دسترسی متن کامل – بررسی تاریخی فقه و فقهای امامیه از قرن اول تا دوازدهم ۹۴- …

۲-۲-۴-۲- فقهای دورۀ چهارم
در اینجا به دلیل مقام شامخ شیخ طوسی، فقهای معاصر ایشان را در ذیل استادان و شاگردان این فقیه بزرگ معرفی می‌کنیم.
شیخ طوسی: ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن الطوسی(۴۶۰ ه.ق) از بزرگان فقهای شیعه در قرن پنجم بوده است. وی بعد از وفات سید مرتضی زعامت مذهب جعفری را بر عهده گرفت و با تربیت هزاران شاگرد و تألیف دهها اثر ماندگار علمی، خدمتی بزرگ به عالم اسلام ، بویژه مذهب شیعه امامیه، به انجام رساند که تا کنون تأثیر این کار عظیم مشهود است.
شیخ طوسی مؤسس طریقۀ اجتهاد مطلق است و در علوم نقلی به شیخ مطلق و شیخ الطائفه و شیخ الامامیه معروف است.
در عظمت شیخ همین بس که مهمترین منابع علوم نقلی مذهب جعفری از تألیفات و تصنیفات وی است.
شاگردان شیخ طوسی
شیخ طوسی حدود یک چهارم قرن (۴۳۶–۴۶۰ ه.ق) زعامت مطلق امامیه و حوزۀ علمیۀ بزرگ شیعه را بر عهده داشت و شاگردان زیادی در پای درس ایشان حاضر میشدند. بنابر نقل منابع حدود سیصد نفر شاگرد از مذاهب مختلف اسلامی‌از دروس استاد بهره می‌بردند که در این مختصر ذکر نام همۀ آنها میسر نیست؛ لذا به معرفی بعضی از آنها اکتفا می‌شود:
نسفی: آدم بن یونس بن ابی المهاجر نسفی از شاگردان شیخ طوسی است که همه تألیفات خود را در محضر استاد قرائت کرده است.
خزاعی: احمد بن حسین بن احمد نیشابوری(۴۸۰ ه.ق) ، مکنی به ابوبکر، از سید رضی و سید مرتضی و شیخ طوسی نقل روایت می‌کرده و جزء شاگردان ایشان بوده است.
ابن بابویه: اسحاق بن محمد بن حسن بن حسین بن بابویه قمی، مکنی به ابوطالب همۀ تصانیف خود را در حضور شیخ طوسی قرائت کرده است.
حلبی: تقی بن نجم حلبی(۴۴۷ ه.ق)، مکنی به ابوالصلاح از مشاهیر شاگردان سید مرتضی و نمایندۀ وی در حلب بود. وی علاوه بر سید مرتضی از محضر شیخ طوسی نیز استفاده علمی‌کرده است.
-فتوای خاص ابوالصلاح
اگر بالغی بچه ای را بکشد، فقها معتقدند که شخص بالغ در مقابل صبی قصاص می‌شود و آنها به عموم آیۀ شریفۀ «االنفس بالنفس» تمسک می‌جویند ولی ابوالصلاح معتقد است که نباید قصاص شود و دیه را پرداخت کند؛ مثل مجنونی که توسط عاقل کشته شود، چون هر دو در نقصان عقل شریک هستند، پس قصاص نمی‌شود، ولی فقها این فتواهای او را قیاس دانسته و مدعی شده اند که مجنون با دلیل خاص از اطلاق آیه خارج شده، ولی بچه باقی است.[۲۶]
طوسی: حسن بن محمد بن حسن طوسی (۵۱۱ ه.ق)، مکنی به ابوعلی و ملقب به مفید ثانی از شاگردان پدرش بود و همه تألیفاتش را در محضر ایشان قرائت کرده است و از ایشان استماع حدیث کرده و به دریافت اجازه نایل آمده است.
سلّار دیلمی(م۴۴۸ه.ق):شیخ ابویعلی حمزه بن عبدالمطلب، ملقب به سلّار دیلمی‌از اعاظم متقدمین شیعه و از فقهای بزرگ طایفۀ امامیه است.وی از شاگردان بزرگ شیخ مفید و سید مرتضی است. در هر مسألۀ فقهی که مخالف و موافق بود، نام او به چشم می‌خورد. کلمۀ سلّار معرب«سالار» است.
