نظریه مدیریت دانش//پایان نامه درمورد پیاده سازي مدیریت دانش

نظریه های مدیریت دانش:

نظريه هاي مديريت دانش را ميتوان در سه مقوله بررسي نمود:

1- نظریه ای که دانش را رشته ای به حساب می آورد که همراه باتکنولوژی اطلاعات به سوی هدفی در حرکت بوده از طریق شبکه های اطلاع رسانی با سهیم شدن انسان در دانش،تمرین و آموخته می شود.با توجه به این دیدگاه عوامل انسانی،یادگیری سازمانی و تولید دانش به عنوان تفسیر های دانش صریح و ضمنی در مرحله بعدی قرار می گیرد.گام سوم در این نظریه تنظیم مدیریت محتوا از طریق ساختار طبقه بندی وبه کار گیری آن در جهت فناوری اطلاعات می باشد.این نظریه توسط مارک کوئینگ[1] در سال 2002 اظهار شد(احمدی و دیگران ،73:1390).

2-نظریه دیوید اسنودن[2] که همان نظریه تغییر می باشد که بیشتر بر روی توزیع اطلاعات برای تصمیم گیرندگا ن در زمان معین تصمیم گیری می باشد.این نظریه پرداز از آن به عنوان زمینه و حکایت یاد کرده و مدیریت محتوا در مرکز مدیریت دانش قرار می گیرد. براساس این نظریه ،درک سازمان،از طریق مطلوبیت پدیده های نظام تطبیقی که به وسیله اعمال آزاد انسانی محدود می شوند به آنها نظم خواهند داد.استفاده از بینش ها و فعالیت های مدیریت علمی،زمینه های مناسب را محدود نموده در حالی که بینش ها و یادگیری ها از نظریه های نظم غایی و پیچیده زمینه های ایجاد این بینش های جدید را فراهم خواهد آورد(همان).

3- نظریه سوم جنبه عرضه مدیریت دانش می باشد،که مک الوری [3]در سال1999آن را درشورای ائتلاف جهانی مطرح نموده،انتظام و انسجام دانش را در نظر گرفته ايجاد دانش را از طريق توزيع دانش، مشاركت در آن، و فعاليت‌هاي همكارانه ممكن دانست و آن را به دو قسمت تقسيم نمود:

الف – دستيابي، رمزگذاري و مشاركت ارزشمندانه در دانش
ب – يافتن اطلاعات صحيح، براي مردمي كه درست و در زمان مناسب آن‌ها را به كار بندند(همان).

[1] Koeing

[2] Snowden

[3] Mac Elroy

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.