جستجوی مقالات فارسی – بررسی تاریخی فقه و فقهای امامیه از قرن اول تا دوازدهم ۹۴- قسمت …

۲-۲-تقسیم بندی ادوار فقه امامیه به ۹ عصر
در کتاب تاریخ فقه و فقها ادوار فقه امامیه به ۹ عصر تقسیم شده است:
۲-۲-۱- دورۀ اول: عصر تفسیر و تبیین
این دوره از رحلت پیامبر (ص) آغاز می‌شود و تا پایان غیبت صغری (۳۲۹ ه.ق) ادامه می‌یابد. در این عصر گرچه به علت رحلت پیامبر گرامی‌اسلام (ص) باب اجتهاد در نزد اهل سنت مفتوح شد، ولی شیعه به دلیل حضور امامان به اجتهاد نیازی پیدا نکردند؛ چه به عقیدۀ آنان اقوال، افعال و تقریرات امامان به منزلۀ قول، فعل و تقریر پیامبر(ص) است، و در حجیت آن جای هیچگونه تردیدی وجود ندارد. البته کسانی که به علت دوری و یا جهات دیگر به آن بزرگواران دسترسی نداشتند، به صورت ساده ای در مسائل اجتهاد میکردند. مثلاً ناگزیر بودند به خبر ثقه عمل کنند؛ زیرا برای ایشان دسترسی به نفس قول یا فعل یا تقریر پیامبر یا امامان به طوری که علم وجدانی حاصل کنند ممکن نبود و یا ناگزیر بودند به ظواهر قرآن یا حدیث نبودی و یا روایات امامان معصوم علیهم السلام عمل کنند. پیداست اجتهاد تا این اندازه کار چندان دشواری نبود و تنها عقل آنان و یا روش عقلا برای به دست آوردن حکم مسأله کفایت می‌کرد.[۱۰]
۲-۲-۱-۱-امتیازات و ویژگیهای دورۀ اول
اگرچه در این دوره، اجتهاد به صورت گسترده مطرح نبود و عنوان های محدث و فقیه تقریباً یک معنی را می‌رساند، لکن در عین حال می‌توان امتیازاتی را برای آن شمرد برخی از آن چنین است.
۱-در این دوره امامان شیعه در مسائل فقهی به تبیین اصول و قواعد کلی پرداخته و تفریع و استنباط احکام جزئی را به عهدۀ پیروان خویش گذاشته اند. در این دوره صرف نظر از امامان معصوم که تربیت کنندگان فقیهان عصر خود بودند، بسیاری از شیعیان به عنوان فقیه معرف شده اند.
۲-شیعه در برابر نیازهای مسلمانان و مراجعات زیاد آنان، به امامان خود مراجعه می‌کردند. در حالی که اهل سنت در مقابل مراجعات زیاد به فقیهان و عدم وجود احادیث به مقدار کافی و عدم دستیابی به صریح آیات قرآنی در مورد حکم همۀ مسائل به قواعدی از قبیل قیاس، مصالح مرسله، استحسان و سدّ و فتح ذرایع استناد میکردند.
۳-در این دوره در باب حدیث کتب بسیاری نگاشته شده و در میان آنها چهارصد کتاب شهرت بیشتری پیدا کرده و به نام اصول اربعمائه معروف شده است. این اصول اگرچه در حال حاضر همۀ آنها در دست نیست، ولی بسیاری از آنها نزد شیخ حر عاملی و برخی نزد علامه مجلسی و برخی هم نزد میرزا حسین نوری وجود داشته و آقا بزرگ طهرانی در جلد دوم الذریعه، یکصد و هفده اصل را ذکر کرده است. در این دوره، نقل روایت و تدوین حدیث در میان شیعه آنچنان وسعت یافته که در هیچ عصر و دوره ای این طور وسعت نیافته است.[۱۱]
۴-این دوره از تنوع گرایشهای اعتقادی میان شیعیان و اصحاب ائمه، دوره ای کاملا ممتاز است.
کتب رجال حدیث شیعی پر است از موارد اختلافات عقاید و گرایشهای گوناگون کلامی‌در میان شیعیان در قرون اولیه و از هواداری ائمه نسبت به متکلمان و شواهد علاقۀ آن بزرگواران به رشد و شکوفایی فکری شیعه.[۱۲]
۵-در این دوره دو نوع گرایش فقهی در جامعۀ شیعی وجود داشته است: یکی جنبش استدلالی و اجتهادی و تعقلی که در همۀ مسائل فقهی با در نظر گرفتن احکام و ضوابط کلی قرآنی و حدیثی به اجتهاد معتقد بود. و خط سنت گرا که به نقل و تمرکز بر احادیث تکیه داشته اند.کار تدوین و تجزیۀ فقه از حدیث، از اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم آغاز شده است.