-فتواهای خاص سلّار
۱-او اولین کسی است که به حرمت نماز جمعه در زمان غیبت کبری فتوا داده است.اما با مراجعه به کتاب المراسم در بخش نماز جمعه این فصل را نیافتیم، شاید در کتابهای مفصل دیگر این فتوا را داده باشد.
۲-از جمله فتاوای خاص سلّار در کتاب المراسم آن است که او معتقد است که زکات در انعام ذکور وجود ندارد.[۲۷]
۳-از فتواهای خاص سلّار که شهید ثانی در مسالک الافهام و سید محمد عاملی در مدارک الاحکام به او نسبت داده اند، ثبوت هلال با یک نفر است.[۲۸]
۴-او قائل به وجوب تکبیرات در رکوع و سجود و قیام و قعود و جلوس در دو تشهد است.[۲۹]
ابن براج: عبدالعزیز بن نحریر بن عبدالعزیز بن البراج(۴۸۱ ه.ق)، مکنی به ابوالقاسم. ابن براج علاوه بر سید نزد شیخ طوسی نیز تلمذ کرده و از نزدیکان وی بوده است و در حضور ایشان روایت قرائت کرده است.
-فتواهای خاص ابن برّاج
فتواهای ابن برّاج از همان آغاز برای علما و فقها جالب توجه بوده است. در اینجا به چند فتوای خاص او اشاره می‌شود:
۱-ابن برّاج بیشتر از چهار زوجۀ منقطع را جایز نمی‌داند، همانطور که در نکاح دائم اینگونه است و فرقی بین نکاح دائم و موقت نیست.[۳۰]
۲-یکی دیگر از فتواهای خاص او شرطیت ایمان در ذبح است. این فتوا که باید ذابح شیعه باشد، در بین فقهای اسلام نادر است. ابن ادریس نیز با ابن برّاج هم عقیده است،[۳۱]امام خمینی نیز در قربانی منی شیعه بودن را شرط دانسته است.
۳-مهر با انجام ازدواج باطل می‌شود.[۳۲]
۴-ماهی جرّی نیز در نطر او مکروه است.[۳۳]
۲-۲-۵- دورۀ پنجم: عصر تقلید
پس از دورۀ سابق، حدود متجاوز از یک قرن دانشمندان غالباً در احکام اسلامی‌نظری از خود ابراز نمی‌داشتند و این شاید به علت درک عظمت علمی‌شیخ طوسی و اعتماد به آراء وی بوده است و شاید به علت احساس عجز در مقابل استحکام مبانی شیخ طوسی و قوت استنباط او و یا به علت تلقی اهانت به مقام والای شیخ طوسی بوده است.
در این دوره چندان کتابی تألیف نشده است و چه بسا – چنانکه اشاره شد – دانشمندان این عصر فتوا دادن و شاید تألیف کتاب فقهی را اهانت و جسارتی بر شیخ طوسی می‌دانستند. در هر حال – چنانکه در دورۀ بعد خواهیم دید – اولین کسی که مجدداً باب اجتهاد را گشود ابن ادریس حلی بود. او دانشمندان این عصر را مقلده می‌نامید.
دانشمندان پس از ابن ادریس، مانند محقق و علامه که از طرفی عظمت علمی‌شیخ طوسی را دریافته بودند و از طرف دیگر در مسأله تردّد یا نظر مخالف شیخ داشتند، نظر او را بدون ذکر نام، ذکر میکردند و چون اظهار تردد یا مخالفت میکردند این طور تصور می‌شد که در صدر و ذیل سخن ایشان تنافی و تناقض است.
مدت امتداد این دوره حدود متجاوز از یک قرن بود، یعنی از زمان شیخ طوسی(۴۶۰ ه.ق) تا عصر ابن ادریس حلی (۵۹۸ ه.ق). در عین حال در این دوره نیز دانشمندانی به ظهور پیوستند و از خود آثاری نیز به یادگار گذاشتند؛ از جمله:شیخ سدیدالدین محمود بن علی حمصی رازی و ابوالمکارم حمزه بن علی بن زهرۀ علوی (۵۸۵ ه.ق).
۲-۲-۵-۱- امتیازات و ویژگیهای دورۀ پنجم
جریان اخباری گری گری سسستی ها و پیچیدگی هایی را در حوزۀ فقهی ایجاد کرد که منجر به نقصان نشاط اجتهادی و افزایش نشاط اخباری گری در احادیث شد.در کنار این آثار سلبی، آثار ایجابی نیز یافت می‌شود که همۀ مشخصات و ویژگیهای دو رۀ پنجم را تشکیل می‌دهند. ویژگیهای مهم این دوره عبارتند از:
۱-پراکندگی در صفوف فقها: نشاط فقهی با افزایش مستمر به سوی جلو گام بر می‌داشت که ناگاه از ناحیۀ جریان اخباری گری مورد هجوم قرار گرفت؛ در حالی که نخست از واقعیت این حرکت و سابقه و زمینۀ آن هیچ اطلاعی نداشت. اخباری ها برای اصولیان هیچ اعتباری قائل نبودند. و اصولیان هم اخباری ها را متهم به جمود و رکود می‌کردند و این تشتّت فکری میان عالمان ادامه داشت، تا آنکه محقق بهبهانی(۱۱۱۸-۱۲۰۶ه.ق) با دلیل قاطع و برهان روشن به مقابلۀ علمی‌با اخباری ها قیام کرد و پس از وی گروه بزرگی از فقیهان مطابق با مسلک استاد خود، بهبهانی در دفع ادلۀ آن جریان مخالف کوشیدند، تا آنکه بسیاری از مخالفان به صف اجتهاد بازگشتند.
۲-کثرت مناظرات فقهی:حرکت اخباری گری با ظهور مسائل مستحدثه و نو پیدا- مانند استعمال دخانیات- مقارن شد، و چون نزد آنان مواردی که نص در آنها نباشد و در شبهۀ تحریمیه، اصل احتیاط است، پس ترک استعمال دخانیات شعار آنان شده بود. همچنانکه تجویز استعمال دخانیات شعار اصولیان گردیده بود. این نقطۀ عطفی را در تاریخ فقه ایجاد کرد، چرا که برای نخستین بار مسائلی مطرح شد که نصی از کتاب و سنت برای آن واردد شده بود.
۳- زمانی که فضا برای تدوین و نشر حدیث در این دوره مناسب شد، گروهی از بزرگان اخباری گری دست به تألیف مجموعه های حدیثی بزرگی بردند که نیاز فقیهان را در حد استنباط برآورده کند. برخی از مجموعه حدیثی این دوره عبارتند از: وسائل الشیعه تألیف شیخ حر عاملی(م۱۱۰۴ه.ق)، الوافی تألیف فیض کاشانی(م۱۰۹۱ه.ق)، بحارالانوار تألیف علامه مجلسی(م۱۱۱۰ه.ق).
۴-کم شدن اهتمام به علم اصول فقه: مرجع یگانه برای استنباط نزد اخباری ها همان کتاب و سنت بود. و عقل و اصول عقلیه نزد آنها اعتباری ندارد؛ این امر باعث کم شدن گرایش به اصول فقه در این دوران حتی میا ن خود مجتهدان گردید. مهمترین تألیف اصولی در این دوره زبده الاصول تألیف شیخ بهایی است.
۵-تألیف نشدن مجموعه های فقهی: در این دوره متون مستقل و مجموعه های کامل فقهی که متضمن یک دوره از مباحث فقهی به طور استدلالی باشد، چندان یافت نمی‌شود. به جز کتاب مفاتیح الشرایع تألیف فیض کاشانی و کشف اللئام فاضل هندی و متون فقهی دیگری که در این دوره نگاشته شده یا حاشیه و شرح بر متون فقهی قبلی است. همانند شرح و حواشی آقا حسین خوانساری و آقا جمال الدین خوانساری و ذخیره المعاد سبزواری و یا رساله هایی دربارۀ برخی از مسائل فقهی است؛ همانند رسائل فقهی سبزواری و فاضل تونی و رسائل متعدد شیخ سلیمان بحرانی و شیخ یوسف بحرانی.[۳۴]
۲-۲-۵-۲- فقهای دورۀ پنجم
طبرسی فضل بن حسن (۵۴۸ ه.ق)وی از فقها و مفسرین بزرگ شیعه ی امامیه در قرن ششم بود.از شیخ ابوعلی پسر شیخ طوسی و شیخ عبدالجبار قاری رازی روایت کرده و صحیفه الرضا از جملۀ مرویات اوست.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.