شاخص هاي ارزيابي:/پایان نامه درباره کارایی مدارس کاردانش

دانلود پایان نامه

شاخص هاي ارزيابي نظام آموزش و پرورش  

شاخص هاي جديد ارزيابي نظام آموزش و پرورش كه در موخه 25/1/87 از طرف شوراي عالي آموزش و پرورش به وزارت آموزش وپرورش ابلاغ شد، شامل 140 شاخص در سه بخش درونداد، فرآيند و برونداد مي باشد:

الف ) شاخص هاي درونداد :

الف ) شاخص هاي درونداد (47 شاخص) :

  • نيروي انساني (7 شاخص)
  • دانش آموز ( 8 شاخص)
  • برنامه درسي ( 6 شاخص)
  • فضاهاي آموزشي وپرورشي ( 9 شاخص)
  • امكانات و تجهيزات ( 5 شاخص)
  • بودجه و اعتبارات ( 9 شاخص)

معيشت و رفاه كاركنان ( 3 شاخص)

ب) شاخص هاي فرايند ( 22 شاخص) : 

1- مديريت ( 9 شاخص)

2- برنامه هاو فعاليت هاي آموزشي ( 9 شاخص)

3- برنامه ها و فعاليت هاي پ‍ژوهشي ( 4 شاخص)

 

ج ) شاخص هاي برونداد ( 71 شاخص) : 

  • برون داد واسطه اي ( 11 شاخص)

2- برون داد نهايي ( 60 شاخص) به شرح ذيل :

– ميزان دستيابي دانش آموختگان به اهداف اعتقادي (4 شاخص)

– ميزان دستيابي دانش آموختگان به اهداف اخلاقي (8 شاخص )

– ميزان دستيابي دانش آموختگان به اهداف علمي (9 شاخص)

– ميزان دستيابي دانش آموختگان به اهداف فرهنگي ( 7 شاخص)

– ميزان دستيابي دانش آموختگان به اهداف اجتماعي  ( 12 شاخص)

– ميزان دستيابي دانش آموختگان به اهداف سياسي ( 9 شاخص)

– ميزان دستيابي دانش آموختگان به اهداف اقتصادي  ( 11 شاخص) .

 

2-20- جایگاه شاخصهای کارایی درونی در ارزیابی نظام آموزش و پرورش

از آنجا كه مخاطبان و ذینفعان مؤسسات آموزشی به ویژه والدین، انتظار زیادی در خصوص كیفیت مطلوب خدمات این گونه مؤسسات دارند، كیفیت نظام های آموزش عالی به یكی از موضوعات مهم و اصلی والدین تبدیل شده است. امروزه والدین بیش از آن كه به فكر تولد نوزادانشان باشند به این می اندیشند كه فرزندان آنها در چه مدرسه و چه دانشگاهی به تحصیل خواهند پرداخت. یقینا هر پدر و مادری می خواهد فرزندش از آموزش مطلوبی بهره مند شود و به همین علت است كه والدین سعی می كنند فرزندانشان را در یك مدرسه  و یك  دانشگاه خوب  ثبت نام نمایند. بنابراین لازم است نظام های آموزشی به این مهم بیاندیشند كه چگونه می توانند” خوب ” باشند ( مك بیت ، ۲۰۰۳ ).

به هر حال در صورتی كه كیفیت مراكز آموزشی مطلوب نباشد، آینده علمی و فنی كشور، اطمینان بخش نخواهد بود. كیفیت پایین آموزش، همچنین به فقر نیروی انسانی متخصص و ماهر می انجامد و در نتیجه اهداف برنامه های رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی كشور با مشكلات عدیده ای مواجه خواهد شد و این امر، مدارس، دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی را زیر سئوال خواهد برد، چرا كه نقش اساسی آنها، اتخاذ استراتژی های سنجیده جهت توسعه منابع انسانی متخصص و ماهر جهت رشد و توسعه كشور می باشد، بنابراین نظام آموزش عالی به عنوان نظامی پویا و هدفمند نیازمند توجه و گسترش در هر دو بعد كمی و كیفی است كه توجه به هر كدام از آنها بدون در نظر گرفتن دیگری منجر به ایجاد مسائل و مشكلاتی برای نظام آموزش عالی خواهد شد.

تضمین كیفیت در آموزش عالی بدون ارزیابی آن امكان پذیر نیست. چگونه می توان كیفیت آموزش های ارائه شده به وسیله دانشگاه ها را سنجید؟ چگونه می توان متوجه شد كه یادگیری مورد انتظار در دانشجویان رخ داده است؟ چگونه می توان از این موضوع اطلاع حاصل نمود كه دانشجویان در آینده از آموزش خوبی بهره مند خواهد شد؟ والدین چگونه می توانند از این موضوع اطلاع حاصل كنند كه فرزند آنها در دانشگاهی كه هزینه آن را متقبل می شوند، آموزش خوبی را دریافت خواهند نمود؟ دولتها چگونه از اثر بخشی آموزش های ارائه شده اطلاع حاصل می كنند؟ اینها سوالات مهمی هستند كه با انجام ارزیابی كیفی می توان به آنها پاسخ گفت (بنت، 2001).