۲-۲-۱-۲- فقهای دورۀ اول
دورۀ اول،که پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) آغاز شد و تا غیبت کبری ادامه یافت، زمان حضور امامان معصوم علیهم السلام بود و چون از نظر شیعه امامان معصوم جانشینان پیامبر(ص) بودند و در حقیقت مفسران شریعت به شمار می‌آمدند نمی‌توان آن بزرگواران را به عنوان فقیه معرفی کرد، لیکن چون در میان شاگردان ایشان، افرادی بودند که در عین اینکه غالباً ناقل احادیث آنان بودند و هیچگاه در آن تصرفی نمیکردند؛ با این حال از این جهت که دارای فهم و استنباط خاصی بودند میتوان بر آنان اطلاق فقیه کرد.
در یک تقسیم بندی فقهای این دوره به سه گروه تقسیم شده اند؛ در گروه اول تنها یک نفر، در گروه دوم سه فقیه و در گروه سوم چند طبقه از فقها ذکر شده اند:
گروه اولعلی بن أبی رافع. او در ولاء رسول الله (ص) و از فقهای شیعه و از خواص امیرالمؤمنین بود.
گروه دوم۱-سعید بن مسیب (۹۴ه.ق). سعید بن مسیب بن حزن بن أَبی وهب قرشی مدنی یکی از فقهای هفت گانه (سعبه) بود.۲-قاسم بن محمد بن أبی بکر (۱۰۲ه.ق). وی یکی از فقهای مدینه بود.۳-ابوخالد کابلی.
سعید بن مسیب ، قاسم بن محمد و ابوخالد کابلی از ثقات علی بن الحسین و یاران ایشان بوده اند.
گروه سومدر این گروه سه طبقه از فقها قرار گرفته اند:طبقۀ اول فقهایی که از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهم السلام بوده اند: زراره بن أعین شیبانی (۱۵۰ ه.ق) از اهل کوفه، صاحب الاسطاعه و الجبر، بُرَید بن معاویه عِجلی (۱۵۰ ه.ق)،ابوبصیر اسدی، فضیل بن یسار نهدی. وی در زمان امام صادق از دنیا رفت. محمد بن مسلم بن ریاح.
طبقۀ دوم: فقهایی که از اصحاب امام صادق (ع) بوده اند.
طبقۀ سوم: فقهایی که از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهم السلام بوده اند.[۱۳]
۲-۲-۱-۳- فقهای صاحب کتاب فقهی دورۀ اول
در اینجا به فقهایی اشاره می‌کنیم که در این دوره مجموعه های بزرگی در فقه نوشته اند: ابوالمقدام ثابت بن هرمز :او دارای کتابی در فقه بود که آن را از امام زین العابدین (ع) روایت کرده است. محمد بن معافی (۲۶۵ه.ق): او از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهم السلام است و صاحب کتاب شرائع الادیان می‌باشد. علی بن حمزه بطائنی: او از شاگردان امام صادق (ع) بود و صاحب تألیفاتی از جمله کتابی به نام جامع ابواب الفقه است. عبدالله بن مغیره بجلی: وی از اصحاب امام کاظم (ع) بود و به طوری که نجاشی در الفهرست آورده دارای کتابهای زیادی در ابواب مختلف فقه بوده است. ابراهیم بن محمد ثقفی (۲۸۳ ه.ق): وی کتابی در فقه به نام العقد و الاحکام داشت.ابراهیم بن محمد أَسلمی‌(۱۸۴ ه.ق): او صاحب کتابی در حلال و حرام است و آن را از امام صادق (ع) روایت کرده است.
حسن بن علی، ابو محمد حجال: وی نویسندۀ کتاب الجامع فی ابواب الشریعه است. علی بن محمد بن شیره القاسانی: او صاحب کتابی بزرگ به نام الجامع فی الفقه است.حسن بن محبوب سراد (۲۲۴ ق): وی از یاران امام رضا (ع) و از شصت نفر از اصحاب امام صادق (ع) روایت می‌کرده است. او در زمان خود به شیخ الشیعه معروف بوده است و دارای کتابهای بسیاری است، از جمله کتابی در فقه که المشیخه نام دارد. سعد بن عبدالله قمی‌اشعری: او از اصحاب امام عسکری (ع) و دارای کتابهای متعددی است از جمله کتابهایی که در ابواب مختلف فقه که آنها را از طریق اهل بیت علیهم السلام گرد آورده است.عبیدالله بن علی بن أبی شعبه: او کتابی تصنیف و به حضرت صادق(ع) عرضه کرد و حضرت آن را تصحیح فرموده و کتابی نیکو شمرد.[۱۴]
۲-۲-۲- دورۀ دوم: عصر محدثان
دورۀ محدثان از حدود غیبت کبری (یعنی اواسط نیمۀ اول قرن چهارم هجری) تا نیمه ی اول قرن پنجم را در برمی‌گیرد. رهبران این دوره که بزرگترین محدثان و فقهای شیعه ی امامیه محسوب می‌شوند غالباً در دو شهر مهم مذهبی و فرهنگی آن روزگار ، یعنی قم و ری ، زندگی می‌کردند و در تهذیب و تنقیح و تنظیم حدیث شیعه نهایت تلاش خود را مبذول داشتهاند.کتب حدیثی که در این دوره تألیف شده، اصول منابع فقه شیعۀ امامیه را تشکیل می‌دهد. بدون شک حکومت شیعی مذهب آل بویه در این عصر در پیدایش و رشد این دوره تأثیر بسزائی داشته است.[۱۵]
۲-۲-۲-۱- امتیازات دورۀ دوم
۱-در این دوره (دورۀ دوم) محدث تمام روایاتی را که دیگران به طور غیر منظم نوشته بودند ملاحظه کرده و از آنها آنچه را که به نظرش صحیح میرسید هر کدام را در باب مناسب خود ثبت و ضبط میکرد. مراجعه به کتابهای کافی و من لا یحضره الفقیه بخوبی این حقیقت را آشکار می‌سازد. بدیهی است این روش، فوق العاده به دست آوردن روایات از کتب را آسان و مطمئن می‌سازد.
