دسته بندی علمی – پژوهشی : غرور در اخلاق؛ گزارش تحلیلی آراء فیلسوفان اسلامی و غربی- قسمت ۷

در حدیثی دیگر می‌خوانیم: «اَلدُّنیا حُلُمٌ وَ الاِغتِرَارُ بِهَا نَدَمٌ؛ دنیا خواب و خیالی بیش نیست و مغرور شدن به آن سبب پشیمانی است.»[۱۴۰]
ایشان در حدیث دیگری انسان را از غرور و فریب دنیوی پرهیز می‌دهند و می‌فرمایند: «لا تَغُرَّنَّکَ العَاجِلََهُ بِزُورِ المَلاَهِی، فَاِنَّ اللهوَ یَنقَطِعُ، وَ یُلزِمُکَ مَا اکتَسَبتَ مِنَ المَآثِم؛ دنیا تو را با سرگرمی‌های باطل نفریبد و مغرور نسازد، چرا که سرگرمی‌ها پایان می‌یابد و گناهش بر تو باقی می‌ماند.»[۱۴۱]
غرور مایه‌ی شکست در زندگی و سبب عقب‌افتادگی است، یک لشکر مغرور به سادگی جنگ را می‌بازد، یک سیاست‌مدار مغرور به آسانی زمین می‌خورد، یک محصل مغرور در امتحانات رد می‌شود، یک ورزشکار مغرور بازی را به حریف می‌بازد و بالاخره یک مسلمان مغرور خود را گرفتار قهر و غضب الهی می‌سازد. تعبیر به «قاتلات الغرور» در روایات اسلامی ممکن است اشاره به همین معنا باشد.»[۱۴۲]
امام علی(ع) می‌فرمایند: «طُوبَی لِمَن تَقتُلُهُ قَاتِلاتِ الغَرُورِ؛ خوشا به حال کسی که عوامل کشنده‌ی غرور او را از پای در نیاورد.»[۱۴۳]
غرور سبب فساد و تباهی عمل می‌شود، زیرا در انجام آن دقتی به خرج نمی‌دهد و همین امر کار او را خراب می‌کند، یک جراح مغرور ممکن است بیمار خود را در کام مرگ فرو برد و یا حداقل ناقص سازد، یک راننده‌ی مغرور گرفتار تصادف‌های زیان‌بار می‌شود، همچنین یک مؤمن مغرور، گرفتار ریا و عجب و سایر اموری که عمل را فاسد می‌کند می‌شود.[۱۴۴]
در حدیثی از امیرمؤمنان(ع) می‌خوانیم: «غُرُورُ الاَمَلِ یُفسِدُ العَمَل؛ غرور ناشی از آرزوها سبب فساد عمل می‌شود.»[۱۴۵]
غرور مانع از عاقبت‌اندیشی است، چنان‌که در حدیثی از امیرمؤمنان آمده است: «لَم یُفَکِّر فِی عَواقِبِ الاُمُورِمَن وَثِقَ بِزَورِ الغُرورِ؛ کسی‌که اعتماد بر غرور و باطل کند از تفکر در عاقبت کارها باز می‌ماند.»[۱۴۶]
همچنین حضرت در بیان ارزش پشیمانی و زشتی غرور‌زدگی می‌فرمایند: «گناهی که تو را پشیمان کند ، بهتر از کار نیکی است که تو را به خودپسندی وا دارد.»[۱۴۷]
ایشان غرور را تکبر می‌دانند، در خطبه‌ی قاصعه که بخش عظیمی از آن درباره‌ی «تکبر ابلیس» و پیامدهای آن می‌باشد می‌خوانیم: «فَاعتَبَروا بِما کانَ من فَعَل الله بِاِِبلیس اِذ احَبَطَ عَمَلَه الطَّویل وَ جَهدَه الجَهیدَ… عَن کِبر ساعَهٍ واحدهٍ فَمن ذا بَعدَ اِبلیس یَسلِمُ عَلَی الله بِمِثل مَعصیَتِه؛ عبرت بگیرید از کاری که خدا با ابلیس کرد؛ زیرا اعمال طولانی و کوشش‌های فراوان او را (در مسیر عبادت و بندگی خدا) به خاطر ساعتی تکبر نابود ساخت، چگونه ممکن است کسی بعد از ابلیس همان گناه را مرتکب شود، ولی سالم بماند»[۱۴۸]
تعبیرات کوبنده فوق به خوبی نشان می‌دهد که تکبر و خودخواهی حتی در لحظات کوتاه چه پیامدهای خطرناکی را دارد و چگونه همچون آتش سوزان می‌تواند حاصل یک عمر طولانی اعمال صالحه را بسوزاند و خاکستر کند و شقاوت ابدی و عذاب جاویدان را نصیب صاحبش سازد.
در حدیث دیگری از همان حضرت(ع) می‌خوانیم: «اِحذَرُ الکِبرِ فَانَّهُ رَأسُ الطُّغیانِ وَ مَعصیَهُ الرَّحمن؛ از تکبر بپرهیزید که سرآغاز طغیان‌ها و معصیت و نافرمانی خداوند رحمان است»[۱۴۹]
به نظر حضرت، کبر مانند زهری است که انسان را به هلاکت می‌کشاند: «اَلکِبرُ یُساوِرُ القُلوبِ مُساوِرَهَ السُمومِ القاتِلَه»[۱۵۰]: «کبر با دل مانند سم کشنده عمل می‌کند.»
و نیز: «سَهِّلِ الخَلیفَه لَیِّنِ العَریکه، نَفسهُ اَصلَب مِنَ الصَّلد وَ هُوَ اَذَلّ مِنَ العَبد»[۱۵۱] یعنی: لیّنان اخلاقی هموار و ملائم و طبیعتی نرم و متواضع دارند، روانشان از سنگ سخت، محکم‌تر است و در رفتار با مردم از بندگان زرخرید افتاده‌تر و خاضع‌ترند. در این حدیث امام فرموده: روح مؤمنین متواضع در صلابت و استواری از سنگ سخت محکم‌تر است. مقصود از این تعبیر بیان مراتب اطمینان به نفس و آرامش خاطر آن‌هاست و تمام ارزش اخلاقی تواضع وابسته به این حالت روحی است. ولی تواضعی که منشأ آن حقارت‌های درونی و خواری‌های باطنی باشد ، تواضعی که از ترس یا طمع سرچشمه گرفته باشد و خلاصه تواضعی که ریشه‌ی اساسی آن حقارت و پستی متواضع باشد، نه تنها باعث تعالی روان نمی‌شود بلکه این خود باعث ریشه‌دار شدن پستی‌های باطنی و راه تمرین تن به ذلت دادن است، به‌خصوص در مواردی که فروتنی از حد بگذرد و به محیط ناپاک چاپلوسی وارد شود.[۱۵۲]
