5]، 2003، 277)، و سبک آن باید منعکس کننده وظایفی باشد که باید انجام شوند و در نهایت برنامه ریزی باید درگیر سنجش بهترین روش­های داخلی و خارجی، جهت اجرای سیستم برنامه ریزی منابع سازمان شود.

ایجاد یک مورد تجاری: این مفهوم مستلزم (ارائه توجیه و دلیل) ارائه توجیه اقتصادی و استراتژیک برای اجرای یک سیستم برنامه ریزی منابع سازمان است.

قهرمان پروژه[6]: نیاز به داشتن یک قهرمان پروژه به عنوان عامل کلیدی دیگر در موفقیت مورد توجه است. این فرد باید دارای مهارت­های بسیار قوی رهبری و نیز صلاحیت­های تجاری، فنی و مدیریتی باشد (کریمرگارد و رز[7]، 2002، 201).

استراتژی و برنامه زمانی اجراء: محققان زیادی بر ضرورت نیاز به داشتن استراتژی اجراء و به ویژه اجرای سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی تحت رویکرد مرحله­ای تاکید دارند. برخی از محققان نیز این سوال را مطرح می­نمایند که آیا فرآیند اجراء باید متمرکز باشد یا غیر متمرکز. در نهایت این مفهوم همچنین به الزامات مسائل چند جانبه  و فواید ورود به مکان­های توسعه نیافته، توجه دارد (سیریگیندی[8]، 2000، 81).

مدیریت پروژه: مفهوم مدیریت پروژه[9] بیانگر مدیریت مستمر برنامه اجرا است. بنابراین مدیریت پروژه فقط شامل مراحل برنامه ریزی نیست، بلکه تخصیص مسئولیت­ها به عاملان مختلف، تعریف مراحل و مسیرهای بحرانی، آموزش و برنامه ریزی منابع انسانی و نهایتاً تعیین معیارهای موفقیت را نیز در بر می­­گیرد (نا و همکاران، 2001، 291). همچنین سامرز و نلسون[10] (2001، 262) از ضرورت نیاز به ایجاد یک کمیته رهبری متشکل از مدیریت ارشد عملیات مختلف شرکت، مدیریت ارشد پروژه و کاربران نهایی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان، حمایت می­نمایند. اعضاء کمیته رهبری باید در مسائل انتخاب سیستم برنامه ریزی منابع سازمان، نظارت نمایند.

مدیریت تغییر: مدیریت تغییر[11] یکی دیگر از عوامل کلیدی در موفقیت سیستم برنامه ریزی منابع سازمان است که بسیار مورد تاکید واقع شده است. این مفهوم بیانگر نیاز به تیم اجراء برای ارائه رسمی یک برنامه مدیریت تغییر و آگاه بودن نسبت به توجه به تأثیرات چنین پروژه­ای است (نا و همکاران، 2001، 292). یک وظیفه کلیدی، ایجاد پذیرش کاربر از پروژه و گرایش مثبت فردی است (ابدی نور هلم[12] و همکاران، 2003، 259). این اوامر ممکن است از طریق آموزش در خصوص فوائد و نیاز به سیستم برنامه ریزی منابع سازمان انجام پذیرد (باجوا[13] و همکاران، 2004، 85). همچنین بخشی از ساختار پذیرش کاربران باید در برگیرنده حمایت از ایده رهبران در سازمان باشد. همچنین برای مذاکره کارآمد بین زمینه­های سیاسی مختلف وجود رهبر تیم ضروری است. وود و کالداس[14] (2001) تاکید می­کنند که در سیستم برنامه ریزی منابع سازمان باید به این پدیده به عنوان یک اقدام مدیریت تغییر نگریسته شود و نه یک ابتکار عمل در فناوری اطلاعات.

