دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن

قانون اساسی ایران، خانواده به عنوان واحد بنیادی جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان تلقی شده است. دراصل دهم قانون اساسی نیز آمده است: «از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید برای اسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.». (احمدی، 1390)

4) محور دیگر، تهدید ها و آسیب هایی است که در دهه های اخیر نهاد خانواده را به صورت جدی در عرصه جهانی به چالش کشیده و پیآمد های منفی شدید برای آن به بار آورده است. دنیای امروز که دنیایی مضطرب و پریشان است، علی رغم پیشرفت های حیرت انگیز علم و صنعت، در مساله خانواده دچار مشکلات و چالش های اساسی بزرگی گردیده و حتی گاه اساس و تمامیت آن نیز زیر سوال رفته است. متاثر از تحولات اجتماعی صنعتی و علمی، در بیشتر جوامع (از جمله ایران) مشکلات متعددی برای خانواده پدید آمده است.

به طور خاص کمرنگ شدن رویکرد اخلاق محور و همچنین روند رو به رشد رفع محدودیت های ارتباط بین مردان و زنان در محیط های عمومی، گسترش روابط آزاد جنسی، غلبه رویکرد حقوقی به حل مسائل و مشکلات خانواده، نادیده گرفتن یا انکار تفاوت های طبیعی زن و مرد و در نتیجه مقابله با هر گونه تمایز جنسیتی بین زن و مرد در زمینه حقوقی و مسوولیت ها و کوشش در جهت حذف این تمایز ها از بارزترین این تهدید ها و آسیب هاست که نخست جوامع غربی و پس از آن ها دیگر جوامع را همچون توفان هایی سهمگین درنوردیده است. شگفت اور آن که این رویکرد های نظری و عملی ضد خانواده معمولا از پشتوانه نظریه های به ظاهر علمی برخوردار بوده اند و با بهره گیری از اهرم های سیاسی و حقوقی، از جمله معاهدات بین المللی بعضا الزام اور، مسیر گسترش خود به همه جوامع را هموار کرده اند. (بستان، 1390)

اختلافات خانوادگی، طلاق، فرزندان بی سرپرست و بزهکاری نوجوانان و جوانان و … نشان دهنده مشکلات اساسی در خانواده هاست. سنت ها، اخلاقیات و روش هایی که به تقویت خانواده می انجآمد، بعضا متزلزل شده اند و دوری از هویت ملی و دینی و پذیرش هویت های دنیا گرایانه و دور از اخلاقیات انسانی بسیاری از افراد را تهدید می کند. در پی تغییرات ارزشی و حقوقی دهه های اخیر، فروپاشی خانواده با رشد بی سابقه ای روبه رو شده است. به گزارش یونسكو در كشور های صنعتی جهان از هر چهار مورد ازدواج سه مورد به جدایی می انجآمد (سجادی، 1383)

در ایالات متحده محاسبه فراوانی طلاق نسبت به کل جمعیت نشان می دهد از هر هزار نفر، 1/4 نفر اقدام به جدایی می کنند (وارد، 1998). درحدود دو میلیون کودک امریکایی سالانه جدایی والدین را تجربه می کنند (گراسک، 1988). میزان فروپاشی خانواده در کانادا به بیش از 270 هزار نفر در سال 1991 رسید (الان، 2001). در سایر کشور های اروپایی مانند سوید، دانمارک، مجارستان، فنلاند، المان و فرانسه هر سال بیش از سیصد طلاق در مقابل هزار ازدواج واقع می شود. (گراسک، 1988)

تحقیقات نشان می دهد که کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان، در واقع اغلب از اضطراب عاطفی اشکاری رنج می برند. کودکانی که اضطراب عاطفی شدیدی را در زمان طلاق تجربه کرده اند و در سن قبل از مدرسه هستند، دچار سردرگمی و وحشت می شوند، و معمولا خود را به خاطر این جدایی مقصر می دانند. کودکانِ بزرگتر بهتر می توانند انگیزه های پدر و مادرشان را برای طلاق درک کنند؛ اما اغلب نگران اثرات آن بر آینده خود بوده و غالبا احساس خشم شدیدی را نشان می دهند. (گیدنز، 1374) روان شناسان با مطالعه همه جانبه و بررسی هایی که به عمل اورده اند، کودکانی که پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده اند و یا والدین خویش را از دست داده اند، معمولا به عوارضی چون ترس بدون دلیل، بی خوابی، بی اشتهایی، اختلال در تغذیه، لکنت زبان، پرخاشگری و تجاوز به دیگران دچار می شوند.

بجز عامل طلاق، دیگر ناهنجاری های خانوادگی همچون ستیز و ناسازگاری پدر و مادر، نبود روابط گرم و محبت امیز و حمایت گرانه بین والدین و فرزندان و بدرفتاری و خشونت آنان با فرزندان در گرایش افراد به کجروی موثر شناخته شده است (سیگل، 1997). براساس تحقیقات به عمل آمده 96 درصد مجرمین خطرناك در خانواده های خود تحت تاثیر مشكلات ناشی از جدایی های گوناگون والدین قرار گرفته اند، 34 درصد از مجرمان خطرناک و 28 درصد از مجرمان اتفاقی، کسانی بوده اند که قبل از پنج سالگی بطور قطعی یا متناوب از پدر یا مادر خود محروم گشته اند (مساواتی اذر، 1374). 4/60 درصد نوجوانان بزهكار متعلق به خانواده هایی بوده اند كه در اثر مرگ و میر والدین یا طلاق از هم پاشیده اند، 44 درصد معتادان از سرپرستی خوب والدین محروم بوده اند، 70 درصد افرادی كه گرفتار آسیب های اجتماعی می شوند، كودكان طلاق هستند، 70 درصد از بیماران روانی، افراد كژخوی و كسانی كه با جامعه و قانون در ستیز می افتند، عموما از خانواده هایی آمده اند كه به نحوی دچار آسیب و لطمه شده اند. (همان)

5) با وجود توصیه های تربیتی اسلام و روش های مبتنی بر آن متاسفانه آمار از روند رو به رشد فروپاشی خانواده، تربیت های ناصحیح و مشکلات منبعث از نابهنجاری های خانواده در کشور های مسلمان حکایت دارند.

طبق گزارش های آماری، طلاق در كشور های اسلامی سیر صعودی نگران كننده ای دارد؛ از باب نمونه در عربستان سعودی 24 درصد ازدواج ها به جدایی می انجآمد، در كویت به ازای هر چهار ازدواج، یك مورد به طلاق می انجآمد. (مساواتی اذر، 1374) براساس آمار سازمان ثبت احوال ایران، نرخ آمار طلاق در سال 1357، 19/4 و در سال 1386، 31/14بوده است. همچنین در سال 1357 در مقابل هر 1/12ازدواج، یک طلاق ثبت شده، ولی در سال 1386 در مقابل هر4/8 ازدواج یک طلاق ثبت شده است. (محمدی ری شهری، 1387) با توجه به سنت پرهیز از طلاق و استبداد عده ای از مردان در كشور های اسلامی، آمار یاد شده به هیچ وجه نمی تواند گویای واقعیت فروپاشی نهاد خانواده باشد و بی تردید واقعیت در این كشور ها تلخ تر از گزارش های رسمی می باشد. (همان)

همه این مشکلات نشان می دهد که خانواده ها نیازمند توصیه های تربیتی و روان شناختی بسیاری برای رویارویی با پیچیدگی های زندگی کنونی هستند. اکنون برقراری روابط مناسب با همسر و تربیت فرزندان، به سادگی چند دهه گذشته نیست. عوامل موثر بر خانواده به قدری زیادند که برای مقابله با عوامل آسیب زا، نیازمند آموزش و تربیت خانواده ها در سطح ملی هستیم. (سالاری فر، 1385)

با توجه به جایگاه خانواده و نقش آن در تربیت و چالش ها و آسیب هایی که خانواده در عرصه جهانی با آن روبروست، همچنین مشکلات و آسیب هایی که خانواده در کشور های اسلامی و بخصوص ایران با وجود توصیه ها، سفارش ها و آموزه های دینی اسلام بر جایگاه خانواده با آن مواجه است اهمیت و ضرورت موضوع مورد تحقیق ضروری تر می گردد.

6) متون دینی اسلام، یعنی آیات نورانی قرآن کریم و کلمات پیامبر (ص) و معصومان (ع)، که مسوولیت هدایت و تربیت بشر را به دوش دارند سرشار از توصیه های کارآمد و متناسب با عصر حاضر در باب اساسی ترین مسائل خانواده و جزیی ترین موارد آن در رابطه با ساختار و کارکرد می باشد. به عبارتی دیگر، علاوه بر ساختار خانواده، اهداف تشکیل آن نیز، از گزاره های متون اسلامی استنباط می گردد. بهره مندی از پیشینه فرهنگی و علمی غنی و کارآمدی برای رویارویی با مسائل خانواده در قالب مجموعه تعالیم اسلامی در این مورد، به نظامی رهنمون می شود که پاسخگوی نیاز های مادی، روانی و معنوی خانواده هاست. بنابراین بحث و بررسی پیرامون خانواده، با توجه به اهمیت ساختار و کارکرد های حیاتی خانواده و با عنایت به غنای آموزه های اسلام در این زمینه، با لذات و به خودی خود دارای اهمیت است.

موارد برشمرده فوق همچون آمار های نامبرده و مشابه آن، حکایت از ناهنجاری ها و آسیب های گوناگون موجود در خانواده است. هر چند بروز و وجود این مشکلات می تواند زمینه ها و بستر های ایجاد متعدد و متفاوتی داشته باشند؛ لیکن در نگاهی مجموعی و کلی می توان عمده ترین علل آن ها را به دو بعد اساسی و قابل توجه ساختار و کارکرد، به عنوان مهم ترین ابعاد، مرتبط دانست. برطبق این بیان، در بعد ساختار، چنان چه معیار های صحیح، برای تشکیل بنای خانواده در نظر گرفته نشود و یا به درستی لحاظ نگردد، ساختاری نااستوار به وجود می اید که احتمال فرو پاشی آن دور از انتظار نخواهد بود. پایه گذاری ساختار صحیح، علاوه بر اهمیت ذاتی و بنیادی و عاملیت در استحکام اولیه بنا، در رسیدن به کارکرد ها نیز تاثیر خواهد داشت. در این نگرش برخی از عوامل ناهنجاری ها به بعد کارکرد منسوب می شود، که می توان از آن ها با عناوین عدم کارکرد یا کارکرد بد خانواده یاد نمود. بنابراین اساس و ریشه مشکلات در این راستا به مسائل ساختاری و کارکردی مرتبط می گردد.

7) بسیاری از پژوهش ها ی انجام شده در این زمینه در عین ارزشمندی فراوان، بر معضلات و مشکلات بوجود آمده پس از ازدواج و آن هم از منظر روان شناسی، حقوقی، جامعه شناسی و امثال آن متمرکز شده است. در مجموعه تحقیقات انجام شده، به ماهیت این نهاد تربیتی، فلسفه تشکیل و کارکرد های آن با نگاه کلان و رویکردی دینی، پرداخته نشده است. بنابراین فلسفه و چرایی تشکیل ساختار خانواده هم چنان از سوال های بدون پاسخ می باشد. علاوه بر این، بررسی کلی کارکرد ها با در نظر داشتن رابطه ساختار و کارکرد در بینش مجموعه ای از ضرورت هایی است که مورد غفلت واقع شده است و سوال های چگونگی ترسیم ابعاد ساختاری و کارکردی در آموزه های قرآن و تبیین دلالت های تربیتی این ابعاد انچنان که شایسته است، پاسخ داده نشده است. پرداختن به این مسائل، علاوه بر شفاف و واضح نمودن مجهولات موجود، مسیر رسیدن به پاسخ پرسش های متعدد دیگر را نیز هموار می سازد.

1-4. اهداف تحقیق

1- تبیین ابعاد ساختاری خانواده براساس آموزه های قرآن (چیستی خانواده)

2- تبیین ابعاد کارکردی خانواده براساس آموزه های قرآن (چرایی خانواده)

3- تبیین دلالت های ابعاد ساختاری و عملکردی خانواده مبتنی بر آموزه های قرآن در امر تربیت (چگونگی خانواده)

1-5. سوال های تحقیق

1- ابعاد ساختاری خانواده در آموزه های قرآنی چگونه ترسیم گردیده است؟

2- ابعاد کارکردی خانواده در آموزه های قرآنی چگونه ترسیم گردیده است؟

3- دلالت های ابعاد ساختاری و عملکردی خانواده مبتنی بر آموزه های قرآن در امر تربیت چگونه است؟

1-6. تعاریف واژگان

1-6-1. خانواده

خانواده را از دیدگاه های مختلف می توان تعریف کرد که پاره ای از آن ها سطحی و پاره ای دیگر عمقی است. واضح است که هرچه دیدگاه عمیق تر باشد، شناختی کامل تر و قابل اعتماد تر بدست می اید و هرچه شناخت از خانواده کامل تر و عمیق تر باشد، بهتر می توان به این نهاد مقدس، رونق بخشید و تزلزل و ناپایداری را از محیط آن دور ساخت.

خانواده تعاریف متفاوتی دارد که نه تنها براساس فرهنگ ها، بلکه در درون یک فرهنگ نیز بر پایه دیدگاه های مختلف فرق می کند.

خانواده مجموعه ای از افراد خویشاوند است که از طریق ازدواج، از طریق نسبت یا از طریق فرزند خواندگی به یکدیگر متصل اند و زیر یک سقف زندگی می کنند. یعنی بر دو اصل خویشی و همزیستی متکی است. (بوردیو، 1380)

شرفی به نقل از مرداک می نویسد: خانواده یک گروه اجتماعی است که اعضای آن بوسیله دودمان، ازدواج، یا فرزند خواندگی با یکدیگر پیوند برقرار می کنند و نیز کسانی که در زندگی با هم از تشریک مساعی در تامین درآمد، اقتصاد زندگی و نگهداری از فرزندان برخوردار هستند. (محمودیان، 1388)

علاوه بر دو تعریف ساختاری و کارکردی، ده ها تعریف دیگر در مورد خانواده وجود دارد. (منادی، 1385)

برخی محققان اسلامی نیز تعاریف دیگری بیان داشته اند:

عنصر اصلی تشکیل دهنده خانواده، یک زن و یک مرد است که مطابق آداب و رسوم اجتماعی خویش با یکدیگر پیوند زناشویی بسته اند و بعد فرزند یا فرزندانی برجمع آن ها افزوده شده است. (بهشتی، 1385)

فروهی با عنایت به مضمون آیه سیزدهم سوره مبارکه حجرات این تعریف را برگزیده است: خانواده عبارت است از کوچکترین واحد تشکیل دهنده هر جامعه، که حداقل از یک زن و شوهر تشکیل شده است و با فرزندان تکمیل می شود. (فروهی، 1384)

قائمی معتقد است که خانواده به مفهوم محدود آن عبارت است از یک واحد اجتماعی ناشی از ازدواج یک زن و مرد که فرزندان پدید آمده از آن ها آن را تکمیل می کند. (قائمی، 1373) همچنین خانواده را شامل «مجموعه ای از افراد می داند که به هدف و منافع مشترک زیر سقفی گرد هم می ایند.»

در تعریف شورای عالی انقلاب فرهنگی، نهاد خانواده جزء عوامل موثر در تربیت شمرده شده و شامل پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده و بستگان ذکر شده است.

منظور محقق از خانواده در اینجا، همسران (پدر و مادر) و فرزندان آنان می باشد. خانواده ای که در تعریف جامعه شناسی، خانواده هسته ای نامیده شده متشکل از والدین و فرزندان متعلق به آنان است که جدا از دیگر بستگان و با یکدیگر زندگی می کنند.

1-6-2. بعد ساختاری