نقدینگی تأمین مالی:”پایان نامه درباره شفافيت سود حسابداری”

دانلود پایان نامه

ویمین لیو در سال 2006 در مقاله ای با عنوان«مدل بسط یافته قیمت گذاری داریی های سرمایه ای، با استفاده از یک معیار جدید نقد شوندگی»، صرف ریسک نقدشوندگی را به مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای اضافه نموده و نشان می دهد که ریسک نقدشوندگی یکی از منابع بسیار مهم ریسک در ارزیابی اوراق بهادار می باشد. او معتقد است” نقد شوندگی عموماً به معنای توانایی معامله حجم بزرگی از سهام با سرعت زیاد و هزینه کم و تاثیر قیمتی کم، تعریف می شود. این تعریف چهار بعد نقد شوندگی را برجسته می نماید: حجم معامله، سرعت معامله، هزینه معامله و تاثیر قیمتی. معیارهای جاری معمولاً بر روی یک بعد نقد شوندگی تاکید می کنند. به عنوان مثال معیار تفاضل قیمت خرید و فروش آمیهود و مندلسون به بعد هزینه معامله مربوط است. معیار گردش داتار بعد حجم معامله را در بر می گیرد و معیار آمیهود 2002 و پاستور و استامباف 2003 مفهوم تاثیر قیمتی را به عنوان واکنش قیمت به حجم معامله به کار می گیرند. با این حال تحقیقات کمی بر روی سرعت نقد شوندگی تمرکز داشته اند. همچنین به علت چند بعدی بودن نقد شوندگی هر یک از معیارها در شمول همه ابعاد آن و به طور کامل دارای توان محدودی بوده اند و حتی ممکن است که آنها بعدی که بر روی آن تمرکز داشته اند را نیز به درستی شامل نشوند”.

وی معیار جدیدی برای نقدشوندگی ارائه می کند که آن را به عنوان تعداد روزهای با حجم معامله صفر تطبیق داده شده با گردش استاندارد شده در طول یک دوره 12 ماهه نامیده است. این معیار ابعاد مختلف نقد شوندگی را در بر می گیرد. مثل سرعت معامله، هزینه معامله با تاکید خاص بر روی سرعت معامله، یعنی تداوم معامله و سختی و تاخیر بالقوه موجود در اجرای یک سفارش. معیار جدید که با ابعاد چند گانه نقد شوندگی سازگار است، همبستگی بالایی با معیارهای متداول تفاضل قیمت خرید و فروش و گردش و بازده به حجم دارا می باشد. با این حال این معیار معیار متفاوتی است.

ریسک نقدینگی تأمین مالی

ریسک نقدینگی تأمین مالی، که ریسک جریان وجه نقد هم نامیده می‌شود، به عدم توانایی در پرداخت تعهدات برمی‌گردد. این موضوع مخصوصاً برای پرتفوهایی که متوازن شده‌اند و متعهد به پرداخت حاشیه سود به طلب‌کاران هستنند معضل مهمی است. در واقع اگر ذخیره وجه نقد کافی نباشد، ممکن است در شرایط سقوط ارزش بازار نیاز به پرداخت وجه نقد وجود داشته باشد که منجر به نقد کردن اجباری پرتفو در قیمت پایین می‌شود. این چرخه ضررها که با حاشیه سود تعهدشده شدیدتر می‌شود، گاهی به مارپیچ مرگ تعبیر می‌شود.

ریسک تأمین مالی با برنامه‌ریزی مناسب جریان وجه نقد کنترل می‌شود. محدود کردن شکاف جریان وجه نقد، متنوع کردن و در نظر گرفتن منابع مالی جدیدی برای پر کردن کسری نقدینگی نقش مهمی در کنترل ریسک نقدینگی دارند.

مدیریت نقدینگی

مدیریت نقدینگی یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی است که شرکت ها با آن روبرو هستند. دلیل اصلی این چالش این است که بیشتر منابع شرکت ها از محل سپرده‌های کوتاه‌مدت تامین مالی می‌شود. علاوه بر این تسهیلات اعطایی بانک‌ها صرف سرمایه‌گذاری در دارایی‌هایی می‌شود که درجه نقدشوندگی نسبتاً پایینی دارند.

مدیریت نقدینگی به معنی توانایی شرکت ها برای ایفای تعهدات مالی خود در طول زمان است. مدیریت نقدینگی در سطوح مختلفی صورت می‌گیرد. اولین نوع مدیریت نقدینگی به صورت روزانه صورت پذیرفته و به صورت متناوب نقدینگی مورد نیاز در روزهای آتی پیش‌بینی می‌شود. دومین نوع مدیریت نقدینگی که مبتنی بر مدیریت جریان نقدینگی است، نقدینگی مورد نیاز را برای فواصل طولانی‌تر شش ماهه تا دو ساله پیش‌بینی می‌کند. سومین نوع مدیریت نقدینگی به بررسی نقدینگی مورد نیاز شرکت ها در شرایط بحرانی می‌پردازد.(سیرانی,1389).

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.