مفهوم اثربخشی:پایان نامه سبک رهبری و عملکرد مدیران

دانلود پایان نامه

مفهوم اثربخشی

در مورد اثربخشی تعاریف مختلفی ارایه شده است: میرکمالی به نقل از اتزیونی، اثربخشی را میزان تحقق اهداف بیان می کند و بارنارد معتقد است، اثربخشی سیستم گراست و مربوط به تحقق اهداف سازمان می شود. هم چنین دراکر اثربخشی را انجام کار درست می داند و از نظر هوی و میسکل، اثربخشی سازمانی درجه همخوانی نتایج عملی سازمان با نتایج مورد انتظار است؛ دفت نیز معتقد است اثربخشی سازمانی عبارت است از درجه یا میزانی که سازمان به هدف های مورد نظر نزدیک می شود (بختیاری، سلیمی، 1390). از طرف دیگر رابینز به 30 ملاک اثربخشی نظیر بهره وری، کارایی، سود، کیفیت، میزان حوادث، رشد، رضامندی شغلی، انگیزش، روحیه، انعطاف پذیری، سازگاری نقش و هنجار، مشارکت و غیره اشاره می کند و معتقد است که علی رغم تعارض های موجود در معیارهای اثربخشی، علت استفاده از معیارهای متعدد برای سنجش اثربخشی، ناشی از تنوع در ارزیابی هایی است که به وسیله افراد مختلف نسبت به اثربخشی صورت می گیرد. ضمن اینکه همه معیارهای سی گانه در مورد هر سازمانی نمی توانند به کار گرفته شوند. لذا نمی توان برای اثربخشی تعریف واحدی ارایه داد (رابینز، 1388: 52-48).

می توان گفت اثربخشی سازمانی می تواند به عنوان میزان یا حدی که یک سازمان اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را تحقق بخشیده و هم چنین حدی که عوامل استراتژیک موثر خود را شناخته و خواسته هایشان را برآورده سازد، اطلاق شود. بنابراین مشخص می شود که مفهوم اثربخشی با تعیین موضوع اهداف درست و مناسب و چگونگی تحقق آن ها تا حدود زیادی ارتباط دارد (بختیاری، سلیمی، 1390).

در واقع، اثربخشی عبارت است از درجه و میزان نیل به اهداف تعیین شده. به بیان دیگر، اثربخشی نشان می‌دهد که تا چه میزان از تلاش‌ های انجام شده نتایج مورد نظر حاصل شده است. این واژه کاربرد زیادی در تعریف و اندازه گیری بهره‌ وری دارد (ویکیپدیا[1]، 1392). مفهوم اثربخشي در مديريت با تغيير ميزان موفقيت نتايج حاصل از کار بايد مهم ترين هدف مدير باشد. بازدهي کار يک مدير نيز بايد از طريق صادره هاي مديريت سنجيده شود نه ميزان وارده ها؛ يعني موفقيت هاي کاري او، نه مجموعه کارهايي که به وي محول مي شود يا در روز انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است که مدیر از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و انجام مي دهد و به صورت بازده کار ارایه مي کند. تعريف اثربخشي عبارت است از ميزان موفقيت مدير در زمينه بازدهي و نتايج کاري است که به او محول شده است (زارعی، 1384: 61). در ادبيات مديريت، اثربخشي را انجام کارهاي درست و کارايي را انجام درست کارها تعريف کرده اند. مفهوم اثربخشي در درون مفهوم کارايي جا دارد، البته اثربخشي لزوما در چارچوب برنامه خاصي که تحت ارزشيابي است بايد تعريف شود. منظور از اثربخشي در واقع بررسي ميزان موثر بودن اقدامات انجام شده براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده است. به عبارتي ساده تر در يک مطالعه اثربخشي، ميزان تحقق اهداف اندازه گيري مي شود (زارعی، 1

به طور کلی، در یک سازمان، محاسبه اثربخشی چندان ساده نیست و شاخص ها و روش های متعددی برای سنجش و اندازه گیری عملکرد سازمان ارایه شده است. توسعه صلاحیت و شایستگی، اثربخشی زمان کار را بهبود داد و افزایش اثربخشی زمان کار، شاخص های دیگر اثربخشی سازمانی را ارتقا خواهد داد. به واقع، رضایت درونی، شادکامی و ترغیب، مولد کارکنان و اثربخشی در سازمان و هدایت به بالاترین حد بهره وری موثر است. اثربخشی سازمانی، نقش مهمی را در توسعه سازمانی ایفا می کند. سازمانی اثربخش است که قادر به مدیریت ابهام ها، انعطاف پذیری، مشتری مداری، تولید، ارزش مداری و ساختاربندی یادگیری باشد و حیطه اصلی شغلی و توانمندسازی بالای کارکنان را بشناسد (اردلان و دیگران، 1391: 78).

صاحب نظران، اثربخشی سازمانی را به درجه و میزان حصول به هدف تعریف کرده اند (شرما، کار[2]، 2011: 107). پیتر دراکر (1964) اثربخشی سازمانی را انجام صحیح کار می داند و آن را کلید موفقیت سازمان محسوب می کند. رابینز (1380) در تعریف اثربخشی سازمانی هیچ مقیاس ساده، راحت و تضمین شده ای وجود ندارد. بنابراین به تعدادی از رویکردهای مهم اشاره می شود: (اردلان و دیگران، 1391: 78)

اثربخشی سازمانی عبارت از میزانی است که یک سازمان با استفاده از منابع خاص و بدون هدر دادن منابع خود و بدون فرسوده کردن غیرضروري اعضا و جامعه خود، اهدافش را برآورده می کند. در واقع اثربخشی سازمانی، درجه نزدیکی یک سازمان به هدف هایش را نشان می دهد (رضایی صوفی و دیگران، 1391: 62). پی بردن به این واقعیت که سازمان ها وظایف گوناگونی را انجام می دهند و هدف هاي جداگانه اي دارند که پاره اي از آن ها ممکن است با هم تضاد داشته باشند، هم چنین با قبول اینکه هر سیستمی داراي وظایف مختلفی است و در محیطی به حیات خود ادامه می دهد که داده هاي غیرقابل پیش بینی براي آن فراهم می کند، اثربخشی یک سیستم را می توان برحسب توانایی آن به ادامه حیات خود در موارد بحرانی، سازش، حفظ خود و رشد و توسعه اش بدون توجه به وظایف خاصی که انجام می دهد تعریف کرد و از این نوع ایده، افرادي مثلا آرجریس، تریست، بنیس و افرادی دیگر نیز به طور قاطع پشتیبانی کرده اند (یوسفوند، 1384).

هر سازمانی براي اینکه اثربخش باشد قبل از هر چیز بایستی بتواند در موارد بحرانی ضمن انطباق و سازش با محیط متغیر و مقابله با هر مشکلی بهترین منابع خود را به کار گرفته و با نیروهاي تهدید کننده خارجی به طور موفقیت آمیزي برخورد کرده و نیروي آن ها را در جهت هدف اصلی سازمان هدایت کند و همواره با حفظ توانایی هاي بقاي خود، آن را رشد و توسعه دهد و به تعبیري دیگر از سلامتی سازمانی برخوردار باشد. در مدل پیشنهادي پارسونز[3] نیز، در هر زمانی سیستم اجتماعی براي ادامه حیات خود و یا به عبارتی براي تامین سلامتی و اثربخشی خود ضروري است که چهار مشکل اساسی یعنی انطباق، نیل به هدف، انسجام و یگانگی، و دوام (فرهنگ و ارزش ها) خود را حل کند (یوسفوند، 1384). هم چنین با توجه به ارتباط احتمالی دو سویه بین اثربخشی سازمان با سلامتی جو سازمان، به نظر می رسد فهم سلامت یک سازمان می تواند ما را در گزینش روش هاي مدیریتی مناسب براي اثربخش تر ساختن آن یاري کند (رضایی صوفی و دیگران، 1391: 62).

اثربخشي سازماني به شكل عميقي در ادبيات سازماني جاي گرفته و به عنوان موضوعي اصلي در تمامي تجزيه و تحليل هاي سازماني در نظر گرفته مي شود (حسنی، سارمی، 1389: 202).

رابينز در تعريف اثربخشي سازماني هم به وسايل و امكانات (فرآيند) توجه نموده و هم به نتايج حاصله (رابینز، 1388: 53). اثربخشي سازماني وضعيتي است كه در آن سازمان مورد نظر منابع را به ميزان محدود مصرف كند و قادر باشد به هدف يا اهداف، با توجه به معيارهاي تعيين شده دست يابد (حسنی، سارمی، 1389: 204).

1 Wikipedia.org

1 Sharma, M., Kaur, G., 2011

1 Parsons

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.