پایان نامه ذهن ­آگاهی

روانشناسی

منظور از ذهن­ آگاهی، آگاهی لحظه به لحظه از حس­های بدنی (مثل گرما و سرما، فشار، سوزش، درد و…)، افکار (مثل من آدم ناتوانی هستم) و احساسات (مانند احساس شادی، غمگینی و دلهره) می­باشد. در تعلیمات ذهن­ آگاهی به بیماران آموزش داده می­شود تنها از این حس­های بدنی، افکار و احساسات آگاه شوند و بدون آن­که در مورد خوب یا بد بودن آن قضاوتی کنند، فقط آن را بپذیرند. به­عبارتی هدف اصلی ذهن ­آگاهی، پذیرش حس­های بدنی، افکار و احساسات می­باشد. ذهن­ آگاهی شامل یک آگاهی پذیرا و عاری از قضاوت از آن­چه که اکنون در حال وقوع است، می­باشد. ذهن ­آگاهی توجه آگاهانه نسبت به امور در زمان حاضر است. هر فکر، احساس یا هیجانی که وارد توجه می­شود به همان­گونه که هست مورد تأیید و پذیرش قرار می­گیرد، این واکنشی پیشگیرانه برای افکاری است که فرد را غمگین یا مضطرب می­کند و به فرد کمک می­کند تا به حالت تعادل بعد از هیجان­های تجربه  شده  منفی بازگردد (بایرون[۱]، ۲۰۰۶).

کابات زین[۲] معتقد است فنون ذهن ­آگاهی با فراهم آوردن فرصتی برای مراقبه در افزایش آرام بخشی عضلانی و کاهش نگرانی، استرس و اضطراب مؤثر می­باشد (کابات زین، ۲۰۰۳).

ذهن ­آگاهی به رشد سه کیفیت خودداری از قضاوت، آگاهی قصدمندانه و تمرکز به لحظه کنونی در توجه فرد نیاز دارد که توجه متمرکز بر لحظه حال پردازش تمام جنبه­های تجربه­ی بلاواسطه شامل فعالیت­های شناختی، فیزیولوژیکی یا رفتاری را موجب می­شود. به واسطه تمرین­ها و تکنیک­های مبتنی بر ذهن آگاهی فرد نسبت به فعالیت­های روزانه خود آگاهی پیدا می­کند، به کارکرد اتوماتیک ذهن در دنیای گذشته و آینده آگاهی می­یابد و از طریق آگاهی لحظه به لحظه از افکار، احساسات و حالت­های جسمانی بر آن­ها کنترل پیدا می­کند و از ذهن روزمره و اتوماتیک متمرکز بر گذشته و آینده رها می­شود (سگال و همکاران، ۲۰۰۲، به نقل از بیرامی، ۱۳۸۸)

همچنین، بیر(۲۰۰۳)، «ذهن ­آگاهی» را به­عنوان مشاهده­ی فاقد قضاوت نسبت به جریان در حال پیشرفت درونی و بیرونی محرک­ها و بروز آن­ها تعریف کرد. قضاوت نکردن، ذهن­ آگاهی را پرورش می­دهد وقتی شما با وضعیت هیجانی یا فیزیکی سختی رو به رو می­شوید، قضاوت نکردن درباره­ی تجربیات، بیشتر از آن­چه که می­بینید و هستید و چیزی که باید باشید، آگاه می­شوید. البته این از پذیرش تجربیات لذت­آور و دردناک ناشی می­شود (جاکوبسن و همکاران، ۲۰۰۰ به نقل از آذرگون، ۱۳۸۹).

