کارآیی اطلاعات//پایان نامه درباره حقوق صاحبان سهام

کارآیی اطلاعات

از دورة آدام اسمیت به بعد، اغلب اقتصاددانان معتقدند که بازارهای رقابتی، «کارا» هستند و بنگاه­ها در پیگیری منافع­شان، خیر عمومی را با دست نامرئی ارتقا می­بخشند. یک دستاورد مهم علم اقتصاد در نیمه اول قرن بیستم که به قضیه بنیادی اقتصاد رفاه معروف شده است این است که بازارهای رقابتی، منابع را به نحوی کارا تخصیص می­دهند. در دهة 1980 محققان اقتصاد اطلاعات نشان دادند که فرض اطلاعات پنهانی زیربنای این قضیه اقتصاد رفاه است. آنها نشان دادند که در موقعیت­های مختلف که اطلاعات پرهزینه است (تقریباً همیشه)، مداخله­های دولت می­تواند وضعیت همه را بهتر کند. این نتایج به­تدریج این گزاره قدیمی را تضعیف کرده است که بازارها ضرورتاً کارا هستند.

اطلاعات هسته مرکزی کارآیی می باشد. اطلاعات، نحوه تفسیر سرعت انتشار آن نقش عمده و حساسی در کارآیی بازار دارد. در صورتی که بازار از لحاظ عملیاتی و تخصیصی کارا باشد، پرسشی که مطرح می شود این است که اوراق بهادار در یک زمان خاص نسبت به یکدیگر چگونه قیمت­گذاری خواهند شد. به بیان دیگر رفتار قیمت سهام در یک چنین بازاری چگونه خواهد بود؟

برای جواب دادن به این پرسش باید به وجه دیگر کارآیی که کارآیی اطلااتی است توجه شود. در بیشتر پژوهش­های که در سال های اخیر انجام شده است به کارآیی اطلاعاتی توجه خاص شده است و فرضیه و مدل­های زیادی جهت آزمون کارآیی اطلاعاتی بازار عرضه شده است. کارآیی اطلاعاتی زمانی حاصل می­شود که قیمت اوراق بهادار منعکس کننده تمام اطلاعات مهم موجود و قابل دسترسی باشد. اطلاعاتی که بر ارزش شرکت تاثیر می­گذارد. اگر در بازاری به کارآیی اطلاعاتی برسیم، سرمایه گذاران نمی­توانند با داشتن اطلاعات خاص به سودی غیر معمول و غیر عادی دسترسی پیدا کنند.

مساله کارآیی اطلاعاتی بازار سرمایه مقوله ای نیست که بتوان گفت صرفاٌ سیاه است یا سفید. به بیان دیگر نمی­توانیم بگوییم که بازاری کاملاً کاراست و بازاری دیگر اصلاً کارا نیست. بنابراین باید به این پرسش پاسخ داد که بازار تا چه اندازه کارا است. برای پاسخ دادن به پرسش فوق باید معیاری برای سنجش کارآیی ارائه دهیم تا بتوانیم براساس آن معیار، سطوح و درجات مختلفی را برای کارآیی تعریف نماییم. معیار مهم سنجش کارآیی در بازار این است که بپرسیم چه اطلاعاتی در قیمت اوراق بهادار منعکس می­شود به بیان دیگر قیمت سهام متاثر از چه نوع اطلاعاتی می­باشد(سلیمی فر و شیرزور، 1389).

2-5- ظهور عدم تقارن اطلاعاتی

رشته «اقتصاد اطلاعات» با انتشار دو مقاله در سال 1961، یکی توسط ویکری[1] و دیگری توسط استیگلیتز[2]، متولد شد. اولین مقاله، «اقتصاد اطلاعات» تالیف جورج استیگلیتز و دومین مقاله، «سفته بازی متقابل، حراج­ها و مناقصه­های رقابتی مهروموم شده» به قلم ویلیام ویکری است. ویلیام ویکری حالتی را در نظر می­گیرد که مقوله غیرقابل تقسیم و منحصر به فردی قرار است به یکی از خریداران بالقوه فروخته شود. ویکری نشان می­دهد که با ارزش­های خصوصی مستقل و مزایده­گزاران همگن، قیمت مورد انتظار معامله در روش حراج از نوع انگلیسی و هلندی یکی است. او سپس مفهوم حراج مزایده مهروموم شده قیمت دوم را وارد می­کند و نشان می­دهد که معادل روش حراج انگلیسی است. ویکری برتری روش حراج انگلیسی برحراج هلندی را در شرایط ریسک­پذیری، وجود مزایده­گزاران بی­تجربه و سایر مواردی که باعث دور شدن از فرض­های استاندارد می­شود، نشان می­دهد که در آن روش حراج انگلیسی، بهینه پارتو است.

اگرچه در حال حاضر اهمیت مقاله جورج استیگلیتز (1961) آشکار است؛ یک دهه طول کشید تا «اطلاعات» وارد نظریه اقتصادی شود. حتی جورج آکرلوف[3] گزارش می­کند که مقاله تاثیرگذار و معروف وی با عنوان «بازار لمونز: کیفیت، نااطمینانی و مکانیزم بازار» توسط سه مجله علمی معتبر رد شده است، قبل از آنکه در مجله فصلی اقتصاد پذیرفته شود.

در دهة 1980 مقالات زیادی در زمینة اقتصاد اطلاعات منتشر شد و اکنون نیز به یکی از شاخه­های علم اقتصاد تبدیل شده است. اکنون پذیرفته شده که بدون ورود عدم تقارن اطلاعات در مدل­ها، تحلیل اقتصادی، ناقص است. سرانجام در سال 2001، جایزة نوبل اقتصاد به سه اقتصاددان (جورج آکرلوف، مایکل اسپنس[4] و جوزف استیگلیتز ) برای اثر پیشگام آنان دربارة اقتصاد اطلاعات اعطا شد.

آکرلوف نشان داد که اطلاعات نامتقارن می­تواند امکان «انتخاب نامطلوب» را در بازار افزایش دهد. اطلاعات ناقص وام­دهندگان از استقراض­کنندگانی که احتمال ضعیفی دارد وام را باز پرداخت کنند و یا مواجهه خریداران اتومبیل با فروشندگان اتومبیل­های با کیفیت پایین، منجر می­شود به اینکه فرد برخوردار از کالای خوب، بیرون از بازار بماند. آکرلوف در سال 1970 مقاله­ای با عنوان «بازار اتومبیل­های بد (لیمو): نااطمینانی از کیفیت و سازو کار بازار» ارائه کرد که مهم­ترین مطالعه انجام شده در ادبیات اقتصاد اطلاعات به شمار می­رود. در این مقاله، آکرلوف اولین تحلیل نرمال از بازارهای دچار مساله اطلاعات نامتقارن را با عنوان «انتخاب نامطلوب» مطرح می­کند. او بازار محصولی را تحلیل می­کند که در آن فروشنده نسبت به خریدار اطلاعات بیشتری درباره کیفیت محصول دارد و برای نمونه، بازار اتومبیل­های بد را مطرح می­کند.

Vickrey.35

Stiglitz.36

Akerlof.37

Michael Spence.38

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.