مدیریت تغییر فرهنگی[15]: این طبقه را می­توان زیر مجموعه­ای از مدیریت تغییر در نظر گرفت، اما با توجه به تعداد نقل قول­هایی که بطور ویژه به تغییر فرهنگی اختصاص دارند، در اکثر تحقیقات به عنوان یک طبقه مجزا آورده شده است. داویسون[16] (2002) پیشنهاد می­کند که نیاز اساسی به آگاهی از تفاوت­ها و اولویت­های فرهنگی از دیدگاه جغرافیایی و سازمانی وجود دارد. بنابراین، درک ویژگی­های کسب و کار و نیاز به فرهنگی که سبب تغییر می­شود امری ضروری است. هزینه­های پذیرش باید از دیدگاه ذینفعان تا حد امکان کاهش یابد. نهایتاً باید به شناسایی و استفاده از استراتژی­هایی که برای ایجاد تغییرات فرهنگی لازم هستند، توجه کافی شود.

تیم متعادل[17]: نیاز به ایجاد یک تیم اجرایی که کل سازمان را در برگیرد و نیز تیمی که دارای شکل متعادلی از مهارت­های تجاری و فناوری اطلاعات است، عامل کلیدی دیگر در زمینه موفقیت است (کالینگ[18]، 2003، 46).

تیم پروژه، بهترین و باهوش ترین افراد[19]: در ادبیات بطور مکرر بیان شده است که نیاز ضروری به استقرار یک تیم اصلی و ثابت، متشکل از بهترین و باهوش­ترین افراد سازمان وجود دارد. این افراد باید دارای شهرت تایید شده باشد و به صورت تمام وقت در اختیار تیم باشند. باجوا و همکاران (2004) نیاز به تیمی که دارای مهارت­های لازم برای بررسی جزییات هنگام انجام برنامه ریزی مراحل اجرا باشد را متذکر می­شوند. هنگامی که تیم تشکیل شد، ممکن است آموزش کارکنان امری ضروری باشد.

برنامه (طرح) ارتباطات[20]: ارتباط بین سطوح یا فعالیت­های مختلف، به ویژه ارتباط میان کارکنان کسب و کار و کارکنان فناوری اطلاعات یکی دیگر از عوامل کلیدی در موفقیت است. این امر نیازمند یک برنامه ارتباطی جهت تضمین برقراری ارتباط درون کل سازمان، شامل کارکنان فروش، عرضه کنندگان و مشتریان است (کومار و ماهاشواری، 2002، 149).

تصمیم گیرندگان قوی[21]: این عامل نیازمند توجه ویژه است، چرا که به نظر می­رسد درون طبقه بندی­های دیگر از آن چشم پوشی شده است. این مفهوم نیاز به وجود تیمی قوی برای تصمیم گیری در مواقع ضروری اشاره دارد. این امر باید به گونه­ای باشد که امکان زمان بندی موثر در ارتباط با برنامه اجراء را بدهد (گوپتا[22]، 2000، 119).

روحیه و انگیزش تیم[23]: این عامل، نیاز به مدیر و قهرمان پروژه برای ایجاد و حفظ سطح بالایی از روحیه و انگیزه در کارکنان را در طول پروژه بیان می­نماید. ضروری است که رهبر تیم یک محیط کاری ایجاد نماید و کار اعضاء را تصدیق کند. این کار در نهایت منجر به سطح بالایی از ابقای کارکنان خواهد شد. امکان از دست دادن کارکنان به دلیل قابلیت عرضه در بازار خارجی، به خاطر شکست پروژه وجود دارد (مندل و گوناسکاران، 2002، 278).

[1] Top management commitment and support

[2] Motwani

[3] planning and Visioning

[4] Al-Mashari

[5] Mandal and Gunasekaran

[6] Project champion

[7] Kraemmergaard and Rose

[8] Siriginidi

[9] Project management

[10] Somers and Nelson

[11] Change management

[12] Abdinnour-Helm

[13] Bajwa

[14] Wood and Caldas

[15] Managing cultural change

[16] Davison

[17] Balanced team

[18] Kalling

[19] Project team, the best and brightest

[20] Communication plan

[21] Empowered decision makers

[22] Gupta

[23] Team morale and motivation

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.