هوش هيجاني:/پایان نامه درمورد هوش و سبکهای تفکر

دانلود پایان نامه

جايگاه فكر و انديشه مديران در مدل مهارتي مشتق از مدل كتز، غفاريان

يك مدل مهارتي مشتق از مدل كتز براين اساس بنا شده است كه درجايگاه مديران ارشد، اهميت مهارتهاي فني به حد اقل خود مي رسد و درمقابل اين ، مهارتهاي ادراكي هستند كه نقش تعيين كننده تري مي يابند . مدل بهينه پيشنهاد ميكند كه براي جايگاه مديران عامل كه در راس سازمانها قرار دارند، مهارتهاي فني حذف و به جاي آن مهارتهاي اداراكي (كه بسيار گسترده تر شده است )به دو شاخه مهارت در تصميم گيري كه دو وجه  بارز فعاليتهاي ذهني مدير است تقسيم ميشود

مديراني كه حجم ارتباطات آغازين آنها (مكاتبات و تماسهاي تلفني و جلساتي كه ابتدا به ساكن از دفتر آنها شروع مي شود ) نسبت به حجم ارتباطاتي كه در پاسخ به ارتباطات وارده انجام مي گيرد فزوني داشته باشد ماهيت كارآفريني داشته و مهارتهاي اغلب ادراكي آنان ابداع و خلاقيت است. درمقابل مديراني كه اغلب ارتباطات آنان را پاسخگويي به مراجعه ديگران (موضوعاتي كه از سوي ديگران آغاز شده ) تشكيل مي دهد در فعاليت روزمره خودماهيت كارگزاري را دارا بوده و سابقه غالب مهارتهاي ادراكي آنها تجزيه و تحليل اطلاعات و تصميم گيري است ( غفاريان ،1377، ص 7و 5 ).

2-2-2 هوش هيجاني :

در سال 1985 یک دانشجوی مقطع دکترا در آمریکا پایان‌نامه‌ای را به اتمام رساند که در آن از عنوان هوش هیجانی استفاده شده بود. سپس دو تن از استادان دانشگاههای آمریکا به نامهای جان میر و پیتر سالوی (1990) مقاله‌ای در زمینه هوش هیجانی به چاپ رسید. اما کسی که بیش از همه نامش با عنوان هوش هیجانی گره خورده دانیل گلمن بود که در سال 1996 نوشتن کتابی به نام سواد عاطفی را آغاز کرد و بعد از آشنایی با میر و سالووی عنوان کتاب خود را به هوش هیجانی تغییر داد ( هيتز، 2003). دانیل گلمن معتقد بود که هوش هیجانی مستمراز هوش شناختی است. بعد ازکتاب معروف او با نام کار کردن با هوش هیجانی در سال 1998 در بیش از 500 شرکت تحقیق کرده بود ثابت کرد که شایستگی عالی هیجانی می‌تواند شرکتها  و کارکنان بسیارموفقیت‌آمیز را بوجود آورد(تانگ و هات[1]، 2002، ص 69 ).

گلمن ، اظهار می‌دارد که هوش شناختی در بهترین شرایط تنها 20% از موفقیت‌ها را باعث می‌شود و 80% از موفقیت‌ها به عوامل دیگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسیاری ازموفقیت‌ها در گرو مهارت‌هایی است که هوش هیجانی را تشکیل می‌دهند. در واقع هوش هیجانی عدم موفقیت افراد با ضریب هوش بالا و همچنین موفقیت غیرمنتظره افراد دارای هوش متوسط را تعیین می‌کند. یعنی افراد با داشتن هوش عمومی متوسط و هوش هیجانی بالا خیلی موفقتر از کسانی هستند که هوش عمومی بالا و هوش هیجانی پایین دارند. پس هوش هیجانی پیش‌بینی کننده موفقیت افراد در زندگی ونحوه برخورد مناسب با استرس‌هاست (  پارسا، 1383، ص 42).

هوش هیجانی از نظر گلمن مهارتی است که دارنده آن می‌تواند از طریق خودآگاهی، روحیات خود را کنترل کند، از طریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی، تأثیر آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه‌ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد (گلمن، 2001).

توجه به هیجان‌ها و کاربرد مناسب آنها در روابط انسانی، درک احوال خود و دیگران، خویشتن داری و تسلط بر خواسته‌های آنی، همدلی با دیگران و استفادۀ مثبت از هیجان‌ها در تفکر و شناخت، موضوع هوش هیجانی  است (اکبرزاده، 1383).

هوش هیجانی به عنوان زیرمجموعه‌ای از هوش اجتماعی تعریف شده است، یعنی کنار آمدن با مردم، مهار هیجان‌ها درروابط با انسان‌ها و توانایی ترغیب یا راهنمایی دیگران و شامل ویژگی‌هایی است مثل: توانایی مهیج و برانگیختن خود، استقامت و پایداری در مقابل شکست، از دست ندادن روحیه، پس راندن افسردگی و یأس در هنگام تفکر، همدلی و صمیمیت و امید داشتن نفوذ هوش هیجانی بر فرهنگ مردمی و جامعه علمی افزایش یافته است. اکنون در دنیا مراکز بزرگی شکل گرفته‌اند که به مدیران سازمان‌ها و سایر مراکزی که نیاز به ابزارهای جدید برای مدیریت منابع انسانی دارند، کمک می‌کنند؛ مراکزی مانند: مرکز خدمات هوش هیجانی، مرکز شش ثانیه با هوش هیجانی، کنسرسیوم هوش هیجانی، مرکز هوش هیجانی ژنو.

از آنجایی که هوش هيجاني باعث تعجب زيادي در تحقيقات و در حوزه وسيعي از روانشناسي شده و شتابي كه مفهوم هوش هیجانی به آن رسیده است، بی‌ترديد فاصله‌ای را بین آنچه را که ما می‌دانیم و آنچه را که نیاز داریم بدانیم، ایجاد کرده است، قابل درک است که این مسئله به بحث و جدل میان محققین و کاربران مشتاق به درک و به کارگیری اصول مرتبط با هوش هیجانی منجر شود. البته چنین بحث‌هایی محدود به هوش هیجانی نیست و قسمت جداناپذیری از مراحل نظریه و اکتشافات علمی در تمام عرصه‌ها می‌باشد.

تحقیق و نظریه روی هیجان در طول تاریخ روانشناسی افزایش و کاهش زیادی داشته است. مثلاً انقلاب رفتاری، که توسط اسکینر[2] و انقلاب شناختی که علاقمندی به هیجان را بطور جدی آسیب زد. از آغاز دهۀ 1980 و تسریع آن در زمان حاضر مورد بهره‌برداری قرار گرفته و در پهنه وسیعی از زیرشاخه‌های روانشناسی علوم اعصاب و علوم سلامتی به طور قوی رواج یافته است، به خصوص تمرکز بر روانشناسی مثبت و طب تن و روان احیا گردیده است.

[1].  Tanhg& Hout

[2] . skinner

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.