نیما ارکانی حامد در کودکی و در میان کوهستانای سرد مرزی تا پای مرگ رفت، حالا اما به واسطه نتیجه های علمی استثنائی از اون به عنوان اینشتین بعدی یاد می شه و در میان نوابغ برتر جایی واسه خود دست و پا کرده.

با نگاهی کوتاه به کارنامه تحصیلی و تدریس این دانشمند برجسته نام خیلی از موسسات علمی تراز اول دنیا مثل برکلی، استنفورد، هاروارد و پرینستون دیده میشه. بین صحبت درباره کیهان شناسی اون شما رو از مرز کسل کننده فیزیک معمولی بالاتر برده و با دنیای جدید آشنا می کنه.

فیزیک در خون ارکانیا جریان داره چون که پدر، مادر و آبجی نیما هم فیزیکدان هستن و پدرش بیشتر از یه دهه در دانشگاه صنعتی شریف و سالای بسیار دیگری در کانادا به تدریس همین زمینه اشتغال داشته. در ادامه نگاهی به زندگی نیما ارکانی حامد انداختیم که سراسر افتخار و موفقیته.

ماجراجویی در مرزها

«جعفرقلی ارکانی حامد»، پدر نیما دوران ابتدایی تحصیل تا دبیرستان رو در تبریز گذرونده و بعد در رشته مهندسی معدن دانشگاه تهران پذیرفته شد. ایشون به لطف کسب نمرات عالی بورسیه علم آموخته ممتاز رو گرفت و واسه گذروندن دوره دکترای راهی آمریکا شد.

جعفر ارکانی پنج سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۸ و پس کسب دکترا در رشته ژئوفیزیک دانشگاه MIT به کشور برگشت تا تدریس فیزیک در دانشگاه صنعتی شریف رو برعهده بگیره. اون ۱۴ سال آموزش دانشجویان شریف رو برعهده داشت و یه مدت هم به ریاست دانشکده فیزیک انتخاب شد.

جعفر ارکانی به همراه همسرش «حمیده الستی» در همین زمان بارها به عنوان استاد مدعو و واسه همکاری در پروژه های ناسا از جمله «آپولو» و «ماژلان» به آمریکا رفت و اومد داشت. در سال ۱۹۷۲ ایشون واسه تحلیل ویژگیای فیزیکی ماه در چارچوب پروژه آپولو در هیوستون هست که نیما به دنیا اومد.

پدر نیما پس از انقلاب به ایران برگشت و از اولین اعضای فرهنگستان علوم ایران هستش. پس از بسته شدن مراکز دانشگاهی به دلایلی خاص جعفر که تحقیقاتش رو نیمه کاره می دید، ترجیح داد همراه خونواده از کشور خارج شه.

در اون دوران شرایط کشور خیلی به سروسامون نبود و همین خاطر خونواده ارکانی مجبور به خروج زمینی شدن اما در میونه راه و در کوهستانای بین ایران و ترکیه سرگردان شدن. یه هفته سرگردانی در این کوهستانا باعث شد نیما و خواهرش «ساناز» که سن و سال چندانی نداشتن به تب بسیار بالا گرفتار شده و تا پای مرگ پیش برن.

پدر نیما واسه نجات بچه هاش ناچار شد اونا رو تو یه دره رها کرده و واسه پیدا کردن کمک به کوه و کمر بزنه. شانس با اون یار بود و یه مدت بعد به عشایر کُرد خورد. آدمایی که تو ذهن نیما به عنوان فرشته نجات نقش بسته ان با اسب و آذوقه به کمک اونا اومده و در سیاهی شب این خونواده رو از سد مرزبانان ترکیه عبور دادن. حمیده الستی، مادر نیما که خود اونم فیزیکدانه درباره این ماجراجویی خطرناک میگه:

نیما در شرایط بسیار بدی هست و واسه افزایش انگیزه اش با اشاره به کهکشون راه شیری به اون قول دادم بعد از گذشتن از خطرات براش یه تلسکوپ می خرم.

