معرفی کرده است:
• خلق محیط های پاسخگو و بر پایه فهم عمیق طراح از ارزش ها و رفتار مردم و گروه های مرتبط
• مشارکت استفاده کنندگان در طراحی محیط هایشان
• خلق محیط هایی که استفاده کنندگان توانایی تغییر و اصلاح آن را مطابق با نیاز های خود داشته باشند( به نقل از پیمانی و ذوالقدر ۱۳۸۶ ،۱۱۹)
۲-۵-۳-۲- عملکرد
در رویکرد عملکرد گرایانه، در واقع برنامه ریزان و معماران به این نکته توجه دارند که کنش های متفاوت، نیازهای محیط های متفاوتند، اما در اکثر مواقع برخورد آنان به صورتی انتزاعی و تجریدی بوده است.
در حقیقت یا افراد خودشان مکان را می سازند و یا برایشان ساخته می شود تا بتوانند امور زندگی خود، نیازها و خواسته هایشان، از جمله ؛ خوردن، خوابیدن، خرید و فروش ، عبادت ، مباحثه ، یادگیری ، انبار کردن و کارهای دیگر را در آن به انجام برسانند. اما چگونگی و روش سازماندهی آن ها به مکان ها، عقاید و آرمان ها و دیدگاه شان نسبت به جهان مربوط می شود. در نتیجه معماری هم در معیار های شخصی و فرهنگی بودنش و در میان ریز فرهنگ های یک جامعه، گونه های متفاوتی می یابد(آنوین،۱۳۸۶: ۲۵).
از این روست که نوربرگ-شولتز عملکرد فضاهای انسان ساخت را بدین صورت بیان کرده است:
«مکان هایی که دارای عملکرد «گردهم آورنده» و «تمرکز دهنده» اند…به عبارت دیگر ، انسان محیط را دریافت می کند و آن را در بناها و چیزها متمرکز می سازد. بدین وسیله چیزها محیط را شرح می دهند، خصلت آن را ظاهر می سازند و بدین گونه خود معنادار می گردند.این امر عملکرد اصلی جرییات در پیرامون ماست (نوربرگ-شولتز ۱۳۸۸: ۲۷).
به نظر می رسد تأکید بر عملکرد در محدوده ی تفکر مدرن، نمی تواند مبنای مناسبی برای معماری باشد. پس شاید بهتر باشد به جای واژه ی عملکرد از واژه ی رویداد استفاده کنیم. اتفاقی که در هر مکان رخ می دهد. در حقیقت هر مکان، بخش اعظم هویت خویش را مدیون چنین رویدادهایی است. برای درک ماهیت هر مکان و بررسی آن مهمترین اقدام، یافتن اتفاقات و رویدادهایی است که ملازم آن مکان می باشند.(مهلیانی۱۳۹۰، ۹۴).
۲-۵-۳-۳- زمان پایدار
کاراکتر یک مکان در فرایند زمان مکشوف خواهد بود، در حقیقت مکانی که به هر دلیل پایدار بوده و دوام خود را توسط زندگی بشری، حفظ کرده باشد، واجد خاطره ای تاریخی شده و قابلیت بیشتری برای داشتن «روح مکان» خواهد داشت. چنین رابطه ی متقابلی بین روح یک مکان و کهولت آن، موجب اصالت هر چه بیشتر آن مکان شده تا بدین ترتیب آن را واجد هویتی ویژه کند. در واقع معماری های نوساز شهر، حتی با وجود امکانات کالبدی بیشتر از لحاظ ایجاد حس تعلق در افراد اغلب بسیار ضعیف تر از معماری های سنتی شهر هاست. (مهلیانی۱۳۹۰ :۱۰۱).
