معنویت گرایی در قرآن:/پایان نامه درمورد معنویت در محیط کار

معنویت گرایی در قرآن

قرآن کریم کتاب معرفت و معنویت است و کلید کمال انسان در افق قرآن،  فطرتی الهی – توحیدی دارد  و خداگرایی و خدا شناسی  از صفات برجسته “ذاتی” اوست نه “عرضی” و متن و جوهر معنویت نیز “خدا ”  و شناخت و شهود او در مرتبه اعلی خواهد بود، اگر چه انسان ها در میزان گرایش به خدا و معرفت حضوری و شهودی و قرب وجودی به آن دارای مراتب و درجات هستند و از حیث عمل و واقعیت نسبت انسان ها به خدا از دو حال خارج نیست

الف) نسبت صعودی و گرایشی که تطابق با فطرت داشته و لبیک گویی به ندای فطرت است .

ب) نسبت هبوطی و گریزی که خارج از صراط مستقیم  فطرت خواهد بود.

معنویت منهای خدا و گریز از مرکز وجود انسان یعنی “فطرت” نه معنا مند است و نه قابل حصول و وقوع  بلکه دروغی است که تئوریزه شده و مغالطه ای است که صورت گرفته و دیر یا زود کوس رسوایی آن بر بام زندگی انسان زده خواهد شد زیرا با فطرت انسان ناسازگار و غیر قابل جمع است و تناقضی آشکار با حقیقت وجود آدمی دارد. به تعبیر استاد شهید مطهری: ” از نظر قرآن، معنویت  پایه تکامل انسان است” (مطهری، جلد24، ص 258) و از نظر علامه طباطبایی سیر باطنی و حیات معنوی انسان یک رشته واقعیت های حقیقی بیرون از واقعیت طبیعت و جهان ماده است  لذا فرمود: عالم باطن که موطن حیات معنوی است، جهانی است بسیار اصیل تر و واقعیت دار تر و پهناور تر از جهان ماده و حس …” (طباطبایی، معنویت تشیع، ص، 63).

بنابراین انسان موجودی تکامل یابنده و کمال مطلق گراست و تنها راه وصول او به کمال “صراط مستقیم ” است که در فطرت او تعبیه شده است و ” راه تکامل کشف کردنی است نه اختراع کردنی، کشف شدنی است نه خلق کردنی … به این معنا که در متن وجود راه رونده راهی به سوی کمال حقیقی او که رسیدن به بارگاه قرب حق است وجو دارد. یعنی در متن وجود انسان استعداد فطری برای رسیدن به کمال حقیقی وجود دارد آنچنان که مثلا در هسته خرما استعداد درخت شدن وجود دارد” (مطهری، جلد 26، ص110).

قرآن کریم که کتاب شریعت به معنای عام است عهده دار هدایت انسان بر محور فطرت است تا کتاب تدوین (قرآن) با کتاب تکوین (فطرت) هماهنگی کامل و همگرایی محض داشته باشند به همین دلیل  به تعبیر استاد شهید مطهری : ” قرآن کریم اولین کتابی است که اولا در کمال صراحت، ایمان مذهبی را نوعی هماهنگی با دستگاه آفرینش خوانده است :

” افغَیرَ دین الله یَبغونَ و له اسلم مَن فِی السَمواتِ و الارض ” (آیا چیز دیگری جز دین خدا را جستجو می کنند وحال آنکه هر که در آسمان ها و زمین است سر بر فرمان او دارد).

و ثانیا ایمان مذهبی ر اجزء سرشت انسان ها معرفی می کند :

” فاقِم وجهَک لِلدینِ حَنیفاً فِطرةُ اللهِ الَتی فطر الناسِ عَلیها ” (حق گرایانه روی خود را به سوی دین کن ، همان که سرشت خدایی است که مردم را بر آن سرشته است).

با توجه به مباحث پیش گفته “معنویت ” یک مفهوم و رویکردی است که دارای دو جنبه 1. اثباتی- ایجابی  2. سلبی و منفی  است که معنای دوم لازمه ی معنای اول است  یعنی تعلق انسان به خدا و گرایش او به جهان غیب و ماورا که در مفهوم ایمان دینی و مذهبی ظهور می یابد و انسان را با کمال مطلق، موجود نامحدود و لا یتناهی مربوط می سازد و ریشه رهایی انسان از خود خواهی ، سودجویی ، منفعت طلبی خواهد بود که وابستگی انسان به یک امر نا محدود و جاودانه (ابدی- ازلی) انسان را وارسته از هر محدودیت و پیوسته به ابدیت می سازد به تعبیر استاد شهید مطهری : ” در ادبیات عرفانی معنویت را در رهایی انسان از مملوکیت نسبت به اشیا میدانند نه در رهایی اشیا از مملوکیت نسبت به انسان ”  آری معنویت راستین انسان در اصلاح و بازسازی و سپس نوسازی  درونی و برونی امکان پذیر است و چنین معنویتی است  که رشد و رستگاری و فوز و فلاح را به ارمغان می آورد و مبنای عدالت اجتماعی قرار میگیرد لذا روح حاکم بر معنویت  در قرآن “ایمان به خدا و عمل صالح ” به تعبیری عبودیت است که با توحید و عدالت الهی و اجتماعی و نبوت، امامت و قیامت گرایی در هم تنیده و هم سرنوشت است و طبق این اصول معنویت در قرآن از دو ویژگی اساسی و کلیدی برخوردار است:

الف- جامعیت (یعنی همه ابعاد زندگی اعم از فردی،خانوادگی، اجتماعی، دنیایی و آخرتی را در بر میگیرد .(

ب- کمال (یعنی همه حدود ومراتب وجودی انسان را شامل میشود ).

به همین دلیل است که معنویت قرآنی دارای ساحت های عقلانی ، نفسانی، جسمانی ، معرفتی، تربیتی و شریعتی است تا هم شامل درون و هم شامل برون انسان گردد.

به تعبیر استاد شهید مطهری: ” از نظر قرآن، ما باید در آن واحد، هم نظام روحی و فکری و اخلاقی و معنوی  خودمان را درست کنیم و هم نظام اجتماعی و روابط برون را ، اگر تنها به یک طرف  توجه شود کاری از پیش نمی رود.”

به همین میزان استاد شهید مطهری  با رویکردی انتقادی  “معنویت معنوی” و “معنویت اخلاقی ” منهای خدا و شریعت را چنین ترسیم و نقد میکند : ” در این نوع اخلاق ، نه نام خدا در میان است، نه نام غیب و ماوراءالطبیعه و نه نام پیامبر و دین و ایمان ، معنویت اخلاقی یعنی اینکه انانیت و منیت از بین برود ، جانها با یکدیگر متحد شود و اتحاد و وحدت در کار بیاید ”

منطق اسلام این است که معنویت را با عدالت، توام با یکدیگر باید برقرار کرد درجامعه ای که عدالت وجود نداشته باشد ، هزاران هزار بیماری روانی به وجود می آید، محرومیت ها ایجاد عقده های روانی می کند و عقده های روانی تولید انفجار میکند .

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.