ماهیت رضایت شغلی:پایان نامه اثر رضایت شغلی بر تعهد کارکنان وزارت صنعت

دانلود پایان نامه

ماهیت رضایت شغلی

از رضايت شغلي تعاريف متعددي بعمل آمده كه به برخي از آنها اشاره مي شود. اغلب گفته مي شود كه يك كارمند خوشحال بايستي با شغلش ارضا شود. اهميت رضايت شغلي از آنجا ناشي مي شود كه بيشتر افراد تقريباً  نيمي از ساعات بيداري خود را در محيط كاري مي گذرانند .

رضايت شغلي عبارتست از :حدي از احساسات و نگرشهاي مثبت كه افراد نسبت به شغل خود دارند وقتي يك شخص مي گويد داراي رضايت شغلي بالايي است اين بدان مفهوم است كه او واقعاً شغلش را دوست دارد . احساسات خوبي درباره كارش دارد وبراي شغلش ارزش زيادي قائل است نتايج تحقيقات نشان مي دهد كه كاركنان با رضايت شغلي بالاتر ، از نظر فيزيك بدني و توانايي ذهني در وضعيت خوبي قرار دارند.

رضايت شغلي حالتي مطبوع ، عاطفي و مثبت حاصل از ارزيابي و يا تجارب شغلي است ، مفهومي داراي ابعاد ،جنبه ها و عوامل گوناگون كه بايد مجموعه آنها را درنظرگرفت . ازجمله اين عوامل،مي توان به صفات كارمند ، نوع كار ، محيط كار، و روابط انساني كاراشاره نمود (وودمن،1996،53).

لافكوئيست و ديويس (1969) براين اعتقادند كه رضايت شغلي كنشي ازهماهنگي ميان نيازها  و  ارزش‌هاي حرفه‌اي فرد ونظام تقويت كننده كاراست .

هالند (1985)  رضايت ، پيشرفت و ثبات در شغل را مبتني بر همگوني شخصيت و محيط فرد مي داند . گرينبرگ (1990)رضايت شغلي را احساسات مثبت و منفي ، اعتقادات و نگرش هاي هر فرد نسبت به شغلش يا بعبارتي عكس العملهاي شناختي و ادراكي ، ارزشي افراد نسبت به شغلشان ميداند (ميرسپاسي ،1385، 120).

ديويس ونيواستورم (1991) رضايت شغلي را مجموعه اي از احساسهاي سازگار و ناسازگار مي دانند كه كاركنان با آن احساسها بكارخود مي نگرند (ديويس ونيواستورم ، 1388، 168).

چندان ، رضايت شغلي را عبارت ازحدي از احساسات و نگرش هاي  مثبت كه افراد نسبت به شغل خود دارند مي داند(چندان،1977 ،86) .

رضايت شغلي گستره‌اي است كه در آن محيط كاري تقاضاهاي فرد را برآورده مي كند . از اين رو جهت رضايت شغلي را مي توان به بهترين وجه فرايندي ارزشيابي تعريف كرد كه آنچه را فرد دارد دربرابرآنچه خواستار آن است بررسي مي كند (گتي،1989،12).

اين مفهوم را مي توان در نظريه رابينز (1993) نيز جستجو كرد . به اعتقاد وي رضايت شغلي حاصل تفاوت ميان مقدار پاداش هايي كه فرد دريافت مي كند با مقدار پاداشي است كه فكر مي كند بايد دريافت كند . شخصي كه واجد سطح بالايي ا زرضايت شغلي است ، نسبت به شغل خويش بازخوردي مثبت وشخص فاقد رضايت نسبت به شغل بازخوردي منفي دارد (هومن ،1380 ،9).

از نظر سازماني ، سطح بالاي رضايت شغلي منعكس كننده جوسازماني بسيار مطلوب است كه منجر به جذب و بقاء كاركنان مي شود (مقيمي،1387 ،132).

كوهلن: معتقد است اگر انگیزه‌های اصلی و مهم فرد در زمینه شغل او و كارهایی كه انجام می‌دهد ارضاء شوند هرچه فاصله بین نیازهای شخصی فرد و ادراك یا نگرش او نسبت به توانایی بالقوه شغل برای ارضاء این نیازها كمتر باشد رضایت شغلی نیز زیاد خواهد بود.(ساعتچی۱۳۷۲ ، ۲۴)وجود انگیزش در شغل برای ادامه اشتغال لازم و ضروری است و اگر فرد به شغل خود علاقمند نباشد و در انجام وظایفش برانگیخته نشود ادامه حرفه برایش ملامت‌آور خواهد بود. ولی برآورده شدن نیازها از طریق حرفه احساس رضایت نسبت به شغل ایجاد می‌شود.بسته به اهمیت و شدت وجود نیاز و میزان ارضاء آن توسط حرفه، احساس رضایت نیز بیشتر خواهد بود.

ﻫﻤﺔ اﻓﺮاد در زﻧﺪﮔﻲ روزﻣﺮة ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻠﻲ ﺑﺮﺧﻮرد ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮاﻳﺸﺎن ﻣﻄﻠﻮب ﻳﺎ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب اﺳﺖ و از ﺑﺮﺧﻮرد ﻳﺎ اﻧﺠﺎم دادن آﻧﻬﺎ اﺣﺴﺎس رﺿﺎﻳﺖ ﻳﺎ ﻧﺎرﺿﺎﻳﺘﻲ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر و ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ آدﻣﻲ ﻧﻴﺰ، اﺣﺴﺎسﻫﺎي ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ را در اﻓﺮاد ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪوﺟﻮد ﻣﻲآورد ﻛﻪ اﺣﺴﺎس رﺿﺎﻳﺖ ﻳﺎ ﻧﺎرﺿﺎﻳﺘﻲ از ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ آﻧﻬﺎﺳﺖ ﻛﻪ در ﺷﺨﺺ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﻲﺷﻮد (ﻻوﻟﺮ، 1987)

رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻣﻔﻬﻤﻮﻣﻲ ﭘﻴﭽﻴﺪه و ﭼﻨﺪﺑﻌﺪي اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻋﻮاﻣﻞ رواﻧﻲ، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ ارﺗﺒﺎط دارد. ﺗﻨﻬﺎ ﻳﻚ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﻮﺟﺐ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻧﻤﻲﺷﻮد، ﺑﻠﻜﻪ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﻣﻌﻴﻨﻲ از ﻋﻮاﻣﻞ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺳﺒﺐ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﻓﺮد ﺷﺎﻏﻞ در ﻟﺤﻈﺔ ﻣﻌﻴﻨﻲ، از ﺷﻐﻞ ﺧﻮد اﺣﺴﺎس رﺿﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ و ﺑﻪ ﺧﻮد ﺑﮕﻮﻳﺪ ﻛﻪ از ﺷﻐﻠﺶ راﺿﻲ اﺳﺖ و از آن ﻟﺬت ﻣﻲﺑﺮد. ﻓﺮد ﺑﺎ ﺗﺄﻛﻴﺪي ﻛﻪ ﺑﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ از ﺟﻤﻠﻪ ﺳﻄﺢ درآﻣﺪ، ارزشﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﻐﻞ، ﺷﺮاﻳﻂ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر و ﺳﻮد اﺷﺘﻐﺎل در زﻣﺎنﻫﺎي ﻣﺘﻔﺎوت دارد، ﺑﻪ روشﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن از ﺷﻐﻠﺶ اﺣﺴﺎس رﺿﺎﻳﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ازاﻳﻦ رو رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ واﻛﻨﺸﻲ ﻋﺎﻃﻔﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از ادراك ﻓﺮد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﺷﻐﻞ او ارزشﻫﺎي ﺷﻐﻠﺶ را ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﺪ، ﻳﺎ ﺑﻪ او اﺟﺎزه ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ارزشﻫﺎ را ﺑﺮآورده ﻛﻨﺪ، ﻧﺎﺷﻲ ﻣﻲﺷﻮد. از اﻳﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ، رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﺑﻪ ﺗﻮاﻓﻖ اﻳﻦ ارزشﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﺷﺨﺺ ﺑﺴﺘﮕﻲ دارد (ﺷﺮﺗﻮز،1381)

ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﻧﻈﺮ ﺷﻔﻴﻊآﺑﺎدي (1386)، رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﻛﻪ ﻧﻮﻋﻲ اﺣﺴﺎس ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻐﻞ اﺳﺖ، زاﻳﻴﺪة ﻋﻮاﻣﻠﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪﺷﺮاﻳﻂ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر، ﻧﻈﺎم ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺷﻐﻞ، رواﺑﻂ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر و ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﺳﺖ. ازاﻳﻦرو ﻣﻲﺗﻮان ﮔﻔﺖ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ اﺣﺴﺎﺳﻲ رواﻧﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ از ﻋﻮاﻣﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻲﭘﺬﻳﺮد.

ﻓﻠﺪﻣﻦ و آرﻧﻮﻟﺪ(1995)ﻧﻴﺰ رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ را ﭼﻨﻴﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮدهاﻧﺪ: رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﺔ ﺗﻤﺎﻳﻼت ﻣﺜﺒﺖ ﻳﺎ اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﺜﺒﺖ ﻛﻪ اﻓﺮاد ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻐﻞ ﺧﻮد دارﻧﺪ، ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد. زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻲﮔﻮﻳﻴﻢ ﻓﺮد رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ زﻳﺎدي دارد، ﻣﻨﻈﻮرﻣﺎن اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ وي ﺑﻪﻃﻮر ﻛﻠﻲ ﺗﺎ ﺣﺪ زﻳﺎدي ﺷﻐﻞ ﺧﻮد را دوﺳﺖ دارد و ﺑﻪ ﻛﻤﻚ آن ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﺧﻮد را ارﺿﺎ ﻛﻨﺪ و در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﺜﺒﺘﻲ ﺑﻪ آن دارد. لاک(1969) رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ را اﺣﺴﺎﺳﻲ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ از ارزﻳﺎﺑﻲ ﺷﻐﻞ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻋﺎﻣﻞ ﺗﺴﻬﻴﻞﻛﻨﻨﺪه در رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ارزشﻫﺎي ﺷﻐﻠﻲ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻲﺷﻮد وي رﺿﺎﻳﺖ ﺷﻐﻠﻲ را در ﺑﺮﮔﻴﺮﻧﺪة ﭼﻬﺎر ﻋﺎﻣﻞ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻣﻲﻛﻨﺪ. اﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:

1- ﭘﺎداش ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺣﻘﻮق و ﺷﺮاﻳﻂ ارﺗﻘﺎ؛

2- زﻣﻴﻨﺔ ﺷﻐﻠﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺷﺮاﻳﻂ و ﻣﺰاﻳﺎي ﺷﻐﻠﻲ؛

3- ﻋﻮاﻣﻞ و رواﺑﻂ اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﻫﻤﻜﺎري و ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﺎن؛

4- وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي ﺷﻐﻞ

اﺳﻤﻴﺖ، ﻛﻨﺪال و ﻫﻴﻮﻟﻴﻦ(1969)ﭘﻨﺞ ﺑﻌﺪ اﺳﺎﺳﻲ ﻛﺎر را ﻛﻪ ﻧﺸﺎندﻫﻨﺪة ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎي اﺣﺴﺎس اﻓﺮادﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻛﺎرﺷﺎن اﺳﺖ، ﺑﻪﺻﻮرت زﻳﺮ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﺮدﻧﺪ:

1- ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺷﻐﻞ؛ 2- ﭘﺮداﺧﺖ (ﺣﻘﻮق و ﻣﺰاﻳﺎ )؛ 3- ﻓﺮﺻﺖﻫﺎي ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ و ﺗﺮﻗﻲ؛4- ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﺎن؛                                                                                                                                                          5- ﻫﻤﻜﺎران.

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.