به طور خلاصه، هر فضا برای آنکه به مکانی با معنا تبدیل شود، باید به نحوی زنده باشد تا انسان به کمک آن ها، اولا بتواند زندگی را پیدا کرده و ثانیاتضادهایش را حل کند. اما چگونه یک مکان ما را در برطرف کردن تضادها، یاری می رساند، وقتی هنوز از تضادهای درونی خویش رهایی نیافته است. در واقع تنها مکانی که با خود سازگار باشد، می تواند به مکانی زنده و با معنا تبدیل شود.( عباس زادگان:۱۳۹۱: ۱۰۳)
در بنایی که همه الگوها زنده اند، هیچ نیروی مزاحمی وجود ندارد.مردم راحتند، گیاهان آسوده اند؛ جانوران کارهای طبیعی خود ار انجام می دهند، نیروی های فرسایشی با روند مرمت که ترکیب بنا ایجاب می کنند در تعادلند، نیروی چاذبه با ترکیب تیرها و طاق ها و ستون ها با نیروی باد در تعادل است. آب باران به طور طبیعی جریان می یابد، به نحوی که فقط به رشد گیاهان کمک می کند که خود به علل دیگری با شکاف بین سنگفرش ها و زیبایی ورودی و عطر گل ها در مهتابی در تعادلند…»(عباس زادگان۱۳۹۱ :۱۱۴).
ویژگی دیگری که الکساندر برای یک بنای زنده قائل می شود این است که چونان یک کل منسجم عمل کند. در واقع «در طبیعت همواره همه چیز کل زاده می شود و رشد می کند… .زنده بودن بنا هم تنها هنگامی ممکن می شود که به صورت یک کل رشد کند».این بدین معنی است که در ساختن یک بنا می باید کل را در ذهن خود تصور کنیم. در عین حال در یکایک جرئیئات یک بنای زنده نیز می یاید به همان دقت در کلیاتش، بی همتا و متناسب با محیط اطراف باشد.( عباس زادگان۱۳۹۱ :۳۹۹).
۲-۵-۳-۴- مرگ
وجود انسان و وجود مکان ها در ارتباطی تنگاتنگ بوده و این تفکر که بنایی ماندگار، بدون توجه به «مراقبت انسان خواهیم ساخت، تفکری ساده انگارانه است. وقتی هم خود را مصروف ساختن بنای مصنوع در پیرامونمان می کنیم، و موفق می شویم، نمی توانیم از این واقعیت بگریزیم که خواهیم مرد… در همان حال که از آنجا لذت می بریم، می دانیم که فانی و گذراست.»(الکساندر،۱۳۸۶: ۱۳۲).
بنایی که می سازیم همواره از مصالحی میرا ساخته می شود و جاودانگی آن نه در کالبد، بلکه در روح و هویت آن مستتر است.