به گفته الستی همین موضوع نیما رو سرپا رو نگه داشت؛ اون زندگی خود رو مدیون کهکشون راه شیریه و حالا نوبت اونه که با رمزگشایی از کیهان دین خود رو به اون ادا کنه.

ظهور اینیشتین بعدی

اونا پس از ورود به ترکیه راهی سفارت شده و خود رو به «تورنتو» کانادا رساندند. در کانادا شرایط ایده آل به نظر می رسه و جعفر در کرسی فیزیک دانشگاه «گیل» به تدریس فیزیک مشغول شد. نیما در مدرسه به انجام تکالیف و مشق علاقه چندانی نداشت و بخاطر این به جز ریاضی، انگلیسی و فیزیک بقیه نمراتش از سطح متوسط بالاتر نمی رفت. با این حال همونطور که گفتیم فیزیک در کنار گلبولای قرمز و سفید یکی از عناصر خون ارکانیا هستش و بخاطر این در آزمونا و مسابقات سراسری فیزیک در سطح دبیرستانای کانادا بالاترین جایگاه رو از اون خودش می کرد. پدر و مادر اون خوب جمله خنده دار معلم فیزیکش رو به یاد دارن:

تو اینیشتین بعدی میشی اما من فعلا بهت نمره B (برابر ۱۵) میدم.

نیما ارکانی همزمان به تحصیل در رشته های فیزیک و ریاضی در دانشگاه معتبر تورنتو پرداخت. اینجا دیگه تکالیف درسی اهمیت چندانی نداشتن و آزمونای فیزیک یکی پس از دیگری با نمره عالی پاس می شدن تا جایی که در سال پایانی تحصیلش نظریه میدونای کوانتومی رو به دانشجویان مقاطع بالاتر از خودش درس می داد.

«هیو توماس»، از همکلاسیای اون که حالا ریاضیدانه، تاکید می کنه که نیما واقعا، واقعا باهوشه و قدرت درک حجم خیلی از مسائل رو داره. این حرف اصلا بزرگ نمایی نیس چون که نیما بین صد نخبه زنده جهان رتبه ۳۲ رو به خود اختصاص داده.

این دانشمند جوون تحصیلات آکادمیک خود رو در رشته ریاضیات و فیزیک و با نمره عالی در دانشگاه تورنتو تموم کرد و واسه ادامه تحصیل به دانشگاه برکلی در ایالت کالیفرنیا رفت. ایشون  در سال ۱۹۹۷ دوره دکترای خود رو در این دانشگاه تموم کرد و واسه دوره فوق دکترا به دانشکده استنفورد جا به جایی مکان کرد.

نیما ارکانی حامد وقتی که در برکلی بود در مقاله آماده انتشار یکی از فیزیکدانان نظری به نام «دیموپولوس» ایرادی پیدا کرد. این موضوع اول باعث خشم و ناراحتی محقق نامبرده شد به چه دلیل یه دانشجوی مقطع دکترا از اون ایراد گرفته بود، اما در آخر اونا به دوستان و همکاران نزدیک تبدیل شده و در همین بین نظریه ابعاد بسیار بزرگ رو ارائه کردن. حالا دیگه  نیما در ذرات بنیادی و نسبیت عام صاحب نظر بود و با هدف درک قابل پیش بینی بودن کیهان «نظریه گرانش کوانتومی» رو دنبال می کرد.

اون در کنار انجام تحقیقات زیاد هیچوقت از قوانین روزمره اطاعت چندانی نکرده. مثلا به عنوان یه پروفسور جوون در دانشگاه برکلی اصرار داشت که به جای پارکینگ اختصاصی اش که از دفتر کارش دور بود، از نزدیکترین جای پارک استفاده کنه. همین موضوع باعث ایجاد مشکل بین اون و بعضی کارکنان شد و در آخر نیما ترجیح داد در سال ۲۰۰۱ به هاروارد جا به جایی مکان کنه.

مدت کوتاهی پس از تدریس در دانشگاه هاروارد نیما ارکانی حامد با دو دانشمند دیگه به اسمای «هاوارد گئورگی» و «آندرو کوهن» به تحقیق روی ایده ابعاد بسیار ناپایدار پرداخت که در آخر به پیشرفت نظریه هیگز کوچیک منجر شد.

جایزه ها از راه می رسن

ارائه این نظریه ها نه فقط اونو به استخدام رسمی هاروارد درآورد بلکه به دعوت از ایشون در برنامه های تلویزیونی زیادی منجر شد و اون سال بعد مدال Gribov جامعه فیزیک اروپایی رو از اون خود کرد و در تابستون ۲۰۰۵ جایزه «فی بتا کپا» رو واسه تدریس عالی گرفت و ۳ سال بعد و در حالی که هنوز در هاروارد مشغول تدریس بود، جایزه «ریموند و بورلی ساکلر»، مربوط به فیزیکدانان جوون با نتیجه های قابل توجه هم به کارنامه خود اضافه کرد.

نیما ارکانی در سال ۲۰۰۸ دانشگاه هاروارد رو به مقصد «مؤسسه تحقیقات پیشرفته پرینستون» ترک کرد تا به جایگاهی برسه که واسه چند سال کرسی اینشتین حساب می شد یکی از همکاران اون به نام «ملیسا فرانکلین» میگه «بعد از رفتن اون ما گریه کردیم و اشک ریختیم». 

نیما تنها یه سال بعد از ترک هاروارد به عنوان عضو آکادمی علوم و هنر آمریکا انتخاب شد. اون در سال ۲۰۱۲ به دلیل کار روی تئوری هیگز کوچیک موفق به دریافت جایزه سه میلیون دلاری فیزیک بنیادی از یوری میلنر میلیاردر روس ساکن آمریکا شد.

ابر ریسمانی و هدایت پروژه ۱۰ میلیارد دلاری

مهم ترین نظریه پروفسور ارکانی به ابر ریسمانی مربوط می شه که براساس اون ذرات کوچیکترین حالت در این جهان نیستن بلکه حلقه هایی نوسان کننده به نام ریسمون کوچیکترین جزء تشکیل دهنده هستن. طبق این تئوری ریسمون علاوه بر ۳ بعد مکان و ۱ بعد زمان در ۷ بعد دیگه هم نوسان می کنه که واسه ما قابل درک نیس. این  موضوع فقط با به کار گیری برخورد دهنده بزرگ هادرونی قابل اثباته و بعضی می گن که در صورت اثبات به بزرگترین نتیجه کار در مورد فیزیک پس از اکتشافات اینشتین تبدیل می شه.

در سال ۲۰۱۳ اون سرپرستی پروژه FHEP در پکن رو رو دوش گرفت که قراره با مشارکت برندگان جایزه «نوبل» و «فیلدز» به پیشرفت یه برخورد دهنده هادرونی بزرگ منتهی شه. 

ابن برخورد دهنده ۹۶ کیلومتری ۴ برابر از برخورد دهنده هاردونی اروپا بزرگتر و ۷ برابر قوی تره و از اون با عنوان «برخورد دهنده بزرگ» یاد می شه. پیشرفت کامل هر دو فاز این مرکز طی سه دهه آینده هزینه ای بالغ بر ۱۰ میلیارد دلار به دنبال داره اما با قدرت ۱۰۰ ترا الکترون ولتی اون میشه به نتایجی رسید که در مرکز اروپایی امکان نداره.

در فاز اول این پروژه که طی ده سال صورت میگیره «ذره بوزون هیگز» و سرنوشت اون در نتیجه یه برخورد بررسی می شه. در فاز دوم هم مسائل مهم دیگری مانند ماده تاریک، بیگ بنگ و سیاهچالها مورد مطالعه قرار می گیرن.

به گفته نیما ارکانی حامد و محققان دیگه این برخورد دهنده ذرات زیر اتمی رو با اونقدر قدرتی به هم برخورد میده که اصول طبیعی رو کنار زده و ما رو به طرف فرضیه چند جهانی هدایت کرده یا جهان قابل شناخت رو پیش رومون قرار میده.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *