میزان مشارکت زنان در رده مدیریتی- پایان نامه در مورد آسیب شناسی مدیریت زنان

دانلود پایان نامه

میزان مشارکت زنان در رده های مدیریتی

واقعیت حاکی از آن است که میزان حضور زنان در رده های مدیریتی اعم از مدیریت کلان و خرد بسیار ناچیز است.

آمار موجود بیانگر آن است که از نظر کمی حدود 08/32 درصد از شاغلان کشور بخش استخدامی و مشمول قانون را زنان تشکیل می دهد . و در وزارت خانه های بدین گونه است . وزارت آموزش و پرورش 36/72 درصد ، وزارت بهداشت و درمان و آمزش پزشکی 6/16 درصد و سایر وزارت خانه ها 04/11 درصد (سالنامه آماری، 1383)

تجمع زنان در این دو وزارت خانه حدود 90 درصد است که این نشان فقدان تنوع مشاغل و قابل دسترس نبودن امکان تحرک شغلی برای زنان است.

نظریه حصارهای شیشه ای (glass walls) و نظریه سقف شیشه ای (glass ceiling) :

در ادبیات مدیریت از استفاده حصارهای شیشه ای (glass walls) استفاده می شود. که منظور از آن حصارهای نامرئی عمودی براساس تفکیک جنسیت مشاغل  شکلمیگیرد.

از سوی دیگر مانع غیرقابل نفوذی در سازمان ها وجود دارد که از ارتقای زنان ، فراتر از حدی که تعیین شده جلوگیری می کند. این وضعیت را اصطلاحاً سقف شیشه ای یا (glassceiling) می نامند. در اثر وجود این مانع زنان از سعود به سطوح بالاتر مدیریتی منع می شوند.

حصارهای شیشه ای مانع تحرک شغلی و سقف شیشه ای  مانعازارتقایشغلیدرسازمان ها می شود.

براساس آمار مربوط به گزارش توسعه انسانی (2004) در ایران زنان تنها 1/4 درصد از کری های پارلمانی را در اختیار  دارند . درحالی که این میزان در نروژ 4/36  درصد و درپاکستان 8/20 درصد است.

از سوی دیگر حضور زنان در پست های مدیریتی و مشاغل حرفه ای و فنی به ترتیب 9/26 درصد است و در نروژ به ترتیب 28 و 49 درصد  می باشد.

رهبری مستلزم طی سه مرحله  است :

1- تشخیص = نوعی شایستگی شناختی یا مغزی است.

2- تطبیق = نوعی شایستگی رفتاری است.

3- برقراری ارتباط = نوعی شایستگی فرایندی است.

همانطور که قبلاً گفتیم مغز انسان دارای دو نیم کره است . نیم کره چپ مغز : بیشتر کارهای تعقلی و محاسباتی ، حسابداری و نیم کره راست مغز حوزه هنری و خلاقیت و مدیریت است. مردان بیشتر از نیم کره چپ خود استفاده می کنند زنان از هر دو نیم کره. کسانی که از نیم کره چپ بیشتر استفاده می کنند مثل حسابدارها ، دقیق ریزبین روحیه شان در بلندمدت خشک می شود و انسان های تعقل گرا و حساب گر و منطقی هستند.

مهم ترین مرحله در رهبری مرحله تشخیص است. اگر تشخیص درست بود تجویز هم درست انجام می شود ابتدا همدلی و سپس نفوذ  ایجاد می شود.

4 مشخصه رهبری از نگاه دیوی سن :

1- فراصت و هوش.                                                 2- مهارت های انسانی کم خیلی مهم است.

3- مهارت های ادراکی که این هم اهمیت دارد.                  4- مهارت های فنی.

اگر زن خود را ضعیف نشان دهد رهبری موفق نمی شود اگر تحکم هم کند باز هم موفق نمی شود باید سه فرمول تشخیص تجویز و هم دلی را سرلوحه خود قرار دهد.

برخی از رفتارهای کلیشه ای که نسبت به مدیریت و کارکنان در جامعه و عرف وجود دارد چنین است :

– زنان  تماتیل دارند که الزام های خانوادگی را بالاتر از ملاحظات کاری قرار دهند. طبق تحقیقات انجام شده بیشتر ترک خدمت زنان به خاطرهمین الزامات خانوادگی است.

– زنان برای درآمد اضافی کار می کنند. به همین دلیل پیشرفتی در کار ندارند.

– زنان باز خور منفی را به صورت شخصی دریافت می کنند نه به صورت حرفه ای.

– زنان برای پست های مدیریتی بالا مناسب نیستند به این دلیل که آن ها بیش از حد احساسی هستند و دلیری ندارند.

– مهمترین راهبرد زنان در زندگی شخصی کار کردن فراتر از حد انتظار است  چون مردان به آنها اعتمکاد داشته باشند ناچار به استفاده از این راهبرد هستند. که 99 درصد این راهبرد را راهبرد اساس دانسته اند. آنها ناگزیرند کارهای تكراري داشته باشند و پست هایی در سطوح پایین سازمانی داشته باشند. بیش تر آن ها در پست های ستادی و به عنوان دستیار مدیران صف انجام وظیفه می کنند. و به ندرت مسئولیت مدیران صف را به عهده داشته اند.

– به طور کلی در برنامه های توسعه کشورمان (با تأثیر در برنامه چهارم) نیز به زنان کمتر از دیدگاه مدیریتی نگريسته شده است و به توانمند سازي زنان براي مشاركت بيشتر در پست هاي مديريتي توجه چندانی نشده است. لزوم بازنگری مقوله ی توسعه مدیریت با رویکرد جنسیتي  در برنامه های توسعه کشور به شدت احساس می شود.

 

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.