هر چند هدف اصلی ذهن آگاهی آرام سازی نیست، اما مشاهده رویدادهای منفی درونی بدون هیچ گونه قضاوتی درباره آن­ها، یا برانگیختگی فیزیولوژی باعث بروز آرامش می­شود. ذهن ­آگاهی مشاهده محرک­های درونی و بیرونی همان­گونه که اتفاق می­افتد بدون هیچ­گونه قضاوت و پیش داوری است. ذهن آگاهی مهارتی است که به افراد اجازه می­دهد که در زمان حال، حوادث را کمتر از آن میزان که ناراحت کننده­اند دریافت کنند. وقتی اشخاص نسبت به زمان حال آگاه می­شوند دیگر توجه خود را روی گذشته یا آینده معطوف نمی­کنند. بیشتر مشکلات روانی معمولاً با حوادثی که در گذشته روی داده یا در آینده اتفاق خواهد افتاد مربوط است. به عنوان مثال افرادی که اضطراب دارند نگرانی از مشکلات آینده باعث ایجاد ترس و دلشوره در آن­ها می­شود (کابات زین و همکاران،۲۰۰۲؛ بایر، ۲۰۰۳؛ به نقل از آذرگون، ۱۳۸۹). ذهن ­آگاهی بر اساس آموزش یک سری تکالیف به صورت هشیار و خود آگاه است. هر تمرین به طور هدفمند و آگاهانه می­تواند ظرفیت و توانایی نظام پردازش اطلاعات را افزایش دهد. آموزش ذهن آگاهی مستلزم یادگیری فراشناختی و راهبردهای رفتاری جدید برای متمرکز شدن روی توجه، جلوگیری از نشخوارهای فکری و گرایش به پاسخ­های نگران کننده است. همچنین باعث گسترش افکار جدید و کاهش هیجانات ناخوشایند می­شود (کری جی، ۲۰۰۴؛ به نقل از آذرگون، ۱۳۸۹).

در حال حاضر بسیاری از روان­شناسان بالینی از ذهن­آگاهی به­عنوان یک روش درمانی غیر دارویی بسیار کارآمد، برای کاهش استرس و اضطراب استفاده می­کنند. همچنین پژوهش­های اخیر نشان داده که ذهن آگاهی می­تواند در درمان بسیاری از مشکلات جسمی، روانی، ذهنی و دردهای مزمن و استرس تأثیری فوق العاده داشته باشد. در مجموع می­توان گفت هرچه انسان بیدارتر و هشیارتر باشد و حواسش نسبت به اتفاقات جاری و اکنون زندگی­اش جمع­تر باشد ذهن­آگاه­تر است و پاسخ­هایش به تحریکات زندگی خردمندانه­تر و مؤثرتر و آرامش و اطمینان قلبی او بیشتر است (ساسون، ۱۳۸۵؛ به نقل از رحمانی نوش آبادی، ۱۳۹۱).                                                                                                                                                                                                       

اخیراً علاقه به استفاده از مداخلات ذهن آگاهی برای درمان اضطراب اجتماعی رو به افزایش است. این تا حد زیادی بر اساس نقش مستند فرآیندهای توجهی ناسازگار در حفظ اضطراب اجتماعی (برای مثال: توجه به نشانه­های درونی از تفکر منفی و تصور از خود ) می­باشد. با این­که تعریف ذهن ­آگاهی بین محققان و پژوهشگران متفاوت است. با این حال، این عقیده که ذهن­ آگاهی شامل افزایش توجه و آگاهی از لحظه حاضر است، در بین تعاریف مختلف مشترک است (اشمرتز و همکاران،۲۰۱۲). فرایندهای توجهی محدود و ارزیابانه در اختلال اضطراب اجتماعی می­توانند در نقطه مقابل توجه ذهن­آگاهانه باشند که به معنای توجه کردن به یک شیوه خاص- متمرکز بر هدف، بودن در لحظه حال و غیر قضاوتمندانه است (کوکوسکی و همکاران، ۲۰۰۹). امکان دارد که افزایش ذهن­ آگاهی به فرد کمک کند تا توجه­اش را به کار اجتماعی در دست انجام متمرکز کند (اشمرتز و همکاران، ۲۰۱۲ ). ممکن است أثر ذهن­ آگاهی به واسطه ایجاد بهبودی در توانایی تنظیم هیجانات و کاهش نشخوار فکری باشد (اشمرتز، ۲۰۰۸). تصور می­شود که هدایت توجه فرد به تجربه حال حاضر ذاتاً منابع سوگیری را درگیر می­کند که در غیر این صورت ممکن است برای نشخوار فکری استفاده شود. با توجه به أثر ثابت شده پردازش پس رویدادی بر اضطراب اجتماعی، مدل­های شناختی در حال حاضر پردازش پس رویدادی را به عنوان یک عامل اصلی و نگهدارنده در اضطراب اجتماعی تصور می­کنند. به علاوه این پیشنهاد شده که چنانچه پردازش پس رویدادی را بتوان مختل کرد، اضطراب اجتماعی کاهش می­یابد، اگرچه هیچ مطالعه­ای منتشر نشده که به طور تجربی بررسی کرده باشد که چگونه پردازش پس رویدادی مختل می­شود اما پاره ای شواهد وجود دارد که نشان می­دهد ذهن ­آگاهی تأثیر متضاد بر نشخوار فکری دارد (کاسین[۳]و رکتور[۴]، ۲۰۱۱).                                 ممکن است ذهن ­آگاهی بتواند پردازش پس­رویدادی را به وسیله کاهش شدت پریشانی که یک شخص در طول یک موقعیت اجتماعی یا عملکردی تجربه می­کند، کاهش دهد. مشاهده غیر قضاوتی افکار، هیجانات و احساس­های فیزیکی در غیاب رفتارهایی برای گریز و اجتناب و فاجعه سازی عواقب بایستی کاهش پاسخ­های ترس را تشویق کند (کاسین و رکتور، ۲۰۱۱)، در واقع ذهن­ آگاهی با نشخوار فکری ارتباط منفی دارد (اشمرتز و همکاران، ۲۰۱۲) و تحقیقات اخیر حاکی از آن است که نشخوار فکری پس­رویدادی یک فرآیند مهم در حفظ اضطراب اجتماعی است (اشمرتز، ۲۰۰۸). بنابراین ذهن آگاهی ممکن است به واسطه کاهش نشخوار فکری مؤثر باشد (اشمرتز و همکاران، ۲۰۱۲). همچنین رابطه منحصر به فرد بین تحمل هیجانی ضعیف­تر و علایم اضطراب اجتماعی شدید نشان می­دهد که درمان اضطراب اجتماعی ممکن است  به وسیله مدل­هایی که بر افزایش درک و پذیرش هیجانات تمرکز دارند ثمر­بخش باشد (مکاتی و کوگل، ۲۰۱۳). ممکن است ذهن­ آگاهی توسط مکانیسم­های دیگری با اضطراب اجتماعی رابطه داشته باشد. به­عنوان مثال بوگلز و مانسل (۲۰۰۴) بر نقش ذهن ­آگاهی در کاهش توجه متمرکز بر خود تأکید کرده­اند، در حالی­که دیگران بر پتانسیل ذهن ­آگاهی در کاهش سوگیری توجه برای تهدیدهای اجتماعی تمرکز داشته اند (اشمرتز و همکارن،۲۰۱۲). به نظر می­رسد ذهن­آگاهی افزایش یافته، احتمالاً  شکلی سازگارانه از توجه متمرکز بر خود را پرورش می­دهد که  نشخوار فکری و اجتناب هیجانی را کاهش می­دهد و خود تنظیمی رفتار را بهبود می­بخشد (بایر، ۲۰۰۹).

 

۱-۲-    پیشینه پژوهشی

در دو دهه گذشته، افزایش چشمگیری در پژوهش­های بالینی با هدف بررسی ساز و کارهای زیرین اضطراب اجتماعی روی داده است (لی[۵] و تلچ[۶]، ۲۰۰۸). رپی و اسپنس معتقدند که با وجود گام­های بزرگی که در فهم عوامل نگهدارنده این اختلال و درمان آن برداشته شده است، ولی هنوز راه زیادی تا فهم این­که چرا فردی مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی می­شود، در پیش داریم (رپی و اسپنس، ۲۰۰۴).

