فایل دانشگاهی – تحلیل محتوای برنامه های تبلیغاتی تلویزیونیدر برنامه های راهنمایی و رانندگی۹۳- قسمت ۳

۴- تعیینفراوانی پیام های مرتبط با حقوق شهروندی با توجه به مسئولیت های اجتماعی در برنامه های مورد مطالعه
۵- تعیینفراوانی پیام های مرتبط با احترام به قانون در برنامه های مورد مطالعه
۱ –۵ – سوال های پژوهش
۱- فراوانی پیام های مرتبط با حقوق شهروندی با توجه به امنیت فردی در برنامه های مورد مطالعه به چه میزان است؟
۲- فراوانی پیام های مرتبط با حقوق شهروندی با توجه به امنیت اجتماعی در برنامه های مورد مطالعه به چه میزان است؟
۳- فراوانی پیام های مرتبط با حقوق شهروندی با توجه به مسئولیت های فردی در برنامه های مورد مطالعه به چه میزان است؟
۴- فراوانی پیام های مرتبط با حقوق شهروندی با توجه به مسئولیت های اجتماعی در برنامه های مورد مطالعه به چه میزان است؟
۵- فراوانی پیام های مرتبط با احترام به قانوندر برنامه های مورد مطالعهبه چه میزان است؟
۱ –۶ – تعاریف متغیرهای پژوهش
۱-۶-۱تعاریف مفهومی
حقوق شهروندی، حقوق شهروندی آمیخته ای است از وظایف و مسئولیت های شهروندان در قبال یکدیگر، شهر و دولت یا قوای حاکم و مملکت و همچنین حقوق و امتیازاتی که وظیفه تأمین آن حقوق به عهده مدیران شهری، دولت یا به طور کلی قوای حاکم می باشد. به مجموعه این حقوق و مسئولیت ها، حقوق شهروندی اطلاق می شود (شکری، ۱۳۸۶، ۸۰).
احترام به قانون، احترام به قانون در جامعه به معنای پذیرش منطق قانون است، بدین معنا که هر رفتار و فعالیتی بتواند به شکل قانونی انجام شود. این امر به معنای ایستایی قانون نیست، بلکه مستلزم آن است که در هر مقطع از پویایی و تحرک جامعه و به تناسب آن، انسان ها قانون مدار و قانون پذیر باشند و این قانون پذیری رفتارها و فعالیت های آنان جلوه کند (دانایی فرد و همکاران، ۱۳۸۹، ۱۱).
۱-۶-۲ – تعاریف عملیاتی
حقوق شهروندی، در پژوهش حاضر حقوق شهروندی عبارت است از مولفه های مربوط به مسئولیت های فردی و اجتماعی که در برنامه های سیاساکتی وجود دارد.
احترام به قانون، در پژوهش حاضر احترام به قانون عبارت است از مولفه های مربوط به احترام به قانون که در برنامه های سیاساکتی وجود دارد.
فصل دومادبیات نظری و پیشینه پژوهش
۲ -۱- مقدمه
صدا و سیما را می توان به عنوان یک بنگاه بزرگ تولیدی با بخش ها، واحدها و زیرواحدهای متعددی در نظر گرفت که تنوع تولیدی اش از مهم ترین مشخصات آن است. علت این تنوع، گوناگونی مشتریان و سلیقه های هر یک از آنان است. البته در معدود زیر واحدهایی می توان انتظار مشتریان خاص با سلیقه هایی نسبتاً مشخص را داشت ولی در اکثر بخش ها چنین نیست. بافت خاص قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی کشور ایران چنین تنوعی را در مشتریان ایجاد کرده است. از طرفی کالای تولیدی بنگاه نیز با کالاهای معمولی تجاری متفاوت است. محصولات تولیدی دارای ماهیت خرید و فروش نبوده و معادلات معمول تجاری و اقتصادی در مورد تولید در مورد آنها صادق نیست. صدا و سیما یکی از عوامل کلیدی توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه اجتماعی می باشد و کارآیی آن به خصوص در کشور ما یکی از عوامل موثر در رشد جامعه می باشد (صیفی، ۱۳۸۰،۱۲).
امروزه با پیشرفت ارتباطات، جوامع دستخوش تغییرات بسیاری شده اند. رسانه های همگانی مانند تلویزیون در سطح جامعه جایگاهی را اشغال کرده اند که از آن جایگاه به طور فزاینده چه در سطح ملی و چه بین المللی مطرح شده اند. از آنجا که آموزش و فرهنگ از طریق رسانه های جمعی جریان می یابد، اشکال متفاوت زندگی نیز توسعه پیدا می کنند. در این رابطه می توان گفت رسانه ها بر شیوه های زندگی و سلیقه های عمومی در جامعه تأثیر می گذارند. در حال حاضر به دلیل اهمیت رسانه های جمعی، بیش از هر زمان دیگری این حوزه تحت بررسی و مطالعه دقیق و منظم قرار گرفته است. از چند دهه قبل به موضوع ارتباطات به ویژه ارتباطات جمعی توجه بیشتری شده و به رابطه رسانه ها با جامعه و تأثیرات اجتماعی و تعامل آنها تأکید بیشتری صورت گرفته است. با گسترش ارتباطات و وسایل ارتباطی، بشر هر روز بیش از پیش به اهمیت استفاده از آنها در زندگی انسان ها افزوده می شود. اطلاعات بیشتر یعنی قدرت بیشتر. بنابراین افراد برای ادامه حیات نیاز بیشتری به داشتن اطلاعات گسترده تر دارند. رسانه ها مخصوصاً تلویزیون از وزنی بالا در اوقات فراغت آدمیان برخوردار هستند (خوشنویس، ۱۳۸۹، ۲).
رسانه تلویزیون تغییرات مهمی را در سیاست، آموزش، بازاریابی، اخبار، فرهنگ توده، زندگی اجتماعی و خانوادگی ایجاد کرده است. امروزه تماشای تلویزیون جزء انکارناپذیری از زندگی افراد است و به عنوان منبعی از اخبار باور کردنی، اطلاعات و تعلیمات مهم، آگاهی های دقیق اجتماعی، سرگرمی لذتبخش و همراهی آرامش بخش پذیرفته شده است؛ به همین دلیل اغلب مردم حتی نمی توانند تصور کنند که بدون تلویزیون زندگی چگونه خواهد بود (زنجانی و قرهی، ۱۳۹۰، ۴۲).
۲ – ۲ – اهمیت رسانه
رسانه ها در شرایط کنونی یکی از مهمترین دستاوردهای پیشرفت بشری و یکی از با ارزشترین وسیله آگاهی رسانی همگانی هستند که پیوسته و با سرعت سر سام آوری به دلیل جایگاه و اهمیت کلیدی و طبق نیازمندی متقاضیان در حال گسترش و فراگیری اند و همین اهمیت رسانه ها را بس که در پرتو آگاهی دهی آنها موانع جغرافیایی و تا حدودی سیاسی و فرهنگی از میان برداشته شده و زمین با پهنا و وسعت زیاد همواری و ناهمواریهایش و میلیادها نفوس بوسیله رسانه ها با هم مرتبط شده اند و به سهولت میتوانند از مناطقی دور دست معلومات و اطلاعات مورد نیاز خود را بدست بیاورند و به تعبیر همگانی جهان به دهکده کوچکی توسط و در شعاع وجود رسانه ها قرار گرفته است. رسانه ها، عامل و سازمانهایی هستند که ارتباطات، ایده ها و اطلاعات و تصاویر دنیای ما را می رسانند. رسانه ها، تار و پود نمادین زندگی اجتماعی ما را تشکیل می دهند. در دنیای امروزی، جایگاه رسانه، تنویر افکار عمومی و ایجاد فضاهای مناسب برای گفتگو و برخورد سالم و سازنده نظرات وچندین نقش اساسی دیگر می باشد (بای، ۱۳۹۱، ۱۷).
رسانه ها، حکم آینه را ندارند؛ بلکه نقش نورافکن را بازی می کنند. رسانه ها نقش بالقوه معناداری در شکل گیری ادراک و افکار بازی می کنند. رسانه ها، تکثیر کنندگان شخصیت متحرک و قالب ذهنی متناسب با آن می باشند.
افکار عمومی نیز از نظام برخوردار است و رسانه ها در شکل دهی افکار عمومی نقش اساسی دارند. افکار عمومی دارای ساختار ارتباطی است که رهبران فکری نقش اساسی در شکل گیری آن دارند. در ایران، تلویزیون و رادیو بعنوان دو رسانۀ اصلی و دولتی، نقش اساسی را در توسعه کشور ایفا می نمایند. اگر بپذیریم که “هدف و وسیلۀ توسعه انسان است” و نیازمند تغییرات و تحولات اساسی است ، رسانه ها نقش اساسی را در توسعه کشور بازی می نمایند. چشم انداز توسعه که نگرش سیستماتیک به تغییرات مطلوب اقتصادی – اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور است، مبتنی بر آرمانها و ایده آلهایی است که در افق ۲۰ ساله تنظیم شده و برآیندی از سیاستهای کلی نظام است که بایستی در قالب چهار برنامۀ میان مدت توسعه ای محقق شود. این سند که جامع و کلی است بایستی در طول چهار برنامه عملیاتی و در عرض ۲۰ سال به نقطۀ مطلوب خویش برسد.رسانه ها که بسترساز توسعۀ کشورند و “توسعه که بستر فاهمه است” بایستی در قالب نقش های متفاوت اهداف کلان توسعه ای کشور را محقق سازند.
رسانه ها بایستی در قالب راهبرد، در راستای چشم انداز توسعه،اولویت گذاری شوند تا با شناخت نیازهای عصری، بازسازی نظم و ایجاد نظم نوین در جامعه، توجه به انباشت سرمایه، ترویج کار و اخلاق کار، توجه به سازمانهای مغز بنیادین، توجه به دگرگونیهای بنیادین فرهنگ، توان ایجاد تنوع اجتماعی را در دستور کار خویش قرار دهند تا بتوانیم شاهد بالندگی و آفرینش فرهنگی در منطقه باشیم(خوشنویس، ۱۳۸۸،۱۲).
۲ – ۳- آموزش در رسانه
رسانه ها و به ویژه تلویزیون در شکل دادن به عقاید نگرش ها و رفتار، تأثیرات اساسی دارند. جرج گرنبر[۸] مبدع تئوری پرورش (آموزش) معتقد است که باید به فهم جنبه های تمایز تأثیرات تلویزیون نائل شد. این جنبه ها شامل در معرض قرار گرفتن گستره، طولانی مدت و مشترک عامه های وسیع و ناهمگنی است که در معرض تولید و توزیع توده ای پیام های رسانه قرار دارند. فرض اصلی این تئوری این است که بین ساعات تماشای تلویزیون بر واقعیت پنداری در برنامه های تلویزیونی ارتباط مستقیم وجود دارد. یعنی بینندگانی که ساعات زیادی را در روز به تماشای تلویزیونی می نشیند اطلاعات و ایده هایی را آموزش دیده، آنها زا طبقه بندی کرده و تحت تأثیر در معرض رسانه بودن چیزی را تولید می کنند که پرورش نامیده می شود (سروین و تانکارد[۹]، ۱۹۹۲، ۸۹).
این مدل با نشان دادن یک رابطه مثبت میان تماشای تلویزیون و آموزش و پذیرش باورهای اجتماعی در جهت پیام های نمایش داده شده در تلویزیون تأئید می شود.
گرنبر معتقد است درس هایی که ما از دوران کودکی از تلویزیون می آموزیم احتمالاً پایه هایی برای جهان بینی وسیع تر می گردند. تلویزیون منبع معناداری از ارزش های عمومی، عقاید قالبی، ایدئولوژی و عقاید و دیدگاه هاست (شرام، ۱۹۹۶، ۴۸۴).
۲ – ۴- تلویزیون و نقش آن در افکار عمومی
افکار عمومی به عقیده کولی، حاصل جمع قضاوتهای فردی اکثریت نیست. بلکه قضاوت تبلور یافته همه اشخاص مستقل، جدا از تعلق آنها به اکثریت یا اقلیت است. یعنی حاصل جمع ساده افراد جدا از هم نیست. بلکه یک سازمان یک محصول همکاری مبتنی برارتباط و تاثیر متقابل است. نظام افکار عمومی عبارتی است که مک آیور[۱۰] مطرح کرد. به عقیده او تشخیص سه بعد در افکار عمومی ضروری است. اولاً تشابه نظرها که همان اطلاعاتی است که نظر سنجی های جدید بدست می دهد. ثانیاً ساختار ارتباطی است که به مجموع موضوعاتی از نوع جامعه شناسی افکار عمومی بر می گردد. ثالثاً زمینه وفاق یعنی همان نقطه ای که پژوهشگران در گذشته بر سر آن اختلاف داشته اند (لازار، ۱۹۹۹، ترجمه کتبی، ۱۳۸۰، ۷۳).
چند مشخصه اصلی افکار عمومی را می توان چنین نام برد:
۱- افکار عمومی شامل رفتارهایی است که از جانب عده زیادی از افراد به زبان آورده می شود.
۲- به موضوعی مربوط می شود که مد نظر همه قرار دارد.
۳- این موضوع برای همه از اهمیت برخوردار است.
۴- افکار عمومی اغلب با نیت مشارکت توام است.
۵- این رفتارهای مشترک آن قدر قدرت دارند که برای رسیدن احتمالی به مقصود موثر واقع شوند.
۶- افکار عمومی به وسیله ی مجاری مختلف اجتماعی ابراز می شود.
۷- افکار عمومی یک ساخته اجتماعی است
هر اندیشه ای در باب ماهیت و نقش افکار عمومی مستلزم تحلیل رسانه هاست. از این رو مطالعاتی که سعی دارند رابطه نزدیک بین اخبار رسانه ای و تشکیل افکار عمومی را نشان دهند، بسیار فراوانند.
رهبران فکری نقش اساسی در شکل گیری افکار عمومی دارند. رهبران فکری کسانی هستند که با تماس های شخصی روزمره و انجام بحث بر سر نظر و تصمیم اشخاص در مورد تعدادی قضایا تاثیر می گذارند.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.