همچنین حضرت، یکی از دلایل غرور را ستایش دیگران بیان کرده و می‌فرمایند: «چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب خوردند.»[۱۵۳]
و نیز در مورد خودپسندی و محرومیت ها می‌فرمایند: «خودپسندی مانع رشد و فزونی است.»[۱۵۴]
حضرت علی (ع) در مورد دوری حاکمان از کبر و غرور می‌فرمایند: «و إنَّ مِن أسخَفِ حالات الوُلاه عند صالِحِ النّاس أن یُظَنَّ بِهِم حُبُّ الفَخرِ وَ یُوضَعَ أَمرُهُم عَلَی الکِبر»: «از پست‌ترین حالات زمامداران در نزد صالحان این است که گمان برند آن‌ها دوستدار ستایش‌اند و حکومت آنان بر کبر و خودپسندی استوار باشد.»[۱۵۵]
از صفات ناپسند اخلاقی که احتمال نفوذ آن در مسئولان و حاکمان بسیار است، «کبر و غرور» است. به تعبیر زیبای حضرت «آفت ریاست، فخر است.»[۱۵۶]
به تعبیر امام علی(ع)، افراد با شرف اگر به منزلتی هرچند بزرگ برسند از شادی تکبر نمی‌ورزند، مانند کوهی که بر اثر بادها نمی‌جنبد، و افراد پست با کمترین مقام از شدت شادی به غرور مبتلا می‌شوند، مانند گیاهی که گذر نسیمی او را به حرکت در می‌آورد.[۱۵۷]
همچنین باید به کمبودها و ناتوانی‌های خود بیشتر توجه کرد. اگر انسان درکی واقع بینانه از خود داشته باشد، هرگز دچار کبر و غرور نخواهد شد.
حضرت در بیان غرورزدایی می‌فرمایند: «فرزند آدم را با فخر فروشی چه کار؟ او که درآغاز نطفه‌ای گندیده بوده است و در پایان، مرداری بدبو است. نه می‌تواند روزی خویشتن را فراهم کند و نه مرگ را از خود دور نماید!»[۱۵۸]
امام سجاد(ع) فرمودند: «اولین گناهی که نسبت به خدای متعال سرزد کبر بود، و آن معصیت ابلیس بود که از سجده‌ی بر حضرت آدم سرپیچی کرد و خداوند می‌فرماید: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَه اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبى وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ »[۱۵۹] و آن ملعون خودش به حضرت نوح(ع) گفت: «مبادا کبر و نخوت تو را فراگیرد که همین صفت زشت مرا بر آن داشت تا بر آدم سجده نکنم و کافر شوم پس شیطانی رانده شده و مطرود گشتم.»[۱۶۰]
در صحیفه‌ی سجادیه، غرور در معنای تکبر به کار رفته است؛ اما این غرور و تکبر با عزت‌نفس کاملاً متمایز است، از این‌رو امام سجاد(ع) بعد از طلب عزت، از خداوند می‌خواهند که دچار کبر و غرور نشوند: «أعزّنی وَ لا تَبتَلینی بالکِبر» مرا گرامی و ارجمند داشته و دچار کبر مگردان.[۱۶۱]
بلکه امام در تعبیری لطیف، تواضع را سبب بلند مرتبگی و عزت می‌دانند: «…سَبَبُ الرَّفعِ التَّواضُع» «…سبب بلند مرتبگی و عزت، تواضع و فروتنی است.»[۱۶۲]
حضرت از کبر و غرور برائت می‌جویند و به خدا پناه می‌برند: «… وَ انا أَبرَأُ إلَیکَ مِن اَن اِستَکبَر…»: «محبوب‌ترین بندگان نزد تو کسی است که تکبر را رها کند و از اصرار بر گناه دوری نماید و استغفار را ملازم باشد و من نزد تو بیزاری می‌جویم از اینکه تکبر کنم و تو را نخوانم.»[۱۶۳]
«اَللّهمَ اِنّی اَعوذُ بِکَ مِنَ… الکِبریاءِ وَ التَّعَظُم» «(خدایا از اینکه) دچار خود به تو (به تو پناه می‌برم.)»[۱۶۴]
آن حضرت از خداوند سلامت از رذایل اخلاقی از جمله کبر را می‌خواهند: «اَللّهُمَّ سَلِّم قَلبی مِنَ البَغیِ وَ الحَسَدِ و الکبر» « خدایا دلم را از ستم و حسد و کبر پاک گردان.»[۱۶۵]
در اینجا بزرگترین عاملی که از درون، عزت انسان را نابود می‌کند کبر و غرور است. انسان متکبر، تحت تأثیر هوای نفس خود قرار می‌گیرد و هوای نفس او را از درون می‌پوساند، عزم و اراده‌ او را سست می‌کند و او را از حرکت به سوی هدف باز می‌دارد، زیرا انسان باید احساس کند صِفری است در برابر بی‌نهایت و موظف است که خود را به بی‌نهایت برساند؛ محبوب خدا و محبوب خلق خدا قرار گیرد و از آنچه هست و خدا خلق فرموده بهره‌برداری کند و هیچ حادثه‌ای هرچند بزرگ باشد در او اثر نگذارد، با اینکه بزرگ‌ترین حادثه که انسان را در خط تکامل متوقف می‌کند و یا به قهقرا بر می‌گرداند تکبر می‌باشد.[۱۶۶]
در اینجا فرازهایی از صحیفه سجادیه که مرتبط با غرور است رابیان می‌کنیم:

  1. «وَلا تَحَدِّثَ لی عِزّاً ظاهراً اِلا اَحدَثَت لی ذِلّهً باطِنَه عِندَ نَفسی بِقَدرِها» «ارجمندی آشکار برایم پدید میاور جز آنکه به همان اندازه پیش نفسم برای من خواری پدید آوری.»[۱۶۷]

در مورد فراز اول باید گفت؛ از جمله مسائل مهم در زمینه‌ی مکارم اخلاق و سجایای انسانی، موازنه و تعادلی است که باید همواره بین روح و جسم و حالات درونی وحرکات برونی انسان وجود داشته باشد تا در پرتو آن آدمی بتواند در مقابل رویدادهای خوب و بد و پیشامدهای نامطبوع، کرامت خلق را محافظت کند.[۱۶۸]

  1. «وَ اِستقلالُ الخَیرِ وَ اِن کَثُرَ مِن قَولی وَ فِعلی، وَ اِستِکثارُ الشَرِّ وَ اِن قَلَّ مِن قَولی وَ فِعلی» «(زیور پرهیزکاران را به من بپوشان) با کم شمردن نیکی در گفتار و کردارم اگر چه بسیار باشد و بسیار شمردن بدی در گفتار و کردارم اگر چه کم باشد.»[۱۶۹]

فایده‌ی این‌که انسان کار خیر را کم بشمارد این است که وقتی آدم همیشه ولو کارهای خیری هم کرده است بگوید که من کم کار خیر کرده‌ام، خودش را ناقص می‌داند و می‌گوید: از عهده‌ی بندگی خدا و عهده‌ی عمل به خیر بر نیامدم، ولی اگر آدم کار خیر کند و بگوید: دیگر بس است، من خیلی کار خیر کردم، دیگر دنبال کار خیر نمی‌رود و در نهایت به بیراهه و انحراف کشیده می‌شود. ضرردیگرش این است که وقتی کار خیرش را بزرگ ببیند دچار خودپسندی می‌شود.[۱۷۰]

  1. «(اَللّهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِکَ مِن مُباهاه المُکثَّرین» (بار خدایا) از به خود نازیدن ثروتمندان (به تو پناه می‌برم.)[۱۷۱]در این فراز غرور و به خود بالیدن صفت ثروتمندان معرفی شده و حضرت از این صفت رذیله به خداوند پناه می‌برند.« (و نَعوذُ بِکَ) أن نَعجبَ بِأعمالنا» «( خدایا به تو پناه می برم از اینکه) در کردارهایمان خودپسند باشیم.»[۱۷۲]
  2. برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.