۲-۵-۴- نمونه موردی شهر احساسات فرانسه
طرح:طراحی ساده این غرفه ۶۰۰۰ متر مربعی،شامل یک حیاط مرکزی وسیع به سبک باغسازی فرانسوی است.این غرفه که توسط آب احاطه می شود،حس یک غرفه شناور را القا می کند.کانسپت:با استفاده از پیشرفته ترین تکنولوژی ها و مصالح ساختمانی، این غرفه بازتابی است از مدرنیته،پویایی و نوآوری های صنعتی فرانسه و در عین حال کیفیت زندگی شهری در آن کشور را نشان می دهد.هدف این غرفه تبدیل شدن به الگویی است در زمینه بازیافت و بهره وری انرژی برای یک “پروژه بزرگ معماری فرانسوی در چین” است.

قصر شناور؛ غرفه فرانسه مانند قصر شناوری به نظر می رسد که به زیبایی با ریتم آب همخوانی پیدا کرده است.کل سازه در یک شبکه توری مانند بزرگ از جنس نوعی بتن خاص پیچیده شده که در عین حال دیوارهای روینده سبز و حوض های داخلی و خارجی را نمایان می کند.باغ فرانسوی؛ در مرکز این سازه باغی به سبک فرانسوی قرار دارد که جویبارها در اطراف آن جاری اند.فواره ها و حوضچه های آبی،فضایی را خنک می کنند و در آن بازدید کنندگان از آواز پرندگان،بوی خوش گلها و طعم خوش غذا در زیر نور خورشید در میان محیط آبی لذت می برند.این باغچه ها نقطه عطف معماری این غرفه اند.
چشم انداز ، رایحه، طعم، طنین و حس فرانسه
در “شهر حسی” بازدید کنندگان شکوه و عظمت فرانسه را از طریق حواس پنجگانه خود درک می کنند.آنها می توانند نقاشی،باغسازی،بوی خوش عطرهای فرانسوی طعم واقعی دستپخت های فرانسوی را تحسین کنند.آب خنک حوضچه ها و فواره ها را لمس کنند و به تماشای قطعاتی از فیلم های فرانسوی بپردازند.طراحی این غرفه تجسمی است از کانسپت تعادل،که به این وسیله تعداد زیادی ویدئو پروژکتور،تصاویر متحرک،خطوط پیرامونی غیر معمول و امواج بازتاب شده در پس زمینه محیا شده تا به این غرفه زندگی ببخشد.
غرفه فرانسه که توسط ژاک فریه و همکارانش طراحی شده منجر به ایجاد یک فرصت منحصر به فرد برای پررنگ کردن تصویر فرانسه در کشور چین شده است.معمار فرانسوی ژاک فریه طراح غرفه فرانسه تاکید می کند که چندان به اصطلاح “معماری پایدار و سازگار با طبیعت” اعتقاد نداشته و به جای آن از ایده “جامعه سازگار با طبیعت و پایدار” استقبال میکند.در وهله نخست ممکن است بین این دو تمایزی آشکار مشخص نباشد،اما کلید درک رویکردی وی در طراحی غرفه فرانسه در اکسپو جهانی شانگهای نهفته است.
غرفه فرانسه واکنشی است در برابر معماری برخی ساختمان ها به ویژه در حومه و شهرک های اقماری شانگهای،که بیشتر بر بازدهی انرژی تاکید دارند تا حس زیبایی شناسی در طراحی.در مقابل،غرفه فرانسه یا “شهر اسحساسات” چه از طریق نمایشگاههای خود و چه از طریق معماری آن،که توسط یک استخر آب احاطه شده و ویژگی های باغ سبز عمودی در آن،ظهور “یک ایده شهر سازی جدید” را مطرح می نماید.شبکه های فولادی و قاب شیشه ای با عناصر بتنی که مانند یک شبکه نور را در قسمت بیرونی فراهم می کند اجازه می دهد تا نور طبیعی به درون بنا نفوذ کند.در این ساختمان هیچ محدودیت بارزی بین معماری و منظر سازی وجود ندارد.بازدید کنندگان راه خود را به داخل ساختمان ادامه داده و از طریق نمایشگاه به سمت پشت بام های سرسبز هدایت می شوند.در اینجا تفسیر جدیدی از باغهای سنتی فرانسوی،پدیدار می شود.

مسیر نمایشگاه در غرفه به آرامی با یک رمپ شیبدار از ورودی غرفه در اطراف باغ سازمان یافته است.غرفه بر اساس مفهوم “شهر احساسات” طراحی شده است.جایی که شش حواس برتر وجود دارد:چشایی،بویایی،لامسه،شنوایی،بینایی و تعادل.این غرفه بیش از آنکه بر تضادهای بین میراث سنت و مدرنیته در زندگی متمرکز باشد،بر نگرشی خاص بر هنر زندگی شهری در قرن ۲۱ تاکید دارد.باغ به عنوان یکی از مهمترین عناصر هویت بخش ساختمان غرفه در نظر گرفته شده است.بدیهیست این طرح یک کپی ساده از باغ ورسای نیست.در واقع جهت دید از بالا در باغ ورسای در طراحی منوده تغییر یافته و باغ فرانسوی به صورت دید از پایین طراحی شده است.باغ یکی از نقاط مشترک میان معماری فرانسوی و چینی می باشد.غرفه همچنین دارای پنل بندی خورشیدی است و انرژی ساختمان از این پنل ها تامین می شود.فراتر از کارکرد پنل ها برای تولید انرژی،زیبایی شناختی معماری پروژه در بکارگیری این پنل ها نیز موثر بوده است.
غرفه فرانسه از نظر فرم و فن آوری منحصر به فرد است.افزون بر آن با اختصاص ۵۰ میلیون یورو بودجه از طرف دولت فرانسه برای این غرفه ملی که از میان ۴۹ طراحی دیگر انتخاب شده است،از نظر اعتبار ساخت نیز در میان غرفه سایر کشورها نیز رکورد دار است.ماکت غرفه به همراه ماکت سه اثر دیگر که در رقابت برنده جایزه شده بودند،در شانگهای به نمایش گذاشته شده است( وکیلی و کوهی فر ۱۳۸۹).