لزوم پاسخ گویی و مسئولیت پذیری نظام های آموزشی و تضمین كیفیت، مبتنی بر ارزیابی كیفی آن است، از طریق انجام یك ارزیابی جامع می توان به نقاط ضعف و قوت پی برد و به بهبود نقاط ضعف و تحكیم نقاط قوت پرداخت. ارزیابی، عنصر جدایی ناپذیر هر سازمان و هر برنامه است، بازخوردهای ناشی از انجام ارزیابی به نحو بسیار مؤثری، اقدامات آینده را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

برای ارزیابی مؤسسات آموزشی، الگوهای ارزیابی می توانند به بهترین نحو به امر ارزیابی یاری برسانند. برای ارزیابی الگوهای متعددی ارائه شده است. كیامنش(۱۳۸۱) این الگوها را به سه دسته كلی زیر تقسیم نموده است:

۱) الگوهای مبتنی بر تحقق اهداف؛

۲) الگوهای قضاوتی (قضاوت بر اساس ملاكهای درونی، قضاوت بر اساس ملاكهای بیرونی)؛

۳) الگوهای تسهیل تصمیم گیری.

ورتن و سندرز (۱۹9۷) این الگوها را به شش دسته: مبتنی بر هدف، مبتنی بر مدیریت، مبتنی بر مصرف كننده، مبتنی بر نظر متخصصان، مبتنی بر اختلاف نظر متخصصان و طبیعت گرایانه تقسیم بندی نموده اند.

دام (۲۰۰۰) در تعریف اعتبار سنجی می گوید « اعتبارسنجی عبارت است از نظارت رسمی برنامه و مؤسسه، توسط اعضای بیرونی برای سنجش كیفی آنها» این نظارت منجر به اعطای رتبه به آنها می شود، به طور كلی اعتبار سنجی بدین مورد می پردازد كه آیا برنامه یا مؤسسه، مطابق با استانداردهای از پیش تدوین شده است یا خیر؟» در این الگو از طرف مؤسسه یا سازمانهای ارزیابی،  با فاصله های زمانی از مؤسسه، دانشكده و یا مدرسه مورد ارزیابی،  بازدید به عمل می آید و مؤسسه با توجه به معیارهای كمی از قبل تعیین شده و با توجه به آنچه كه در حال حاضر وجود دارد، مورد قضاوت و ارزیابی قرار می گیرد، این الگو یك مطالعه همه جانبه را از تمام ابعاد یك مؤسسه انجام می دهد (كیامنش، ۱۳۸۰ص۳۳).
به طور كلی اعتبارسنجی نقشهای زیر را در نظام آموزشی ایفا می كند:

– تشریح و رسیدگی به این امر كه آیا مؤسسه یا برنامه به استانداردهای مورد نظر دست یافته است یا خیر؟
– مشاركت هر چه بیشتر اعضای هیأت علمی و دانشجویان به عنوان یكی از عوامل مهم در سنجش كیفیت نظام؛

–  كمك به مؤسسه برای ایجاد معیارهای مورد قبول كیفیت؛

– تجهیز مؤسسه در برابر فشارهای درونی و بیرونی؛

– تحریك مؤسسه برای رشد و بهبود استانداردهای كیفی؛

– مشاركت همه جانبه اعضاء مؤسسه در فرایند ارزیابی(لون ،۲۰۰۱).

به هر حال تجارب بین المللی بیانگر آنست كه الگوی اعتبارسنجی یكی از مناسبترین و پركاربردترین الگوها برای ارزیابی كیفی نظامهای آموزشی است. كشور ایالات متحده آمریكا یكی از كشورهای با سابقه در كاربرد این الگوست، به گزارش انجمن اعتبارسنجی آموزش عالی آمریكا(۲۰۰۲)، در این كشور تا سال ۲۰۰۲ در حدود ۳۰۰۰ هزار دانشكده اعتبارسنجی شده اند. اعتبارسنجی فرایندی دارد كه انجام هر كدام از مراحل آن، كاركردها و نتایج خاصی به بار خواهد داشت.

انجمن اعتبارسنجی آموزش عالی آمریكا به نقل از ایتون (۲۰۰۱)، مراحل اعتبارسنجی را به ترتیب ذیل معرفی نموده است:

۱) ارزیابی درونی

۲) ارزیابی بیرونی

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.