۲- در این دوره برای اولین بار کتب فقهی فتوایی به صورت بالنسبه نظری ولی به طور ابتدایی تألیف شد. این کتب را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد:
دستۀ اول:کتبی که در پاسخ سؤالاتی که از نواحی مختلف عالم اسلامی‌میشد تألیف شده است، مانند کتاب جوابات المسائل البصریات، جوابات المسائل القزوینیات ، جوابات المسائل الکوفیات ، جوابات المسائل المصریات و جوابات المسائل الواسطیه که همه را نجاشی از تألیفات صدوق (ره) شمرده است.
دستۀ دوم:کتبی که ابتداء برای شخص خاصی، یا در پاسخ به درخواست او نوشته شده است، مانند الرساله الأولی که شیخ صدوق آن را در پاسخ به درخواست ابومحمد فارسی دربارۀ ماه رمضان نوشته است. و یا بدون درخواست نوشته شده است، مانند رسالۀ الی ولده تألیف علی بن بابویه که برای فرزندش صدوق (ره) نوشته است.
دستۀ سوم:کتبی که برای جماعتی و یا اهل یک شهری با درخواست یا بدون درخواست آنها نوشته شده است، مانند الرساله الثانیه الی اهل بغداد فی معنی شهر رمضان و جواب مسأله فی الطلاق و ردت الیه من المدائن و جواب مسأله نیشابور.
دستۀ چهارم:کتبی که در پاره ای از مسائل فقهی و یا در بابی از ابواب فقهی نوشته شده است، مانند الاعتکاف، الاغسال ، التقیه ، التیمم ، جامع الحج و جامع فقه الحج.
دستۀ پنجم:کتبی که در قسمتی از فقه و یا دورۀکامل فقه نوشته شده است. مانند: مقنعه و هدایه.[۱۶]
۲-۲-۲-۲- فقهای دورۀ دوم
در این دوره، همان گونه که از نام دوره به دست می‌آید، به دلیل نزدیکی به عصر ائمه علیهم السلام هنوز بازار حدیث رونق داشت و مسائل فقهی به صورت نقل حدیث مطرح می‌شد و شخصیتهای فقهی نیز با عنوان محدث معروف شده اند. مانند:علی بن ابراهیم قمی: صاحب تفسیر معروف و استاد ثقه الاسلام کلینی که صاحب چندین اثر در فقه و غیره است از جمله:کتابهای قرب الاسناد، الشرائع و کتاب الحیض.
محمد بن یعقوب بن اسحق کلینی رازی (۳۲۹ ه.ق): معاصر علی بن الحسین بن بابویه پدر صدوق. مهمترین اثر او کتاب شریف کافی است.
ابوالقاسم، جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی بن قولویه (۳۶۸ ه.ق): صاحب کامل الزیاره شاگرد کلینی و استاد شیخ مفید، صاحب تألیفات بسیار از جمله کتابهایی در فقه به عدد کتب فقه.
علی بن الحسین بن موسی بن بابویه قمی(۳۲۹ ه.ق):پدر شیخ صدوق. وی دارای تألیفات بسیاری است که تعداد زیادی از آنها در فقه، ابواب مختلف فقه و برخی از مسائل فقهی است. از قبیل کتاب الشرائع،کتاب النکاح، کتاب المواریث،کتاب الحج،کتاب الصلوه،کتاب الجنائز،کتاب النساء و الولدان،کتاب الوضوء،کتاب مناسک الحج ،کتاب التسلیم.
ابن بابویه در سال (۳۲۹ یا ۳۲۸ ه.ق) در شهر قم وفات یافت و همانجا در جوار فاطمۀ معصومه علیهماالسلام دفن شد، و قبر او مزار مؤمنان است.
محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه (۳۸۱ ه.ق): معروف به ابن بابویه و صدوق، رئیس محدثان شیعه و یکی از بزرگترین ارکان شریعت است.[۱۷]

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.