۲-۶- نتیجه گیری
ادراک حسی به عنوان فرایندی است که از واقعیت محرک های فیزیکی و شیمیایی محیط اغاز می شود و با چگونگی واکنش موجود زنده و تحلیل و تفسیر روانی که موجب سازش آن با محیط خود می شود خاتمه می یابد. بدین معنی که، هر موجود زنده، اعم از حیوان و انسان، دستگاه های گیرنده ای در اختیار دارد که به کمک آنها می تواند اطلاعانی را درباره ی تغییرات و دگرگونی های محیط خارج یا داخل دریافت کند و با واکنش در برابر آنها هر چه بهتر و سریع تر رفتاری سازش یافته از خود نشان دهد. عوامل محیطی و رفتاری در چگونگی درک انسان از محیط تأثیر گذارند. در فلسفه ملاصدرا ادراک توسط حواس پنجگانه به عنوان اولین مرتبه ی ادراک مورد توجه قرار گرفته است که مراحل بعدی ادراک بدون وجود آن شکل نمی گیرند.
با توجه به فرضیه تحقیق که پیش بینی رابطه ی ادراک غیر بصری با حس تعلق به مکان بود به ادبیات موضوع تعلق به مکان نیز پرداخته شد، که به طور کلی، دلبستگی به یک موضوع، مانند مکان، چیزها، یک فرد و دیگر مسائل در زندگی روزانه، مبتنی بر تجارب قبلی زندگی، ساختارهای رفتاری، شناختی، حسی و اجتماعی از «خود»، ساخته و تمام تجارب و رویارویی های تازه ی خود با موضوعی نو را بر پایه ی این طرح، ادراک،
ساماندهی و طبقه بندی نموده و به خاطر می سپارند. به علاوه این طرح از «خود» محرک انگیزه های رفتاری فرد نیز بوده و در همان هنگام که «خود» ساخته می شود، نیازها و توقعات فرد نیز بنا شده و هنگامی که شیء یا موضوعی این نیازها را برآورده می کند، فرد احساس آسایش و امنیت خواهد کرد. در نتیجه فرد نیز سعی در توجه و مراقبت از این احساس و این موضوع دلبستگی خواهد کرد. نتیجه ی آن دلبستگی بوده که اشتیاق به زندگی با دیگران و رفتار هدفمند را پایدار نگه می دارد(دانشپور ۱۳۸۸، ۳۸).

فصل سوم

روش تحقیق

۳-۱- مقدمه
ابراهام کپلان در کتاب کلاسیک خود تحت عنوان هدایت پژوهش، روش تحقیق را به جای محصول جست و جو، مطالعه فرآیند جست و جو تعریف کرده است. او استفاده از واژه روش شناسی را برای جنبه های «میان طیف» فرایند تحقیق که در رشته های مختلف مشترک به کار برده است. بنابراین او به دنبال فرآیندهایی از جستجوگری است که نسبت به فنون خاص مصاحبه، تحقیق اسنادی یا گردآوری و تحلیل داده ها، عام تر و از دیدگاه های معرفت شناختی، اثبات گرایی، ساختارگرایی و پسا ساختارگرایی خاص تر باشند(گروت لیندا، وانگ دیوید، ۱۳۸۶: ۸).
۳-۲- روش تحقیق
در این پژوهش، در روشی «کیفی- تحلیلی»، به منظور شناخت کامل تری از مفهوم بازار، متون تخصصی مختلف در ادبیات معماری ایران مورد بازبینی و مطالعه قرار گرفت. در این فرایند ابتدا به مفهوم پایه ی مجتمع های تجاری در غرب و ایران پرداخته شد. سپس به مفاهیم چگونگی درک حسی انسان از فضا و چگونگی تأثیر کالبد بر این درک پرداخته شد. در یک مرحله نیز با بررسی نمونه های موجود موفق در این زمینه از روش مطالعات موردی نیز استفاده شده است تا ویژگی ها و مفاهیم موجود در آن ها را نیز در این پژوهش به کار ببریم همچنین مطالعاتی بر روی کارکرد و پیشینه بازارهای سنتی نیز انجام گرفت و در گام بعدی به منظور تجمیع و تحلیل یافته ها، به تحلیل این موارد پرداخته شد تا الگوهای لازم برای یک فضای عمومی که بر ادارک حسی افراد تأثیر بگذارد استخراج شود.علاوه بر این برای بررسی مؤلفه های طراحی و تعیین میزان توجه و دلبستگی مردم به محیط به واسطه ی وجود این مؤلفه های غیربصری اقدام به توزیع و سپس تحلیل عاملی پرسشنامه توسط نرم افزار آماری Spss شد. و بدین ترتیب متغیر ها و عامل های مؤثر بر ادراک حسی بدست آمد.

۳-۳- اندازه گیری متغیرهای کیفی
رایج ترین مقیاس که برای اندازه گیری متغیرهای کیفی بکار می‌رود مقیاس لیکرت است که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. در مقیاس لیکرت اساس کار بر فرض هم وزن بودن

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *