نظريه مسير ـ هدف//پایان نامه درباره سبك رهبري مديران

نظريه مسير ـ هدف[1]

نظريه مسير ـ هدف توسط “مارتين  جي ايوانز”[2] تنظيم شد و “رابرت هاويس”[3] به تکوين آن پرداخت(برومند ، 1374) . در اين نظريه کوشش شده است تا سبک اثربخش رهبري در موقعيت هاي مختلف شناسايي شود(الواني ، 1385) .

به تعبير هاويس سبک هاي رهبري در اين نظريه به چهارنوع تقسيم مي شوند .

الف) رهبري آمرانه[4]

اين سبک شبيه رهبر مستبد “لي پيت” و “وايت” مي باشد .  فرودستان به طور دقيق مي دانند  که رهبر چه انتظاراتي از آنها دارد . رهبر دستورات مشخص مي دهد و با زير دستان هيچ مشورتي نمي کند.

ب) رهبري حمايتي[5]

در اين سبک رهبري با زيردستان رفتاري دوستانه دارد و قابل دسترس مي باشد او توجه بخصوص به فرودستان مبذول مي دارد .

پ) رهبر مشارکتي[6]

در اين سبک رهبري پيشنهادهاي زيردستان را با استقبال مي پذيرد و به کار مي بندد ولي تصميم ها را خودش به تنهايي مي گيرد .

ت) رهبري پيشرفت مدار[7] يا توفيق گرا

دراين سبک رهبر براي فرودستان هدف هايي را که موجب تلاش و کوشش آنان مي شود ، تعيين مي کند و اعتماد خود را نسبت به حصول اهداف و انجام دادن مطلوب کارها نشان مي دهد .

نظريه مسير ـ هدف ، براساس مدل انگيزش انتظار و احتمال بنا شده و بر اين نظر استوار است که رفتار رهبر زماني براي پيروان قابل قبول و پذيرش است که منبع رضايت و انگيزش  براي آنان باشد از اين رو رهبر مي بايست با توجه به خصوصيات پيروان خود و عوامل محيطي مانند اختيارات رسمي ، نوع وظايف و گروههاي کاري ، بکوشد سبکي را در پيش گيرد که بتواند انگيزش لازم را در مرئوسان به وجود آورده و آنان را در تحقق اهداف مورد نظر ياري دهد (الواني ،1385).

[1]Path Goal Theory

[2] Martin J. Evans

[3]Robert House

[4]Directive Leadership

[5] Supprtive Leadership

[6] Participative Leadership

[7] Achivement – Oriented Leadership

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.