راهبرد ارتباطات سازمانی:”پایان نامه درباره ارتباطات راهبردی”

دانلود پایان نامه

راهبردهای ارتباطات سازمانی

2-14-1 راهبرد ارتباطات

با مراجعه به گونه شناسی ون رولر و براساس دو نقطه مرجع معنابخشی (ضمنی و عینی) و مسیر ارتباطات (یک سویه و دو سویه) چهار راهبرد ارتباطات تعریف می شود: گفت و گو، موافق سازی، متقاعدسازی و اطلاع رسانی. راهبرد گفت و گو متضمن مشارکت فعال و تعامل آگاهانه دو طرف در فرایند ارتباط است. در این نوع ارتباط، هر دو طرف برای دستیابی به تفاهم متقابل تلاش می کنند؛ این نوع ارتباط، درست همان مدل ارتباطی است که مارتین بابر مطرح می نماید. ضمن آنکه زایبرگ از آن با عنوان «ارتباط تأیید کننده» یاد می کند و هدفش توسعه و تقویت ارتباط دو سویه است. «تائید همانند مفهوم گفت و گو، یک تجربه متقابل مشتمل بر تسهیم و به اشتراک گذاری در سطوح مختلف است. تسهیم گفتار، تسهیم حدود، تسهیم احترام و تسهیم اعتماد».

اگر به مدل تعاملی شرام، مدل حلزونی ارتباطات دنس، مدل وستلی و مک لین و مدل موزاییکی بکر و مدل تبادلی بارن لند مراجعه کنیم، متوجه می شویم که فرایند ارتباطات از نظر آنان فرایندی دو سویه است. راهبرد موافق سازی نیز بر همین اساس است. در این راهبرد، به ایجاد رابطه مناسب بین سازمان و محیط یا کارکنان توجه می شود. این راهبرد را وقتی می توان به کار گرفت که تعارض یا اختلاف بین گروه های مختلف وجود دارد. این راهبرد، متضمن فرایندی برای ایجاد توافقات است. این راهبرد، مدافع ارتباطات، فعال و مذاکرات شفاف سیاست گذاری برای سازمان است. راهبرد گفت و گو، بر اصل مذاکره و ارتباطات دو سویه و همچنین معنابخشی ضمنی استوار است. همچنین این راهبرد برای مدیریت مؤثر مباحث شغلی و برای چانه زنی ها نیز استفاده می شود.

یکی دیگر از راهبردهای ارتباطات، متقاعدسازی است که طی آن آگاهانه تلاش می شود تا با استفاده از ابزارهای اخلاقی بر افراد اعمال نفوذ کرد. متقاعد ساختن، اساساً بر مبنای مدل نامتقارن ارتباط استوار است که طی آن سازمان با طرح ایده ها و نظرات خود، تلاش می کند تا با قانع نمودن افکار عمومی، موافقت و حمایت آنها را جلب کند.

در راهبرد متقاعدسازی، در کنار ارسال پیام های یک سویه، تلاش فرستنده بر این است که تصویر ذهنی مناسبی را در ذهن مخاطب به وجود آورد؛ همان طور که در تشریح مدل ون رولر عنوان شد، این راهبرد، مبنایی برای تبلیغات است. همچنین چیزی که در این خانه از ماتریس در محور ارتباطات سازمانی صحت دارد، نشان دادن سازمان به سهامداران برای ایجاد روابط حسنه و مثبت است. این راهبرد، حاصل تنظیمات ماهرانه دانش و نگرش در رفتارهای دیگران است. در این حالت، فرض بر این است که مخاطبان نیز توانایی ایجاد معانی را داشته و بنابراین باید به ایجاد تصویر ذهنی در آنان توجه شود. برابر نظر برلو، معانی نه در قالب کلمات و واژه ها، بلکه در ذهن مخاطب هستند. کرون، جالین و پونام آن را یک فرایند روان شناختی در جهت ایجاد معانی می دانند.

راهبرد اطلاع رسانی بر محتوا و کانال های ارتباطی تمرکز دارد. در این راهبرد از طریق ارسال یک پیام از سوی فرستنده برای گیرنده، نظرات فرستنده در قالب واژه ها و نمادها کدگذاری شده و توسط گیرنده تفسیر می شوند. پیام یا به صورت رو در رو منتقل می شود یا انتقال با استفاده از ابزارهای ارتباطی صورت می گیرد. این راهبرد، مطابق با مدل های ارتباطی هارولد لاسول، کلود شانن و وارن ویور و نوربرت وینر است.

مطابق با دیدگاه آیزنبرگ و گدال، در این حالت ارتباطات بر فرایند تأکید دارد. فرستنده، تمام تلاش خود را معطوف به تهیه و ارائه پیام می کند؛ مانند گوینده اخبار که وجود مخاطب و تأثیری که پیام در وی دارد، مورد توجه نیست.(پایگاه اطلاع رسانی مدیریت)

2-14-2 راهبرد روابط کارکنان

راهبرد روابط کارکنان نشان می دهد که چگونه می توان با برقراری روابطی پایدار و مشارکتی با کارکنان تعارض را به حداقل رساند و از طریق فرایندهای مشارکت و مداخله ای کارکنان، تعهد آنها را نسبت به سازمان افزود و منافع دو جانبه را توسعه داد. روابط کارکنان، شامل کلیه ابعاد مدیریت امور کارکنان است که به همه کارکنان مربوط می شود.اهداف عمده آن، سیاست ها و رویه هایی را در بر می گیرد که در جهت بهبود همکاری، کمینه کردن تعارضات، قادر ساختن کارکنان در ایفای نقشی مناسب در تصمیم گیری و با خبر نگه داشتن آنها از موضوعاتی که به آنها مربوط است، عمل می کند. چهار گونه اصلی راهبرد روابط کارکنان عبارتند از: راهبرد حمایتی، نمایندگی، دوستانه و تسهیم قدرت.(همان منبع)

2-14-3 راهبرد روابط عمومی

راهبردهای ارتباطات روابط عمومی اشاره به ارتباط سازمان با مخاطبان و ذینفعان بیرون سازمان دارد. در صورتی که روابط عمومی در دو بعد معنابخشی صریح یا ضمنی و فرایند ارتباطات یک سویه یا دو سویه قرار دهیم، به ماتریس دو در دو شامل چهار خانه از گونه های راهبرد ارتباطات برون سازمانی خواهیم رسید: تلفیقی، تکنیکی، ترویجی و کاربردی.

راهبرد تلفیقی در روابط عمومی، بر پایه مفاهیم گفت و گوی ون رولر، چانه زنی و خودگشودگی بوز و لویس، توازن خلاقیت و محدودیت آیزنبرگ و گدال و رویکرد تفسیری- نمادین کرون، جالین و پونام استوار است. در این راهبرد، ارتباطات به عنوان فرایند دو سویه و تعاملی و معنابخشی به صورت ضمنی اتفاق می افتد راهبرد تکنیکی در روابط عمومی، بر معنابخشی صریح و ارتباطات دو سویه و تعاملی تأکید دارد. این راهبرد، با ایجاد اجماع نظر ون رولر، ایجاد روابط بوز و لویس، فرایند تبادلی آیزنبرگ و گدال و رویکرد سیستمی تعاملی کرون، جالین و پونام همخوانی دارد.

در چنین حالتی، بر روابط سمبولیک و نمادین و همچنین رفتار تأکید زیادی می شود. ارتباطات در این راهبرد، به عنوان فرایند تعاملی و دو سویه بوده و فرض بر این است که هر کدام از طرفین ارتباطات دارای فرصت و توان مساوی در برقراری اطلاعات هستند. راهبرد ترویجی یا تبلیغی در روابط عمومی، شباهت زیادی با مفهوم ترغیب در ارتباطات دارد. در این راهبرد که مترادف با راهبرد ترغیبون رولر، ارتقای تصویر ذهنی بوز و لویس رویکرد روان شناختی کرون، جالین و پونام و کنترل راهبردی آیزنبرگ و گدال است، توجه زیادی به حفظ رابط با ذینفعان و تصویر سازمان در اذهان عمومی دارد. در این راهبرد، اعتقاد بر این است که در کنار اطلاعات و پیام، مفاهیم و معانی نیز منتقل می شوند.

در این حالت، گیرنده پیام دارای نقش فعالی در معنابخشی است، از این رو، روابط عمومی تلاش زیادی می کند تا معنابخشی در مخاطب به گونه ای باشد که نگرش مثبتی از سازمان به وجود آید. در چنین حالتی، هدف، تغییر نگرش ها و ایجاد تصویر مثبت در ذهن مخاطب است. راهبرد سنتی متناسب با راهبرد «اطلاعات» ون رولر، رویکرد انتقال اطلاعات آیزنبرگ و گدال، بررسی بوز و لویس و مکانیکی کرون، جالین و پونام است. در این راهبرد، تأکیدی اندک بر روابط نمادین و رفتاری دارد، در این حالت، کارکرد مشخصی برای روابط عمومی به صورت مستقل تعریف نشده و محدودترین محیط سازمانی ممکن برای روابط عمومی پدید می آید.(همان منبع)

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.