 

الف) پژوهش­های خارجی

مطالعات گوناگون که هم­اکنون در این گستره صورت می­گیرد، به بررسی همبسته­های اضطراب اجتماعی و نیز نقش تفاوت­های گروهی و جنسیتی در این اختلال، می­پردازند (دووال[۷] و همکاران، ۲۰۱۰). که از آن جمله می­توان به موارد زیر اشاره کرد :

هیسر[۸] و همکاران (۲۰۰۳)، رابطه مثبت و معناداری میان شدت کمرویی و بروز اضطراب اجتماعی یافتند. موسکوویچ[۹] و همکاران (۲۰۰۸)، رابطه مثبت و معناداری بین اضطراب اجتماعی و تمایل به تجربه خشم را گزارش نموده ­اند.

گیلبرت[۱۰] (۲۰۰۰)، به بررسی ارتباط بین شرم، اضطراب اجتماعی و افسردگی پرداخت، یافته­های او نشان داد که همبستگی بالایی بین اضطراب اجتماعی با شرم وجود دارد.

بروماریو[۱۱] و کرنز[۱۲] (۲۰۰۸ )، رابطه میان علائم اضطراب اجتماعی و سبک دلبستگی مادر– کودک را بررسی کردند، نتایج مطالعه نشان داد که اضطراب اجتماعی شدیدتر، کمتر با سبک دلبستگی ایمن و بیشتر با سبک دلبستگی دوسوگرا همبستگی دارد.

اسپکتور[۱۳] و همکاران (۲۰۰۳)، در نمونه مبتلا به اضطراب اجتماعی فراگیر، رابطه میان سوگیری توجه و جنبه­های قابل مشاهده علائم اضطرابی را بررسی کردند، نتایج نشان داد که آزمودنی­های مبتلا به اضطراب اجتماعی نسبت به کلمات تهدیدآمیز اجتماعی مانند آن­هایی که توصیف کننده­ی ارزیابی منفی (مانند: انتقاد) و آن­هایی که توصیف کننده­ی علائم اضطراب قابل مشاهده برای دیگران (مانند: سرخ شدن) هستند سوگیری توجه نشان می­دهند ولی نسبت به علائم اضطرابی که کمتر مورد توجه دیگران هستند، سوگیری توجه نشان نمی­دهند.

کشدن[۱۴] و رابرتز[۱۵] (۲۰۰۴) نشان دادند که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی شدیدتر، عاطفه منفی بیشتر، عاطفه مثبت کمتر و خود کارآمدی اجتماعی ضعیف­تری را در مقایسه با افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی خفیف­تر، دارند.

در پژوهشی دیگرگادیانو[۱۶]و هربرت[۱۷] (۲۰۰۶) خود کارآمدی در موقعیت­های اجتماعی را در نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی فراگیر بررسی کردند، نتایج نشان داد بعد از پایان درمان، تغییرات در خود کارآمدی اجتماعی به شدت با تغییرات در علائم اضطراب اجتماعی همخوان است.

بریتانی[۱۸] و همکاران (۲۰۱۱) به بررسی رابطه میان خود کارآمدی و خودبیانی منفی با اضطراب اجتماعی در ۱۲۶ کودک ۱۴-۱۱ ساله پرداختند و نتایج ارتباط معنی­داری بین خودبیانی منفی با خود کارآمدی عمومی و اجتماعی نشان داد. همچنین، نشان داده شد که برخلاف خود کارآمدی عمومی، خود کارآمدی اجتماعی اثر میانجی­گری کمی بر ارتباط بین خودبیانی منفی با اضطراب اجتماعی دارد.

پرایس[۱۹] و همکاران (۲۰۱۱) در تحقیقی گوش به­زنگی و اجتناب از سوگیری توجه را به عنوان پیش بینی کننده­های پاسخ به درمان شناختی – رفتاری جهت اضطراب اجتماعی مورد بررسی قرار دادند و یافته­ها نشان داد که سوگیری توجه می­تواند با کاهش پاسخ به CBT برای افراد مضطرب اجتماعی مرتبط باشد.

در زمینه بررسی رابطه اضطراب اجتماعی و حساسیت اضطرابی، پژوهش­هایی صورت گرفته از جمله: دیکان و آبرامووتیز (۲۰۰۶) در مطالعه­ای که حساسیت اضطرابی را در افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی (اضطراب اجتماعی، وسواس فکری – عملی، اضطراب فراگیر و وحشت­زدگی) و افراد بهنجار بررسی کردند، یافتند که افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی حساسیت اضطرابی بالاتری را نسبت به افراد بهنجار گزارش می­کنند و در این بین افراد مبتلا به وحشت­زدگی و اضطراب اجتماعی، بیشترین حساسیت اضطرابی را گزارش کردند. همچنین افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی بیشتر از بقیه گروههای مورد بررسی در مؤلفه ترس از مورد مشاهده دیگران قرار گرفتن نمره کسب کردند.

گرانت، بک و داویلا (۲۰۰۷) در پژوهشی دریافتند که شاخص حساسیت اضطرابی عاملی اساسی در پیش­بینی نشانه­های اختلالات وحشت­زدگی، افسردگی و اضطراب اجتماعی است. اندرسون و هوپ (۲۰۰۹) که به بررسی ۱۷۹ پسر و ۲۱۳ دختر نوجوان پرداختند، به این نتیجه دست یافتند که پسران و دختران مبتلا به اضطراب اجتماعی در مقایسه با همتایان عادی خود از حساسیت اضطرابی و برانگیختگی روان­شناختی بیشتری رنج می­برند.

رکتر، شیمیزو و لیبمن (۲۰۰۶) در پژوهشی که به بررسی جنبه­های مختلف حساسیت اضطرابی در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی پرداختند، دریافتند که افراد مبتلا به وحشت­زدگی حساسیت فیزیکی بیشتری از دو گروه مبتلا به اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی تجربه می­کنند، در حالی که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی، حساسیت اجتماعی بیشتری از دو گروه دیگر و افراد مبتلا به اضطراب فراگیر، حساسیت شناختی بیشتری از دو گروه دیگر تجربه می­کنند.

همچنین پژوهش­های اندرسون و هوپ (۲۰۰۹)؛ آسماندسون[۲۰] و استین (۱۹۹۴)؛ بال[۲۱] و همکاران (۱۹۹۵)، یک رابطه مستقیم بین خرده مقیاس اجتماعی شاخص حساسیت اضطرابی با اضطراب اجتماعی و اختلال اضطراب اجتماعی نشان داده است (کارلتون، ۲۰۱۰). و همچنین کارلتون و همکاران (۲۰۰۹) نشان دادند که بین اضطراب اجتماعی با خرده مقیاس­های جسمانی و شناختی شاخص حساسیت اضطرابی روابط غیر مستقیم وجود دارد (کارلتون و همکاران، ۲۰۱۰). گرانت و همکاران (۲۰۰۷) در مطالعه­ای که پیش­بینی اضطراب اجتماعی را بر اساس حساسیت اضطرابی بررسی می­کرد نتیجه گرفتند که تنها خرده مقیاس نگرانی­های اجتماعی مقیاس حساسیت اضطرابی، اضطراب اجتماعی را پیش­بینی می­کند.
پایان نامه
از پژوهش­های انجام گرفته در زمینه اضطراب اجتماعی و عدم تحمل بلاتکلیفی، می­توان به موارد زیر اشاره کرد (هر چند که تحقیقات در این حوزه اندک می باشد):

بوالن و راینچس (۲۰۰۹) در مطالعه­ای رابطه بین عدم تحمل بلاتکلیفی و اضطراب اجتماعی را در بین ۱۲۶ بزرگسال بررسی کردند. یافته­های حاصل از این مطالعه نشان داد که عدم تحمل بلاتکلیفی مقدار قابل توجهی از واریانس اضطراب اجتماعی را تبیین می­کند.

کارلتون و همکاران (۲۰۱۰) در مطالعه­ای رابطه بین عدم تحمل بلاتکلیفی و اضطراب اجتماعی را بررسی کردند، نتایج مطالعه آن­ها یک ارتباط قوی بین عدم تحمل بلاتکلیفی و اضطراب اجتماعی نشان داد. همچنین این مطالعه نشان داد که بین اضطراب اجتماعی، حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی رابطه وجود دارد.

 از پژوهش­های انجام گرفته در زمینه اضطراب اجتماعی و ذهن ­آگاهی نیز می­توان به موارد زیر اشاره کرد: اشمرتز و همکاران (۲۰۱۲)، در مطالعه­ای رابطه بین ذهن ­آگاهی و علایم اضطراب اجتماعی را بررسی کردند. و آزمودند که آیا  ارزیابی­های شناختی که معمولاً با اضطراب اجتماعی  رابطه دارد،  این رابطه را میانجی­گری می­کند؟ نتیجه این تحقیق که بر روی ۹۸ نفر با تشخیص اضطراب اجتماعی صورت گرفت نشان داد که ذهن ­آگاهی با علایم اضطراب اجتماعی ارتباط منفی دارد و این رابطه تا حد زیادی توسط ارزیابی­های شناختی درباره احتمال وقوع و هزینه پیامدهای اجتماعی منفی، میانجی­گری می­شود.

اشمرتز (۲۰۰۸)، در مطالعه­ای رابطه بین میزان ذهن ­آگاهی خود گزارشی و میزان اضطراب اجتماعی و ترس از سخنرانی عمومی را در ۹۸ نفر از مبتلایان به اضطراب اجتماعی را مورد بررسی قرار داد، نتایج حاصل، از این فرضیه که میزان ذهن ­آگاهی خودگزارشی با میزان اضطراب اجتماعی رابطه منفی دارد حمایت کرد.

کاسین و رکتور (۲۰۱۱)، در مطالعه­ای تأثیر ذهن ­آگاهی بر پردازش پس­رویدادی را در افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی فراگیر و گروه کنترل مقایسه کردند، نتایج این مطالعه نشان داد که ذهن ­آگاهی به کاهش معنی­دار در پردازش پس­رویدادی منجر می­شود. همچنین این مطالعه نشان می­دهد که تمرین ذهن آگاهی این پتانسیل را دارد که برای افرادی با اضطراب اجتماعی فراگیر بیشتر مفید باشد زیرا که پردازش پس­رویدادی شیوه­ای است که آن­ها معمولاً به کار می­گیرند.

به­طور مشابه دو کارآزمایی اخیراً کاهش استرس مبتنی بر ذهن ­آگاهی گروهی را در افراد با اضطراب اجتماعی فراگیر بررسی کردند، افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی، کاهش معناداری در اضطراب اجتماعی، اضطراب حالت، نشخوار فکری و افسردگی و افزایش در اعتماد به نفس را گزارش کردند (گلدین[۲۲] و گراس[۲۳]، ۲۰۱۰؛ گلدین و همکاران، ۲۰۰۹).

مطالعات بوگلز[۲۴]و همکاران (۲۰۰۶) و کوزیکی[۲۵] و همکاران (۲۰۰۷) نشان دادند که مداخلات مبتنی بر ذهن ­آگاهی به­طور قابل توجهی اضطراب اجتماعی را در نمونه­های بالینی کاهش می­دهد (اشمرتز و همکاران، ۲۰۰۸).

کوکوسکی و همکاران (۲۰۰۹) نشان دادند که درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و ذهن ­آگاهی اضطراب اجتماعی و نشخوار فکری را کاهش می­دهد.

