نسبت­های نقدینگی//پایان نامه درباره قابلیت های بازاریابی

نسبت­های مختلف مورد استفاده در ارزیابی شرکت­ها

2-2-3-1- نسبت­های نقدینگی

نقدينگي توانايي شركت براي انجام تعهدات كوتاه­مدت در سررسيد مي­باشد (فوستر[1]،1978). نسبت هاي نقدينگي توانايي شركت براي به دست آوردن وجه نقد در جريان عمليات چند ماه آينده را نشان مي دهند. در سال­های اخیر، نقائص نسبت­های‌ نقدینگی جاری و آنی مورد بحث زیاد قرار گرفته است. بعضی از پژوهشگران به‌ این نسبت­ها ایراد گرفته و آن­ها را از لحاظ تشخیص قدرت نقدینگی، غیرقابل استناد شناخته‌اند. اینان می‌گویند نسبت­های جاری‌ و آنی بر پایه انحلال و برچیدن واحد اقتصادی بنا گذاشته شده‌اند به این تعبیر که فرض می‌شود فعالیت واحد تجاری‌ متوقف و همه اقلام دارایی جاری اعم‌ از به‌گونه‌ای‌ جنسی و غیر آن در صندوق جمع می‌شود تا جوابگوی بدهی­های جاری باشد و این‌ در عمل مصداق پیدا نمی‌کند و می‌دانیم که‌ همه اقلام صورت­های مالی به ارزش­هایی که‌ بر دائر بودن واحد تجاری و تداوم فعالیت‌ آن متکی می‌باشند در صورتهای مالی‌ منظور شده‌اند. از جهت دیگر عده‌ای‌ استدلال کرده‌اند که در این نسبت‌ها به‌ هیچ‌وجه گردش پول مطرح نیست یعنی‌ کاهش ورود پول به حساب موجودی‌ نقدی و خروج نامنظم و گاه ناگهانی آن از مخزن نقدینگی در نظر گرفته نشده است‌ زیرا پولی که در یک لحظه وارد و در لحظه‌ای بعد به مبلغی بیشتر از مخزن‌ نقدینگی خارج شود چه اثری از لحاظ امکان بازپرداخت بدهی می‌تواند داشته‌ باشد؟ علاوه بر این­ها، از دو حسابی که‌ اصولا نقدینگی را به وجود می‌آورند یعنی‌ حساب­های فروش و سود در این نسبت­ها اثری دیده نمی‌شود.

2-2-3-1-1- مسئله نقدينگی

کارشناسان امر بر اين باورند که نقدينگی در جامعه هميشه بايد به اندازه­ای باشد که با کالا و خدمات برابری می­کند. افزايش آن باعث کمبود کالا و خدمات شده که نتيجه آن افزايش تورم در جامعه خواهد بود. در رابطه با نقدينگی، مديريت نقدينگی در سيستم بانکی يکی از مهمترين چالش ها می­باشد. نقدينگی بايد طوری مديريت گردد که هميشه به اندازه کافی موجود باشد، چرا که کمبود آن بانک را با خطر عدم توانايی در ايفای تعهدات و در نتيجه ورشکستگی مواجه می­کند و مازاد نقدينگی در بانک نيز به معنای تخصيص ناکارآمد منابع می­باشد که اين امر در نهايت ­می­تواند منجر به از دست دادن بازار شود.

نقدينگی و تورم از مهمترين متغيرهای کلان اقتصادی می باشند که ساير متغيرها نيز تحت تاثير آن دو می باشند. بنابراين بنگاه های تجاری مخصوصا در کشور ما بايستي به منظور دستيابی به اهداف خود در مرحله برنامه ريزی و ساير مراحل آن توجه فراوانی به موارد ذکر شده در بالا داشته و از انعطاف پذيری بالايی برخوردار باشند (دارابي، 1390).

کنترل نقدينگي از مسؤوليت‌ هاي مهم مديريت بانک است. استفاده از وجوه‌ کوتاه‌ مدت در سرمايه‌ گذاری ‌هاي بلند مدت، بانک را با اين ريسک مواجه مي‌نمايد که دارندگان حساب‌ های ‌سرمايه‌گذاري ممکن است متقاضي دريافت وجوه خود باشند و اين نکته بانک را مجبور به فروش دارايی‌هاي خود نمايد. بانک مي‌بايست نقدينگي کافي براي پاسخگويی به تقاضاي ‌سپرده‌گذاران و وام ‌دهندگان داشته باشد تا اطمينان عمومی ‌را نسبت به خود جلب نمايد. بانک‌ها نيازمند داشتن سيستم ‌مديريت دارايي و بدهي اثربخش می‌باشند تا بتوانند عدم ‌انطباق سررسيد در دارايی‌ها و بدهی‌ها را حداقل و بازگشت‌ آن­ها را بهينه نمايند. همچنين نقدينگي با سودآوري رابطه ‌معکوس داشته، بنابراين، نهادهاي مالي بايد بين نقدينگي و سودآوري تعادل مناسبي را برقرار کنند (عباسقلی پور، 1389).

مهمترین نسبت های نقدینگی عبارتند از : نسبت جاری، نسبت آنی، نسبت نقد، دوره وصول مطالبات، دوره پرداخت.

2-2-3-1-2- شاخص های سنتي اندازه گيري نقدينگي

در شاخص هاي سنتي نقدينگي، تأكيد اصلي بر اين موضوع است كه هرچه دارايي­هاي جاري بيشتر از بدهي هاي جاري باشد، وضعيت نقدينگي شركت مطلوبتر است. به عبارت ديگر، دارايي­هاي جاري صرف­نظر از تركيب آن نمايانگر توان پرداخت شركت و بدهي­هاي جاري نيز صرفنظر از تركيب آن، نمايانگر نيازهاي نقدي شركت است. براساس همين ديدگاه، نسبت­هاي جاري و آني براي اندازه­گيري وضعيت نقدينگي معرفي شده­اند مدت زماني طولاني است كه از اين نسبت­ها به عنوان شاخص­هايي براي ارزيابي توان بدهي­ها استفاده مي­شود. نواقص اين شاخص­ها، همواره مورد تأكيد تحليل­گران و به خصوص بازار سرمايه بوده است كه ازجمله مي­توان به لحاظ نكردن درجات نقدينگي دارايي­هاي جاري و سرعت بازپرداخت بدهي­هاي جاري اشاره كرد.

[1] Foster

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.