نظريه اولويت تخصيص//پایان نامه درمورد عدالت سازمانی

دانلود پایان نامه
  • نظریه های فرآیندی مؤثر(نظريه اولويت تخصيص)[1]

نظریه های این طبقه کمترین شهرت را در میان چهار طبقه مطرح شده در این مقاله دارند. نظریه برجسته این طبقه نظریه اولویت تخصیص لونثال، کاروزا و فرای[2]  است. این نظریه رشد یافته مدل قضاوت عادلانه لونثال (1980) است که پیش از این درباره آن نکاتی را طرح کردیم  و به عنوان یک مدل عمومی از رفتار تخصیص پیشنهاد شده است. با این وجود از آنجا که این نظریه تقریباً تنها در تصمیمات رویه ای و نه تصمیمات توزیعی به کار گرفته شده است به عنوان یک فرایندی مؤثر شناخته می شود. در مقایسه با نظریه های فرایندی منفعل که بر رویه های حلّ اختلاف تأکید دارند رویکرد فرآیندی مؤثر می خواهد بر رویه های تخصیص تمرکز کند. پژوهشگر با اتخاذ چنین رویکردی سعی می کند مشخص کند که افراد چه رویه ای را برای دستیابی به عدالت استفاده خواهند کرد.

نظریه اولویت تخصیص مدعی است که رویه های تخصیص بر اساس میزان کمکی که به تخصیص دهنده برای دستیابی به اهداف مورد نظرش می کنداولویت بندی می شودکه یکی از این اهداف، دستیابی به عدالت است. به عبارت دیگرانسان رویه ای را که باور دارد با بیشترین احتمال، او را به اهدافش خواهد رساند، بیش از همه رویه ها ترجیح خواهد داد. در این نظریه هشت رویه شناسایی شده است که ممکن است به دستیابی به عدالت کمک کند : (1) رویه هایی که فرصتی می دهند تا فرد و عامل تصمیم گیرنده[3] برگزیده شود (2) رویه هایی که از قوانینی پایدار تبعیت می کنند (3) رویه هایی که مبتنی بر اطلاعات صحیح می باشند (4) رویه هایی که ساختار قدرت تصمیم گیری[4] را تعیین کنند (5) رویه هایی که تدابیر محافظت کننده لازم را برای جلوگیری از تبعیض به کار گیرد (6)رویه هایی که اجازه شنیدن درخواست ها وتقاضاها را بدهد (7) رویه هایی که فرصت هایی را فراهم کندتا تغییراتی در آنها  اعمال شود و (8) رویه هایی که مبتنی بر استانداردهای اخلاقی و وجدانی متداول هستند.

پژوهش های تجربی که از نظریه اولویت تخصیص منبعث شده اند به طور عمومی وکلان از آن پشتیبانی می کنند.این پژوهش ها از دو نوع بوده اند : یک نوع  پژوهش هایی که در آنها  از سوژه درخواست می شد تا هر تعداد مثالی که می تواند از روال های منصفانه یا غیرمنصفانه ادراک شده ارائه دهد، نوع دیگر پژوهش هایی که در آنها سوژه به اهمیت رویه های تخصیص مختلف که به صورت سناریو ارائه شده است رتبه می دهد.

در پژوهش دیگری در این طبقه گرینبرگ از مجموعه ای از مدیران میانی می پرسد که مؤلفه های یک ارزیابی عملکرد منصفانه ادراک شده چیست. وی در این پژوهش مؤلفه هایی را سازگار با نظریه لونثال(1980) یافت : (1) درخواست و استخراج  ورودی کارگران  پیش از ارزیابی ها، مبنای ارزیابی ها قرار گیرد.(2) فراهم شدن امکان ارتباط دو طرفه در حین مصاحبه های ارزیابی (3) وجود فرصت به چالش کشیدن یا تکذیب ارزیابی دریافت شده (4) درجه آشنایی ارزیابی کننده با کار ارزیابی شده و(5 ) استفاده پایدار از استانداردهای ارزیابی .

گرینبرگ سپس با استفاده از گونه شناسی خود از نظریات عدالت سازمانی  به تحلیل روند تطور نظریات  و پرسش های آن ها  می پردازد. او معتقد است هم اکنون دو جابجایی و تغییر در نظریه ها شاهد هستیم : یکی جابجایی نظریه ها از منفعل به مؤثر و دیگری جابجایی نظریه ها از محتوایی به فرایندی . در حقیقت هر چه پیش می رویم توجه بیشتری به رویکرد فرایندی مؤثر صورت می گیرد یا نظریاتی ترکیبی در حال  شکل گیری است (امیرکافی، هاشمی نسب، 1392، صص 42-35).

[1] . Allocation preference theory

[2].  Leventhal , Karuza and Fry  (1980)

[3] . The Decision-making  agent

[4] . The Structure of Decision-making  Power

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.