در زمینه رابطه حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی، کارلتون و همکاران (۲۰۰۷) ارتباط بین حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی را در یک نمونه ۲۹۳ نفری دانشجویان مورد بررسی قرار دادند، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که این دو سازه مرتبط هستند و بین آن­ها همپوشانی وجود دارد اما در عین حال دو سازه­ی مستقل هستند.

به نظر می­رسد حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در ترس یا اضطراب مربوط به عواقب بالقوه خطرناک و ناشناخته اشتراک داشته باشند. عدم تحمل بلاتکلیفی درباره یک محرک خاص، برای مثال یک احساس فیزیکی ممکن است تفاسیر و پاسخ­های متفاوتی از جمله ارزیابی فاجعه ­بار را ایجاد کند که ویژگی حساسیت اضطرابی است. با این­که حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی دو سازه جداگانه هستند اما ممکن است بین آن­ها همپوشانی وجود داشته باشد. میزان حساسیت اضطرابی بالا به وسیله سطح بالایی از بلاتکلیفی درباره عواقب مربوط به برانگیختگی مشخص می­شود افزایش ناتوانی در تحمل بلاتکلیفی به احتمال زیاد به افزایش اضطراب و فکر فاجعه­بار منجر می­شود. در افرادی که نمی توانند بلاتکلیفی را تحمل کنند درگیر شدن در موقعیت­هایی با پیامدهای نامطمئن به احتمال زیاد به ایجاد و تداوم یک سطح بالایی از اضطراب منجر می­شود. علاوه بر این، افرادی با عدم تحمل بلاتکلیفی بالا، اطلاعات مبهم را به عنوان تهدید تفسیر می­کنند، که به افزایش برانگیختگی کمک می­کند (به عنوان مثال افزایش ضربان قلب و فشارخون). متقابلاً داشتن تحمل بلاتکلیفی بالا به احتمال زیاد به بهبود اضطراب و تفکر فاجعه­بار کمک می­کند (کارلتون و همکاران، ۲۰۰۷).

در زمینه رابطه حساسیت اضطرابی با ذهن ­آگاهی، امکان دارد افزایش میزان ذهن­ آگاهی، سطح حساسیت اضطرابی را کاهش دهد. متناوباً سطوح بالایی از حساسیت اضطرابی مانع از افزایش ظرفیت فرد برای ذهن ­آگاهی بیشتر، می­شود (وجانوویس[۲۶] و همکاران، ۲۰۰۷). مکی و همکاران (۲۰۰۷) نیز در پژوهشی بر روی ۱۵۴ جوان نشان دادند که سطوح بالای حساسیت اضطرابی به­طور قابل توجهی با سطوح پایین تر مهارت­های ذهن ­آگاهی مرتبط می­باشد.

در مطالعه­ای، زولنسکی و همکاران (۲۰۰۴) به این نتیجه رسیدند که افراد دارای حساسیت اضطرابی بالا زمانی که توجه دقیق و آگاهانه (توجه به آن­چه در حال حاضر در حال وقوع است و آگاهی از آن ) آن­ها  بالا بود، علایم اضطرابی کمتری را گزارش کردند .

  • Byron

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[۲] – Kabat-Zinn

 

[۳] -Cassin

[۴]- Rector

 

۱-Lee

۲- Telch

[۷]- Dewall

[۸]- Heiser

[۹]- Moscovitch

[۱۰]- Gilbert

[۱۱]-Brumariu

[۱۲]- Kerns

[۱۳]-Spector

[۱۴]- Kashdan

[۱۵]-Roberts

[۱۶]- Gaudiano

[۱۷]- Hebert

[۱۸]- Brittany

[۱۹]- Price

[۲۰]- Asmundson

[۲۱]- Ball

[۲۲]- Goldin

[۲۳]-Gross

[۲۴]- Bogels

[۲۵]- Koszycki

[۲۶]- Vujanovic

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *