مفهوم عملکرد کارکنان-پایان نامه درباره عملکرد کارکنان بیمه

این مهارتها به عملکرد کارکنان پی برده می شود(شکاری و حیدرزاده، 1390: 128-109).

بدون تعریف روشنی از عملکرد نمی توان آن را مدیریت و ارزیابی نمود. باتز[1] و هولتون[2] در سال 1995 اظهار داشته اند که عملکرد، یک ساختار چند بعدی است که متغیرهای آن به عوامل مختلفی بستگی دارد.

دیدگاه جامع در ارتباط با عملکرد، زمانی بدست می آید که دربرگیرنده ی رفتار و نتایج باشد. نظریه “عملکرد به معنای رفتارها و نتایج می باشد” توسط بروم بارچ[3] مطرح شد. رفتارها از عامل نشأت           می گیرند و عملکرد را از فکر به عمل تبدیل می کنند. رفتارها نه تنها ابزارهایی جهت دستیابی به نتایج نیستند، بلکه به نوبه ی خود پیامدهایی می باشند که از محصول فعالیت ذهنی و فیزیکی که در انجام وظایف بکار رفته، گرفته شده و می توان آنها را جدا از نتایج دانست (آرمسترانگ، 1386).

2-1-14) عملکرد کارکنان

تعاریف متعددی از عملکرد کارکنان ارائه شده است. وجه اشتراك تمامی تعاریف در نحوۀ انجام وظایف و مسئولیت های محوله است. مورهد و گریفن می گویند، عملکرد مفهومی فراتر از داده و ستاده دارد و عبارتست از مجموعه ای از رفتارهای مرتبط با شغل که افراد از خود نشان می‌دهند(کامدیده ،1381: 23). عملکرد شغلی را می توان مجموعه ای از نتایج حاصل از وظایف فنی و تخصصی مرتبط با شغل دانست. مجموعه مذکور رفتارهایی را شکل می دهد که سبب استحکام عملیات و فعالیتهای سازمانی می شوند، دانش کاری و نیز مهارتهای تکنیکی، بطور شایان توجهی به عنوان ریشه های اساسی تعیین کننده عملکرد شناخته می شوند. عملکرد شغلی در واقع کمیت و کیفیت وظایف انجام شده توسط یک فرد یا گروه در کار محوله جهت کسب اهداف سازمانی است (گرجی و همکاران، 1389: 83-75). حياتي ترين مسئله در هر سازماني عملكرد شغلي کارکنان آن است. اهميت عملكرد شغلي، پژوهشگران را به پژوهش هر چه بيشتر دربارة آن واداشته است (براتی احمدآبادي و همکاران، 1389: 81-65). در واقع عملکرد شغلی عبارت است از آنچه شخص انجام می دهد و قابل مشاهده است و شامل آن دسته از فعالیت هایی است که در ارتباط با اهداف از قبل تعیین شده سازمان است و می توان آنها را درحوزه فعالیت هر فرد اندازه گیری کرد (Varela et al, 2010:407,426). مارچانت[4] در سال 1999 دو عامل توانایی و انگیزش را در عملکرد شغلی موثر می داند وی بیان می کند که جهت توانمند کردن افراد می بایستی آنها را آموزش داد و برای برانگیختن آنها بایستی از عوامل انگیزشی استفاده نمود. در واقع دو عامل انگیزشی و آموزشی در عملکرد شغلی افراد از دید وی نقش تعیین کننده دارند. عملكرد را ارزش هاي كلي مورد انتظار سازمان از تكه‌هاي مجزاي رفتاري تعريف مي كنند. كه هر فرد در طول دورهاي مشخص از زمان انجام ميدهد(Motowidlo,2003:475,480). رایت[5] در سال 1995 در پژوهش خویش به بررسی ارتباط میان عملکرد شغلی و شخصیت پرداخت. وی به این نتیجه رسید که توانایی‌های شناختی، به عنوان یک متغیر تعدیل کننده عمل می کند، بطوریکه افراد با توانایی و انگیزش بالا، عملکرد شغلی بالاتری از خود بروز می‌دهند اما افراد با توانایی پایین و انگیزش بالا، عملکرد پایینی خواهند داشت (رضایی و رضوانفر، 1386:358-349). ازنظر کورمن[6]، ماهیت عملکرد شغلی بسیار پیچیده است و تصمیم گیری درخصوص عملکرد خوب یا بد قضاوتی ارزشی تلقی می شود و ارزشهای جامعه، ارزشهای شخصی و ارزشهای سازمانی به گونه ای در این قضاوتها دخالت داده می شوند (میرشکاری، 1383: 46-41).

[1]-Bates

[2]-Holton

[3]– Brumbarch

[4]– Marchant

[5]– Wright

 [6] -Corman

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.